سینما و رسانه

مادر قلب

نگاهی به فیلم مادر قبل اتمی؛

پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی

موتور محرکۀ این داستان که با حداقل «خودارجاعی متن» و در مقابل با حداکثر درگیر کردن ذهن و حافظۀ مخاطب ارائه می‌شود، وقوع یک تصادف و به موازات آن ورود شخصیتی مرموز و روح‌مانند است که هم پلی میان واقعیت و خیال می‌سازد و هم ارجاع و نشانۀ ارجاعی برای مفهوم بازنویسی و بازنمایی قدرت است.

  • تحمل دیدن سینمای خشن هانکه را ندارم ۳ روز قبل

    گفت‌وگوی فرهنگ امروز با دکتر محمد صنعتی (۲)؛

    تحمل دیدن سینمای خشن هانکه را ندارم

    درباره‌ی سینمای خشن در این حد از خشونت، چه سینمای هانکه باشد، چه سینمای برادران کوئن یا کارگردان‌های هالیوودی یا غیرهالیوودی باشند که می‌خواهند خشونت را به‌شدت در وحشتناک‌ترین شکلش نشان ‌دهند، باید بگویم خیلی تحمل دیدنش را ندارم. البته آن‌ها مدعی هستند که می‌خواهند واقعیت را به همان شکل که رخ داده است نشان دهند، ولی بیشتر برای ایجاد هیجان، واقعیت‌های اغراق‌آمیز خلق می‌شود که بتواند سرمایه را با سود برگرداند.

  • روان‌کاوی سینمای ضدروان‌کاو ۸ روز قبل

    گفت‌وگوی فرهنگ امروز با دکتر محمد صنعتی (۱)؛

    روان‌کاوی سینمای ضدروان‌کاو

    الآن ضدقهرمان، جای قهرمان را گرفته یا تفاوت اساسی با هم ندارند. هر دو آن‌ها به‌شدت خشن‌اند؛ یا آزار می‌دهند و می‌کشند، یا گاهی هم ممکن است در انتها خودکشی ‌کنند. مثل معلم پیانویی که انگار خشونت را در هنر خودش «والایش» داده، ولی با این حال، در زندگی خودش مشکلات و تضادهای درونی‌اش حل‌ نشده و دچار بحران است. در اینجا، بحران در وجود خود این معلم پیانوست.

  • «میانجی‌ها» ۱۰ روز قبل

    درباره نسبت فیلم‌های آلمانی سهراب شهیدثالث و سینمای نوین آلمان؛

    «میانجی‌ها»

    اگر فیلمسازان سینمای نوین آلمان، حکم میانجی‌هایی را داشتند میان آلمان غربی بعد جنگ و آلمان یکپارچه‌ی پیش از آن، شهیدثالث با مهاجرت به آلمان غربی و ساختن «در غربت» (۱۹۷۵)، میانجی میان جامعه‌ ایرانی و جامعه‌ی آلمانی شد. نکته‌ مهم درباره شهیدثالث این است که اگر فیلمسازان آلمانی، پروبلماتیک‌های پیش از جنگ را به دوران پس از جنگ تسری دادند، شهیدثالث نیز دغدغه‌های مشترکی را از ایران به آلمان منتقل کرد.

  •  زندگی هنری یک بیمار اسکیزوفرن ۲۳ روز قبل

    نگاهی روان کاوانه به فیلم قوی سیاه؛

     زندگی هنری یک بیمار اسکیزوفرن

    خنثی کردن یا محو کردن اسم پدر که در واقع castration یا اختگی را محو کرده و از بین می‌برد، باعث می‌شود که سوژه در خدمت مطلق گرایی مادر باشد. در نتیجه زندگی سوژه می‌شود، یا مطلق بودن یا هیچ، و چیزی بین این دو نیست. در فیلم قوی سیاه، نینا، شخصیت اصلی، برای این که بتواند با جامعه ارتباط برقرار کند، هیچ چاره‌ای جز این ندارد که به ماشین آرمانی-مطلق مادرش تبدیل شود.

  • ​چشمان نظاره‌گر نهفته در رنگ ۱ ماه قبل

    بررسی اجمالی سیاست رنگ در فیلم یک زن نازنین روبر برسون؛

    ​چشمان نظاره‌گر نهفته در رنگ

    گرچه یک ذهن گداری می‌تواند به تحقق ناممکن‌ترین ارزش‌ها و آرمانی‌ترین شهرها بیندیشد که تنها شرط آن باور به نابودی سرمایه‌داری و از بین رفتن زیربنای اقتصاد لیبرالیستی است، ولی یک چشم برسونی هرگز به چیزی غیر از رئالیستی‌ترین وجوه -آدم‌ها و اندام‌ها و ماشین‌ها- دید ندارد و از این رهگذر امکانات سیاسی مستقر در مسیر هریک از افراد جامعه را چنان در قیدوبند حدومرزهای رئالیستی می‌یابد که سیاست‌ورزی‌ها هیچ‌گاه توان دستیابی به آرمانشهر را فراهم نمی‌آورند.

  • لاتاری بهترین فیلم من است ۲ ماه قبل

    گفت‌وگو با محمدحسین مهدویان؛

    لاتاری بهترین فیلم من است

    دو فیلم اول من فیلم‌های نخبه‌پسندتری بود هرچند ماجرای نیمروز کاملاً یک چیز میانی بود؛ یعنی از آن دسته فیلم‌هایی که هم مردم عادی می‌توانستند با فیلم ارتباط برقرار کنند و هم آن‌هایی که نخبه‌تر و خاص‌تر بودند. در لاتاری به دنبال یک لحن یا روایتی از ماجرا بودم و داستانی می‌خواستم تعریف کنم که واقعاً طیف بیشتری از مردم فیلم را دوست داشته باشند و یک فیلم کاملاً مردم‌پسند بسازم؛ اما من به‌هرحال همان آدم هستم.