به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا؛ این روزها افکار عمومی در سراسر جهان چشم به بخشی از سوریه دوخته است که سکونتگاه تاریخی کردهای این کشور محسوب میشود. نام قامشلی، کوبانی، حسکه و رقه در اخبار تکرار میشود و هراس از این موضوع که نبرد میان ارتش ترکیه با نظامیان کرد سوری به بیثباتی تازهای در خاورمیانه منجر شود هر روز در حال افزایش است.
پیش از این نیز، در بازه زمانی نبرد میان کردهای سوریه با داعش، بهویژه نام کوبانی بسیار به گوش میرسید اما نه در آن زمان و نه اکنون، توجه به تاریخ، جغرافیا و مسائل سیاسی مرتبط با کردهای سوریه، نه فقط در ایران که بسیاری دیگر از نقاط جهان چندان مورد توجه نبوده است.
یکی از معدود کتابهایی که درباره کردهای سوریه به فارسی ترجمه شده است، با این جملات آغاز میشود: «رسانههای جمعی بهندرت به کردهای سوریه میپردازند. این مسئله در مورد تحقیقات علمیای که به سوریه اختصاص دارد نیز صدق میکند. حتی تحقیقات در مورد مسئله کردها نیز همین است. اغلب مطالعات بر روی مناطق کردنشین ترکیه، عراق و تا حد کمتری ایران متمرکز بوده است. این مختص به یک دوره خاص نیست.»
مطالب بالا را از کتاب «کردهای سوریه؛ تاریخ، سیاست و جامعه» نقل کردیم. کتابی از جوردی تیجل که با دو ترجمه در ایران منتشر شده است. یکبار با ترجمه صداقت حیاتی و در نشر نگاه معاصر و یکبار با ترجمه آزاد حاجیآقایی و در نشر رامان سخن.
کتاب کردهای سوریه تحولات این منطقه را تا اواخر سال 2008 پیگیری کرده و به مباحث تازه در این حوزه نپرداخته است، اما به دلیل بنیان روششناختی درست آن و نیز به دلیل دقت تاریخی مورد توجه نویسنده، از جمله آثار قابل اتکا برای شناخت این منطقه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
جوردی تیجل (که در ترجمه آزاد حاجی آقایی نام او به صورت ژوردی تژل ثبت شده است) استاد دانشگاه فرایبورگ و مدرسه مطالعات پیشرفته علوم اجتماعی پاریس بوده است. او در کتاب خود بر پایه اسناد مربوط به دوران قیمومیت فرانسه در سوریه که در ابتدای قرن حاضر منتشر شدند و نیز با تکیه بر مطالعات میدانی، پژوهشی اسنادی ـ میدانی درباره کردهای سوریه انجام داده است. نسخه انگلیسی این کتاب در سال 2009 در انتشارات راتلج منتشر شده است.
در فصل اول با عنوان «کردها در زمان دولت قیم فرانسه»، نویسنده به تحرکات قومی کردهای سوریه پرداخته و آن را متاثر از تحولات کردستان ترکیه و صفبندیهای بینالمللی قلمداد میکند. ظهور ناسیونالیسم کرد در سوریه، نهضت فرهنگی کردی در سوریه و لبنان، رابطه کردها و فرانسه و... از جمله مباحثی است که در این فصل مورد بررسی قرار میگیرند.
در فصل دوم کتاب که «سوریه در دوره انتقال (1946-1963) نام گرفته، اوضاع کردستان در بازه زمانی شکلگیری دولت مستقل در سوریه مورد توجه قرار گرفته است و بهویژه تاثیر مسئله شکلگیری ناسیونالیسم عربی تحت تاثیر جمال عبدالناصر در رابطه با نوع تعامل کردها با دولت مرکزی سوریه به بحث گذاشته میشود. تاسیس حزب دموکرات کردی در سوریه یکی از مباحثی است که در این فصل به آن پرداخته میشود. توسعه راهها، سیاستهای مربوط به مقوله آب و زمینهای کشاورزی و مسئله کردزدایی و تلاش برای عربی کردن منطقه کردنشین سوریه از بحثهای دیگر این فصل است.
فصل سوم کتاب با نام «رژیم بعث و کردها» نیز به تداوم این سیاستها پس از کودتای حافظ اسد و به قدرت رسیدن حزب بعث در سوریه میپردازد. حزب بعث به عنوان یک حزب ناسیونالیست عربی همواره از «خطر کردها» یاد میکرد. نویسنده در بخشی به نام سالهای استثمار، نوع مواجهه حکومت مرکزی با کردها در فاصله بین 1979 تا 2000 را از جنس استثمار تلقی میکند.
فصل چهارم کتاب با نام «مسئله کردها و بعد فراملی آن» به ابعاد بینالمللی مساله کرد پرداخته و پویشهای سیاسی جامعه کرد در سوریه را از زاویه پیوند کردها در سوریه با احزاب دمکرات کردستان عراق، اتحادیه میهنی کردستان و حزب کارگران کردستان به تصویر میکشد.
فصل پنجم کتاب نیز با عنوان «پاسخ کردها و حاشیههای آن: پنهانکاری یک کشمکش» واکنش کردها را به تحولات منطقهای پس از سقوط صدام تا سال 2008 مورد کنکاش قرار میدهد. نویسنده در این فصل متاثر از مفهوم «سیاستهای نامرئی»، تقیه را به عنوان مهمترین شیوه واکنش کردها در مقابل سیاستهای سرکوبگرانه بعث مورد بررسی قرار می دهد.
فصل ششم این کتاب با پژوهش میدانی در ارتباط با شورش قامشلی در سالهای ابتدایی قرن بیستویکم به رشته تحریر درآمده است و نویسنده این شورش را نشانه عصری جدید برای کردهای سوریه تلقی میکند. او بر این باور است که خشونتهای غافلگیرکننده مناطق کردنشین شمال سوریه و مناطق کردنشین حلب و دمشق نشانی از ظهور اعتراضات کردی در مقابله با حاکمیت به شمار میرفت تا جایی که حکومت سوریه نیز از ظرفیت کردها برای چنین عملی ناآگاه و از مقیاس و بزرگی این اعتراضات غافلگیر گردید. نقش رسانه ها در رویت پذیری این رویدادها از سوی مولف به خوبی تبیین شده است.
کتاب «کردهای سوریه» اگر چه به دوران پیش از جنگ داخلی در سوریه تعلق دارد و شکلگیری حکومت خودگردان روژوا در این بخش از کشور سوریه را مورد توجه قرار نداده است، اما به این علت که نمایانگر ریشههای تاریخی برخی از سیاستهایی امروزین است، در مطالعه جنگ کنونی بین کردهای سوریه و حکومت ترکیه نیز میتواند جالب توجه باشد. تلاش ترکیه برای شکل دادن به یک منطقه حائل بر پایه اسکان پناهندگان عرب در مرزهای سوریه با ترکیه، نمودی از تداوم سیاست کردزدایی است که بهویژه در دهههای 50 و 60 قرن بیستم دنبال میشد و البته به نتیجه هم نرسید. احمتال دارد با مطالعه چنین کتابی، فرد آشنا با روند تحولات در خاورمیانه به این نتیجه برسد که ترکیه در حال آزمودن یک سیاست آزموده شده است.