سینما و رسانه

رئیسیان

گفت‌وگو با علیرضا رئیسیان در مورد سینمای شاعرانه؛

سینمای شاعرانه محدود به فرم‌های کلاسیک نیست

منتقد ما اصلاً درکی از سینمای شاعرانه ندارد. چطور ممکن است چنین سیستمی تلاش‌های فردی را ببیند و آن را نقد کند؟ در سینمای جهان، کسی نمی‌آید مثلاً در نقد آثار تارکوفسکی، برگمان یا آنتونیونی، الفاظ رکیک به کار برد. ژیژک راجع‌به کیشلوفسکی حرف می‌زند، نه یک منتقد جوان و تازه‌کار.

  • سینمای شاعرانه محدود به فرم‌های کلاسیک نیست ۱۹ روز قبل

    گفت‌وگو با علیرضا رئیسیان در مورد سینمای شاعرانه؛

    سینمای شاعرانه محدود به فرم‌های کلاسیک نیست

    منتقد ما اصلاً درکی از سینمای شاعرانه ندارد. چطور ممکن است چنین سیستمی تلاش‌های فردی را ببیند و آن را نقد کند؟ در سینمای جهان، کسی نمی‌آید مثلاً در نقد آثار تارکوفسکی، برگمان یا آنتونیونی، الفاظ رکیک به کار برد. ژیژک راجع‌به کیشلوفسکی حرف می‌زند، نه یک منتقد جوان و تازه‌کار.

  • تماشاگر سینمای شاعرانه باید تماشاگری اندیشمند باشد ۱ ماه قبل

    نگاهی به سینمای شاعرانه (۲)؛

    تماشاگر سینمای شاعرانه باید تماشاگری اندیشمند باشد

    در کشور ما واکنش‌های برخی از منتقدین، پژوهشگران و فیلم‌سازان به پدیده‌ای به نام «سینمای شاعرانه» تهاجمی و منفی است. چند ماه پیش در مصاحبۀ یکی از فیلم‌سازان مشهور و پرتجربه خواندم که گفته بود «این اصطلاحِ سینمای شاعرانه مزخرف است.» برخی نیز اصرار دارند که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد؛ با این نگرش‌ها نمی‌شود پدیده‌ای آشکار در تاریخ سینمای ایران و جهان را انکار کرد.

  • سینمای شعر، سینمای اندیشه ۱ ماه قبل

    سینمای شاعرانه چیست و نسبت آن با سینمای ایران کجاست؟ (۱)؛

    سینمای شعر، سینمای اندیشه

    ساده‌ترین پندار این است که فیلم شاعرانه را فیلمی بدانیم که برخوردار از دیالوگ‌ها یا مونولوگ‌های شاعرانه باشد؛ مثلاً در مورد «خانه سیاه است»، برداشت می‌شود که چون فروغ فرخزاد یک شاعر است و بخشی از نریشن این فیلم را شاعرانه نوشته، پس این فیلم به اعتبار نریشن شاعرانه‌اش و به اعتبار شاعر فیلم‌سازش فیلمی شاعرانه است؛ پس کسی می‌تواند فیلم شاعرانه بسازد که خودش شاعر کلمه باشد؛ همۀ این‌ها برداشت‌های نادرستی است.

  • بحرانِ کنش، جولانِ نمایش ۱ ماه قبل

    نگاهی به سلبریتیزه شدن فرهنگ ایرانی؛

    بحرانِ کنش، جولانِ نمایش

    فرهنگ سلبریتی، هم‌آغوش امر محتومِ واقع و مُهر تأییدی بر زوال ایماژهای فرهنگی در بستر لغزان تجربۀ زیسته است؛ تجربۀ داغ و گداخته‌ای که زیر فشار واقعیت، هستیِ فروزانش به تاراج رفته است. در این میان می‌شود به مدد فانتزیِ سلبریتی‌وار، چراغی برافروخت که شعاع نورش حتی «تا هفت خانه آن‌ورتر» هم نمی‌رود، در قالب تعریف یک پروژۀ فرهنگی غلط‌انداز با کلی آب‌وتاب و شناسنامۀ عریض و طویل که بوی سنت‌گرایی و مادرانگی و غذاهای خانگی بدهد.

  • زمین خشونت، آسمان حقوق و میدان جامعه ۲ ماه قبل

    واکاوی و تفسیر مفاهیم مرکزی دو اثر سینمایی تهمینه میلانی؛

    زمین خشونت، آسمان حقوق و میدان جامعه

    میلانی تلاش دارد تا در دو فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» و «واکنش پنجم» ساختارهای حقوقی را در ارتباط با خشونت به چالش بکشد و در پرتو به چالش کشیدن این ساختارها به نقد اجتماعی دست بزند. دیدگاه میلانی در این دو فیلم بر رابطۀ دیالکتیکی میان حقوق و جامعه مبتنی است. حق‌وحقوق شهروندی (در اینجا حقوق زنان) بدون بسترهای اجتماعی و فرهنگی به‌نوعی ایستایی و عدم نتیجه‌بخشی مبتلاست و آزادی عمل اجتماعی و اعتبار و شأنیت فردی، بدون توجه و شناخت حقوقی ناقص است. حقوق و جامعه در این دو اثر سینمایی، حیاتی وابسته و پیوسته دارند.

  • عاشورا به روایت برشت ۲ ماه قبل

    نگاهی به تئاتر ملاقات با مرد دوزخی؛

    عاشورا به روایت برشت

    معمول و معقول آن است که در درام قهرمان و ضد قهرمان – پروتاگونیست و آنتاگونیست -  است که قصه را پیش می برد و کشمکش بین این دو تعلیق ایجاد می کند، اما در نمایش اخیر قهرمان همان ضد قهرمان است، هرچند بخشهایی از نمایش قهرمانی به نمایش در می آید ولی در نهایت او نیز قهرمان نیست، و این خاصیت و ویژگی نمایشنامه این اثر است، فضای ذهنی نمایشنامه سرشار از شماتت خویشتن است گویی نویسنده جدالش با خویشتن را به صورت قصه ای روایت کرده است و در هر لحظه به خودش نهیب می زند.