شناسهٔ خبر: 28047 - سرویس دیگر رسانه ها

اظهار نظرهای جالب کارگردان های فیلم فجر

کمال تبریزی وقتی به خانه سینما می رود بوی سیگار می گیرد و مسعود جعفری جوزانی عاشق صدای شهرام ناظری است این تنها بخشی از اظهار نظرات جالبی است که فیلمسازان در طرح "یک فیلم، یک سلام" داشتند.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایسکانیوز؛ در جشنواره سی وسوم فیلم فجر امسال طرحی یک هفته ای برای معرفی فیلم های راه یافته به جشنواره در بخش های سودای سیمرغ و نگاه نو اجرا شد که در آن علاوه بر حضور کارگردان و عوامل فیلم وگفتگو درمورد فیلمشان از تیزر وپوستر فیلم ها هم رونمایی شد.فیلمسازان در مورد معرفی فیلمشان اظهار نظرهای متفاوتی داشته اند؛ کمال تبریزی کارگردان «طعم شیرین خیال» در جلسه معرفی فیلمش گفت: هر زمان که به خانه سینما می‌روم بوی سیگار می‌گیرم و این موضوع برایم ناراحت کننده است، اگر فیلم ما باعث شود قدری نسبت به محیط اطراف و فضای زندگی مان توجه بیشتری داشته باشیم و پاکی قبلی کره زمین را به آن برگردانیم این بهترین هدیه فیلم ما می شود.

 

عصریخبندان

مصطفی کیایی: "عصر یخبندان" فیلمی اجتماعی است که به نسبت فیلم‌های من شیرینی کمتر و فضای متفاوت تری دارد.

 

ارغوان

کیوان علیمحمد: "ارغوان" ادامه منطقی مسیر فیلمسازی ما است. ما در این فیلم تلاش کردیم فیلمی با استانداردهای جهانی بسازیم که در آن اصلا عقده های حقارت دیده نشود و سرشار از خلاقیت و موسیقی خلاقانه باشد.

 

اعترافات ذهن خطرناک من

هومن سیدی: با توجه به اینکه هر سال ذهن و نگاه تغییر می کند به نظر من فضای فیلم هایم ارتباطی با هم ندارند.

 

ایران برگر

مسعود جعفری جورانی: شهرام ناظري يك اتفاق است و يك پديده هنري در كشور ما محسوب مي‌شود.شهرام ناظري در ژرفاي قلب من جاي دارد.

 

بوفالو

كاوه سجادي حسيني: فیلمنامه "بوفالو" بر اساس سهیلا گلستانی نوشته شده و چون با خصایص و اخلاقیات او آشنا بودم، اصرار بر این داشتم که سهیلا گلستانی این نقش را بازی کند. بوفالو، یک فیلم غیر کلیشه‌ای است و تجربه‌ای که در روایت فیلمنامه به وجود آمده، کمتر در سینمای ایران از لحاظ فرم روایتی اتفاق افتاده در این فیلم از سینمای قصه گو وارد سینمای ضد روایت می‌شویم.

 

بهمن

مرتضی فرشباف: درحقیقت می توانم بگویم فیلم روی بازی معتمدآریا می چرخد و بدون فلش بک است.

 

تگرگ و آفتاب

رضا کریمی : "تگرگ و آفتاب" را شروع کردم زیرا حس کردم اثر متفاوتی خواهد بود ضمن اینکه اتفاق خوبی که در این فیلم رخ داد این بود که گروه بسیار خاص و ایده‌آل در این پروژه با ما همراه بودند و همه آنها کار را دوست داشتند.
تا آمدن احمد

 

صادق صادق دقیقی: اگر می‌خواهید هم بخندید هم گریه کنید "تا آمدن احمد" را ببینید. مخاطب فیلمی متفاوت در ژانر دفاع مقدس خواهد دید.ما فقط به تیر و ترکش و خمپاره نپرداخته‌ایم.

 

 حکایت عاشقی

احمد رمضان زاده: این فیلم روایتی عاشقانه در بحبوحه بمباران حلبچه است. دلیل انتخاب روایت عاشقانه این بود که از تلخی فضای داستان فیلم کم کنیم.مراحل تحقیق و نگارش و فیلمبرداری این کار سه سال طول کشید.

 

123

 

خانه دختر

شهرام شاه حسینی: در حال حاضرمی‌بینم که فیلم‌ها تک کاراکتری شده و حس‌های خوبی در مخاطب به وجود می آورد ولی این رنگ آمیزی و اینکه این فیلم قهرمان ندارد برایم جذاب بود.

 

خداحافظی طولانی

فرزاد موتمن: وقتی فیلمنامه را خواندم، چیزی مرا جذب کرد چون قصه در طبقه اجتماعی کارگر اتفاق می‌افتد. سینمای ما نسبت به این قشر بی‌تفاوت است چرا که اکثر فیلم‌های ما یا در نیاوران ساخته می‌شود یا در زعفرانیه و به ندرت پیش می‌آید که فیلمی ساخته شود که راجع به کارگران ساختمانی باشد. این فیلم عشقی بود برای هر کارگردان و مبارزه‌ای است برای اینکه او بداند چقدر از پس این کار بر می‌آید. حالا دیگر شب‌های تهران نیست. حالا با کارگر کارخانه روبه‌رو هستی که دامنه کلماتش محدود ولی جذاب است.

 

رخ دیوانه

ابوالحسن داودی: در بازي شطرنج اصطلاحي به نام رخ وجود دارد و فداكاري رخ باعث مي شود شاه نجات پيدا كند؛ موضوع  فيلم دقيقا بر اساس همین ساخته شده.

