اندیشه

  • اقتدار و توسعه ۶ روز قبل

    چند نکته در باب دولتِ مقتدر توسعه‌گرا؛

    اقتدار و توسعه

    ایران نیازمند یک «دولت مقتدر توسعه گرا» است که اولا به فساد و رانت پایان دهد و در درجه دوم بتواند با سیاست گذاری های هدفمند در حوزه محیط زیست،اقتصاد،سیاست خارجی، آمایش آموزش و غیره کشور را در میان مدت به سمت توسعه ملی هدایت کند. در مرحله بعدی تقویت دموکراسی و توسعه سیاسی در سایه زیرساخت ایجاد شده باید در دستورکار قرار گیرد البته به نظر می رسد در این مسیر نظام ریاستی به جای نظام نیمه ریاستی قابلیت بیشتری داشته باشد.

  • ‌سیاست‌زدگی آفت تاریخ و تمدن ۹ روز قبل

    گفت‌وگو با رسول جعفریان؛

    ‌سیاست‌زدگی آفت تاریخ و تمدن

    تاریخ ۳۰ سال قبل از انقلاب هم گرفتار یک دگردیسی شد و مرحوم آیت در این زمینه موثر بود. البته بعد اسم او فراموش شد اما آن وقت تغییراتی رخ داد که کاری انقلابی تلقی شد. مثلا همه خیابان‌هایی که در انقلاب به اسم مصدق نام‌گذاری شده بود به کاشانی تغییر نام یافت. همین اتفاق در مورد بیمارستان‌ها هم رخ داد.

  • مدرنیته در بن‌بست سنت ۱۵ روز قبل

    تورن به چه کار جامعۀ ایرانی می‌آید؟

    مدرنیته در بن‌بست سنت

    یکی از مهم‌ترین ره‌آوردهای نظری تورن برای جامعۀ ایرانی کمک به داشتن درکی بهتر در رویارویی با مدرنیته است. چیزی که دست‌کم از زمان عباس ‌میرزا یکی از پیچیده‌ترین پرسش‌ها و دشواره‌های ما ایرانیان بوده است. اندیشه‌های تورن دربارۀ نوع مواجهه با مدرنیته برآمده از شناخت تاریخی عمیق او از صور مختلف مدرنیزاسیون در قرون اخیر است و می‌تواند دربرگیرندۀ اشاراتی ارزنده برای جامعۀ ایرانی باشد.

  • اُمی‌های مدرن ۲۰ روز قبل

    پاسخ به نوشته عبدالنبی قیم تحت عنوان «جواد طباطبایی و تحریف تاریخ» در مجله بخارا؛

    اُمی‌های مدرن

    با این‌که اعتقاد دارم هیچ‌یک از سه نوشته قیّم ارزش پاسخ ندارند و با این‌که برای ورود امثال قیّم‌ها در عرصه‌ای که وقوفی در آن ندارند، خاستگاهی جز «خالِفْ تُعرَفْ» نمی‌بینم، با این‌حال آن‌چه‌ مرا به تهیه این پاسخ تفصیلی واداشت، نه آن ادعاها، که اشتهار کاذب محل انتشار آن‌هاست. مجله تک‌نفره بخارا، صفحات خود را مزین به مطلبی کرده که قصاید مجعولِ موسوم به معلقات را بر شاهنامه فردوسی ترجیح می‌دهد!!

  • لوتر در انزوا ۲۴ روز قبل

    بهزاد جامه بزرگ/ چرا حکمرانی عبدالکریم سروش در فضای روشنفکری ایران به حاشیه‌نشینی و انزوای فعلی او منتهی شد؟

    لوتر در انزوا

    چیزی قریب به دو دهه حکمرانی در فضای روشنفکری ایران مجال مناسبی برای اصحاب روشنفکری دینی و به طور مشخص عبدالکریم سروش بود تا به‌زعم خود نسخۀ شفابخش خود را برای این جماعت چشم‌وگوش‌بسته که آمال خود را در گفتار و نوشتار ایشان جست‌وجو می‌کردند، بپیچند. اما هرچه زمان می‌گذشت این اعتماد و اعتبار کاسته می‌شد. سروش و حلقۀ او جدای از اصطکاک و چالشی که با برخی بخش‌های جامعه ایجاد کرده بودند و از این نمد کلاهی برای خود بافتند، هرگز نتوانستند در طرح پرسش‌های جدید در مواجهه با بحران‌های فکری و معرفتی جامعۀ ایرانی با دنیای جدید کامیاب شوند.

