شناسهٔ خبر: 18027 - سرویس کتاب و نشر

گفت‌وگو با محمدعلی جعفریه؛

نگاه اقتصادی به مسئلۀ توزیع کتاب

جعفریه ما از نظر اقتصادی به توزیع نگاه می‌کنیم. بازار موجود را می‌بینیم و بر اساس بازار موجود می‌خواهیم بررسی کنیم. الان یکی از مشکلاتی که در خصوص توزیع کتاب در ایران وجود دارد مکان‌های عرضه کتاب است.

فرهنگ امروز/زهرا نبوی: محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث و یکی از اعضای اصلی اتحادیه ناشران و کتابفروشان است. او سال‌ها است در عرصه نشر فعالیت می‌کند و کتابفروشی فعال او در راسته‌ کتابفروشی‌های کریمخان است. با او در مورد مشکلات توزیع گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم. جعفریه معتقد بود بالا رفتن تعداد کتابفروشی‌های سطح شهر می‌‌‌تواند بار مشکلات توزیع را سبک‌تر ‌کند.

 

آقای جعفریه ساز و کار توزیع کتاب در ایران را چگونه می‌دانید؟ آیا شما هم به مافیای توزیع معتقدید؟

من اصلاً مافیای توزیع را قبول ندارم. این را یکسری از دوستان که کتاب‌هایشان فروش نمی‌رود مطرح می‌کنند. و چیزی به عنوان مافیای توزیع وجود ندارد. ما یک تعداد مراکز پخش داریم که هرکدام گنجایش و توان خودشان را دارند و این ها کتاب توزیع می کنند. مثلاً یک مؤسسه‌ای 1000 متر انبار دارد که این خیلی کم است برای یک مؤسسه پخشی، ولی گنجایششان هم است و همین مرکز دارد با یکسری ناشر کار می‌کند. پس نسبت به محدودیت سرمایه و محدودیت فضایی که دارد کتاب می‌گیرد و توزیع می‌کند. توزیع‌کننده دارد یک کار اقتصادی فرهنگی می‌کند، چرا باید کتابی را توزیع نکند جز آن‌که آن کتاب بازار نداشته باشد. اگر کتابی فروش برود خب آن را توزیع می‌کند. یعنی از نظر اقتصادی برایش به‌صرفه است. ولی چون فضایش را ندارد کتاب را به اندازه توزیع  نمی‌کند. دلیل دیگر سیستم قطعی فروشنده و کتاب‌فروش است. الان تمام کتابفروشی‌ها کتاب را از مرکز پخش قطعی می‌خرند. حالا چک می‌دهند و... این‌ها مسائل بعدی است. امانی نیست به هر حال. بنابراین کتابفروش کتابی را که می‌خرد 75 درصد سرمایه‌اش را به خطر می‌اندازد که 25 درصد سود کند، بنابراین کتابی را انتخاب می‌کند که از فروشش مطمئن باشد. و بداند فروش می‌رود. قضیه بازار و عرضه و تقاضا است.
به هر حال وقتی کتاب خوب دربیاید مردم می‌خرند. ما خودمان کتابی منتشر می‌کنیم که می‌بینیم در عرض سه ماه سه بار چاپ می‌شود و کتاب دیگری ممکن است این اتفاق برایش نیفتد. ولی این‌که بگوییم این کتاب را مافیای توزیع پخش کرد و آن کتابی که فروش نرفته را پخش نکرده است، این نیست.

 

عده‌ای می‌گویند کتاب‌های حوزه‌ اندیشه به‌خصوص کتاب‌های انقلاب و جنگ توسط برخی بایکوت می‌شود و به فروشگاه‌های کتاب نمی‌رسد.

ببینید این‌که کتاب‌هایی که در حوزه‌‌های خاص مثل جنگ و انقلاب بایکوت می‌شود این‌گونه نیست. ضمن آن‌که بیشترشان وابسته به مراکز دولتی‌اند و کتاب‌هایشان را توزیع می‌کنند و کتاب‌هایشان هم فروش می‌رود. بعضی از کتاب‌هایشان را می‌بینی که به چاپ صدم هم می‌رسد. خب پس این نشان دهنده این است که اگر مردم استقبال کنند، کتاب هم توزیع می‌شود.

