سینما و رسانه

رئیسیان

گفت‌وگو با علیرضا رئیسیان در مورد سینمای شاعرانه؛

سینمای شاعرانه محدود به فرم‌های کلاسیک نیست

منتقد ما اصلاً درکی از سینمای شاعرانه ندارد. چطور ممکن است چنین سیستمی تلاش‌های فردی را ببیند و آن را نقد کند؟ در سینمای جهان، کسی نمی‌آید مثلاً در نقد آثار تارکوفسکی، برگمان یا آنتونیونی، الفاظ رکیک به کار برد. ژیژک راجع‌به کیشلوفسکی حرف می‌زند، نه یک منتقد جوان و تازه‌کار.

  • خیلی دور خیلی نزدیک ۷ ساعت قبل

    گزارشی تحلیلی از سی‌وهفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر

    خیلی دور خیلی نزدیک

    اتفاقات رخ‌داده در جشنواره جهانی فیلم فجر از حیث بی‌همتا بودن قابل اشاره است. چنین توجهی نه از بابت نبوغ مجریان ایرانی، بلکه بر اثر وارونگی رخدادها شکل می‌گیرد. از نام جشنواره شروع کنیم که همنشینی‌اش با عنوان «فجر» آن هم در زمانی متفاوت با آن رخداد تاریخی و در یک سلیقۀ بی‌سابقه در جهان، تنها به دلیل دور ماندن از ترکش دلواپسان ماندنی شد و با وجود اولین حکم دریافتی میرکریمی تحت عنوان «دبیر جشنواره جهانی فیلم ایران» (به عبارتی بهتر جشنواره جهانی تهران) از دست حجت‌الله ایوبی، به نظر می‌رسد نام فعلی در حد یک ردیف بی‌قافیه با جریان جشنواره جهانی فجر تنها کارکرد خنثی‌کننده برای دور ماندن از ترکش نقدهای معترضان داشته باشد

  • نظریه پردازان مونتاژ؛ کولشوف، ورتوف، آیزنشتاین ۲ ماه قبل

    احمد ضابطی جهرمی (۲)؛

    نظریه پردازان مونتاژ؛ کولشوف، ورتوف، آیزنشتاین

    آیزنشتاین خودش را در موقعیت یک دانشمند و یا یک پژوهشگر علوم تجربی می‌دید که به‌ دنبال یافتن پاسخی برای این سؤالات است: اگر فلاسفه و اندیشمندان دیالکتیک معتقدند که اصل هستی بر فرایند دیالکتیک استوار است، پس چرا فیلم نباشد؟ چگونه می‌توان دیالکتیک را به هنر، به‌ویژه به سینما، تعمیم داد و اصول آن را در فیلم پیاده کرد؟

  • مونتاژ: جنبشی تاریخی در فرم سینمایی ۲ ماه قبل

    احمد ضابطی جهرمی (۱)؛

    مونتاژ: جنبشی تاریخی در فرم سینمایی

    مطابق نظریۀ گدار، مونتاژ تنها آن کاری را در زمان می‌کند که میزانسن در مکان انجام می‌دهد. این دو، اصولی برای سازمان دادن به‌شمار می‌آیند و ادعای «واقع‌گرایانه‌تر» بودن میزانسن (یا مکان) از مونتاژ (یا زمان) بی‌منطق است. مونتاژ را می‌توان در درون نما نیز ارائه داد و همین‌طور با مونتاژ می‌توان میزانسن را نیز صورت داد.

  • رؤیای یک مرد مشتاق * ۲ ماه قبل

    نگاهی زیرچشمی به نمایش و نمایشنامه «فرشته تاریخ»؛

    رؤیای یک مرد مشتاق *

    نمایش «فرشته تاریخ» آنچه را که با تواضع فراوان هدیه می‌کند، یک لذت تراژیک است؛ مسیری که شخصیت در آن به پیش می‌رود تا به تراژیک‌ترین لحظۀ خود یعنی گذر از زیستن به خاطر نفس زیستن برسد. بنیامین در واپسین لحظات هرآنچه را در ذهن دارد دستاویزی می‌کند برای گذر از رنج حادث شده؛ اما دستاویزها به سستی و لطافت خیال از چنگ او می‌گریزند. این امر ساده می‌تواند تراژدی شخصی بنیامین باشد.