 

شرفناز

حسن نجفی: امیدوارم پس از به نمایش در آمدن این فیلم، جان سالم به در ببرم. بر اساس تحقیقات فیلمنامه ام در مرز ایران و پاکستان و افغانستان، ۱۵ هزار مدرسه وجود دارد که بچه ها را جذب و آنها را به شکلی انتهاری و افراطی، پرورش می دهند.فیلم من سیاسی نیست، درباره داعش نیست، درباره طالبان نیست، بلکه درباره افراطی گری است. موضوع فیلم من، سوءاستفاده از کودکان در جهت اهداف شوم است.

متاسفانه تقدیر و سرنوشت ما در دست دیوانه هایی می افتد که جهان را به دیوانگی می کشند و دیگر جایی برای تغزل من و امثال من باقی نمی ماند.

 

شکاف

کیارش اسدی زاده: هسته اصلی این فیلمنامه براساس یک واقعیت بیرونی است. دغدغه اصلی "شکاف" فرزندان در درون خانواده و بی‌توجهی و خودخواهی والدین نسبت به آنهاست. در حال حاضر توجه به فرزند‌آوری کاهش پیدا کرده و خانواده در این فیلم مورد توجه است.

فیلم «شکاف» پایانی دارد که از زمان اجرا یک نوع شوق و یک نوع نگرانی برای آن داشتم.

 

شیفت شب

نیکی کریمی در جلسه معرفی "شیفت شب" حضور نداشت اما محمدرضا فروتن درمورد سیمرغ صحبت های جالبی داشت:متاسفانه طی سال‌های اخیر کسانی جایزه دریافت کرده‌اند که موجب شده سیمرغ معنی‌اش را برایم از دست بدهد. حتی در مورد این افراد این ذهنیت به‌وجود می‌آید که دریافت جایزه از سوی آنها سفارشی است. امیدوارم امسال این‌گونه نباشد و کسانی که لایق دریافت سیمرغ هستند آن را کسب کنند. اینکه یک نفر سیمرغ بگیرد و همه تعجب کنند نشانگر نادرست بودن این انتخاب است.
 

عصر یخبندان

مصطفی کیایی: این فیلم اثری اجتماعی است و فضای آن همان فضای روز جامعه است، ولی نسبت به کارهای قبلی من لحن متفاوت‌تری دارد. شاید شیرینی که در فیلم‌های قبلی‌ام وجود داشت در این کار کمتر شده است.

 

مرگ ماهی

روح اله حجازی: این رزها یک سری از کارگردانان که از دوستان خود من هم هستند در حال انتقاد از جشنواره هستند. انتقاد به جای خود درست است اما به نظر من نباید اصل جشنواره را زیر سوال برد. جشنواره برای من خیلی مهم است چرا که من موفقیتم را از مسیر جشنواره و سیمرغی که برای "در میان ابرها" گرفتم شروع کردم و قطعا همه دوست دارند در جشنواره حضور داشته باشند.

 

مزار شریف

عبدالحسن برزیده: موضوع فیلم به سال 77 مربوط می‌شود. اتفاق مهمی که رخ داد اما به آن پرداخته نشد و کسی درباره آن حرفی نزد؛ آن هم به دلایلی که برای من روشن است. فیلم به موضوع حمله به کنسولگری ایران در مزار شریف و کشتار دیپلمات‌های ایرانی می‌پردازد و امیدوارم در این ایام که فیلم پخش می‌شود بیشتر به این موضوع نیز بپردازیم.

متاسفانه دریغ از یک عذرخواهی ساده از سوی مسئولان وقت از ملت ایران و کسانی که داغدار این ماجرا بودند. نه تنها عذرخواهی صورت نگرفته بلکه این خانواده‌ها گاهی حتی مورد بی‌مهری هم قرار گرفته‌اند.
 

کوچه بی نام

هاتف علیمردانی: هميشه وقتي فيلمي را مي‌سازم در ابتدا به نظرم بسيار خوب مي آيد، اما بعد از چند ماه فكرمي‌كنم بسيارساده‌لوحانه است.يك فيلمساز وقتي كه يك فيلم مي‌سازد، تمام آن چيزي است كه بلد است را انجام می دهد بنابراين با او مهربان‌تر باشيم. متاسفانه من شاهد برخوردهايي از افراد صاحب‌نام و صاحب سبكي بودم درخواست دارم فيلم‌ها را با مداراي بيشتري ببينند و در مورد آنها هتك حرمت نكنند.

 

من دیه‏ گو مارادونا هستم

 

بهرام توکلی: "من دیه‌گو مارادونا هستم" فیلم کمدی به معنای متعارف آن نیست اما یک اثر با تلقی غیر جدی نسبت به وقایع اجتماعی است.

ما سینمایی‌ها نباید از درون به جشنواره ضربه بزنیم و ضمن بیان انتقادات ، حرمت جشنواره را نگهداریم زیرا در بحث نقد مسائلی مورد نظر است که یکی از آنها رعایت ادب است، برخی از دوستان فکر می‌کنند هر چه بی‌ادب‌تر و خشن‌تر باشند و نقد را با بی‌ادبی مطرح کنند مهم می‌شوند و این خیلی بد است جشنواره یک حرکت فرهنگی است که معایبی هم دارد مثل تمام اقداماتی که در کشور انجام می‌شود. وظیفه ما این است که جشنواره را از آسیب‌های بیرونی محافظت کنیم و خود را هنگام بیان نقد مهم ندانیم چون برخی از افرادی که جشنواره را نقد می‌کنند فکر می کنند که چه شخصیت مهمی هستند.