 

نظرتان در مورد توزیع‌کننده تخصصی چیست؟ پژوهشگران حوزه نشر معتقدند بخش زیادی از مشکلات توزیع با پخش‌کننده‌های تخصصی حل خواهد شد.

ما توزیع‌کننده تخصصی داریم. کسانی که کتاب‌های درسی و فنی یا هنری توزیع می‌کنند. ولی همه‌ کتاب‌هایشان در همه کتابفروشی‌ها نیست و همه‌ کتاب‌هایشان هم لزوماً پرفروش نیست. ضمن آن‌که تیراژ کتاب در ایران بسیار پایین است. بعضی کتاب‌ها 500 نسخه و حتی پایین‌تر هم تیراژ دارند.

 

گره کار کجاست؟ شما مشکل توزیع را کجا می‌‌بینید؟

به هر حال ما از نظر اقتصادی به توزیع نگاه می‌کنیم. بازار موجود را می‌بینیم و بر اساس بازار موجود می‌خواهیم بررسی کنیم. الان یکی از مشکلاتی که در خصوص توزیع کتاب در ایران وجود دارد مکان‌های عرضه کتاب است. داشتن کتاب‌فروشی به‌صرفه نیست که مردم به سمت این کار بروند. الان بهترین کتابفروشی‌هایی که در سطح شهر وجود دارد شهرکتاب‌ها است. و کتاب هم فروش می‌رود. که نشان می‌دهد این کار ظرفیت‌های زیادی دارد. ولی چون سرمایه‌گذاری‌ با سوددهی‌اش برابری ندارد مردم سرمایه‌گذاری نمی‌‌کنند.

 

در واقع شما یکی از مشکلات توزیع را «ویترین» می‌دانید. وقتی یک کتاب‌فروشی محدودیت مکانی دارد ناچار است دست به انتخاب بزند و نمی‌‌تواند سلیقه همه مخاطبان را بگنجاند.

صد در صد. چون جا ندارد. عناوین کتاب الان زیاد شده است. مثلاً الان می‌بینم کتاب‌فروشی‌هایی که به توزیع‌کننده صورت می‌دهند، یکی دو کتاب سفارش می‌دهند. می‌گویم می‌دانم کتاب فروش می‌رود ولی جا ندارم و این‌ها فروش برود من دوباره سفارش می‌دهم.

 

به نظر شما این مشکل با سرمایه‌گذاری‌های دولت کم می‌شود؟

دولت نباید سرمایه‌گذاری کند، دولت باید زیرساخت‌ها را درست کند. چون تاریخ نشان داده است دولت هرجا مستقیم وارد شده هم فساد آورده هم رانت آمده هم این‌که موفق نبوده است. دولت باید شرایطی به وجود بیاورد که مردم راغب شوند کتابفروشی بزنند. وقتی کتاب‌فروشی باز می‌شود فضای جدیدی به وجود می‌آید که کتاب عرضه می‌شود. دولت باید این کار را بکند، مثلاً قانون کتابفروشی‌ها را نهایی کند، طرحی که شورای شهر نیم‌بند تصویب کرده که مکان مسکونی را می‌شود تبدیل به کتابفروشی کرد.

 

این قانون تصویب و اجرا شده و گویا عده‌ای هم این کار را کرده‌اند.

تصویب شده اما اجرا نمی‌شود. شرایط بسیار سختی دارد و قانونش درست نیست. برخی این کار را کرده‌اند، ولی تعدادشان خیلی کم است و هنوز مشکلات قانونی دارد. مشکلاتش باید حل شود تا این اتفاق همه‌گیر شود. دولت باید بیاید این کار را بکند. ضمن آن‌که معرفی و نقد کتاب در توزیع بسیار مهم است.