  • فردید زنده است چون تفکر زنده است ۱ ماه قبل

    متن مکتوب مصاحبه رضا داوری اردکانی در مستند تئوریسین خشونت؛

    فردید زنده است چون تفکر زنده است

    غرب زدگی که دکتر فردید گفت اصلاً و به هیچ وجه سیاسی نبود شاید بعدها خود دکتر فردید نتایج سیاسی از آن گرفته باشد اما از اول سیاسی نبود، آل احمد چنان که خودش هم معترف بود از اول قضیه را سیاسی کرد، از اول که طرح کرد در شورای تحول آموزش در وزارت فرهنگ، خودش گفت من اصطلاح را از دکتر فردید گرفته ام اما مطلب من مطلب دیگری است، ولی این تلقی سیاسی غرب زدگی شایع شد و همه این تلقی آل احمد را فهمیدند.

  • این کانت غیر جذاب ۱ ماه قبل

    طرح فلسفه کانت در ایران کم حاشیه تر است؛

    این کانت غیر جذاب

    کانت برای خود جایگاه فیلسوف سیاسی قائل نیست و این مساله در شکل گیری تفکرات پیرامون فلسفه کانت امر بدیهی می باشد که آموزه ها و جاذبیت های شخصیتی امانوئل کانت برای اهل ایدئولوژی ، سیاست بازی و روشنفکری در ایران ، جذابیت فکری سیاسی نخواهد داشت و در کشور ایران نگاه سیاسی به کانت کمتر محل مناقشه بوده است و تا کنون طرح اندیشه های کانت کمتر حاشیه ساز بوده است.

  • اشتباه مرگبارِ ایمان به بازار ۱ ماه قبل

    تحلیل مایکل سندل از گفتمان عمومی معاصر؛

    اشتباه مرگبارِ ایمان به بازار

    سندل معقتد است که باید دربارۀ جامعه‌ای که بر اصل مدارا و تساهل استوار است، بیندیشیم؛ دربارۀ احترامی که برای تکثرگرایی قائلیم باید عمیق‌تر فکر کنیم. آیا یک گفتمان عمومی ارزش‌گذارانه، قدر و منزلت یک جامعه تکثرگرا را کاهش می‌دهد؟ او بر این نظر است که لزوماً این‌گونه نخواهد بود.

  • درس اخلاقی بخت اخلاقی ۱ ماه قبل

    تاملی در بحث بخت اخلاقی در فلسفه اخلاق؛

    درس اخلاقی بخت اخلاقی

    درس اخلاقی تشخیص این حقیقت مهم هم در موضع عقل‌گرایانه و هم در موضع غیرعقل‌گرایانه است و آن  این است که نگرش به‌لحاظ اخلاقی وجدانی به زندگی، و نیز نگرش به‌لحاظ انسانی وجدانی به اخلاقیات، باید از سویی بین علاقه‌ به دستیابی به آن نوع عدالت که از محدود کردن اهمیت و معنای چیزی نشأت می‌گیرد که از قدرت و کیفیت اراده‌های ما مستقل است، و از سوی دیگر، علاقه به تصدیق منش زمینی ما و حفظ پیوندمان با جهان اجتماعی و مادی، تعادل برقرار کند. کیفیت متناقض‌نمای پدیدۀ بخت اخلاقی از این واقعیت نشأت می‌گیرد که علاقۀ دوم تنها در صورتی می‌تواند به‌کار آید که این معنا را تأیید کنیم که علاقۀ اول در صدد محدود ساختن آن است.

  • مطلقیت بخشیدن به تاریخ ناشی از وارونه‌سازی است ۱ ماه قبل

    گفت‌وگو با سعید بینای مطلق دربارۀ نگرش هگلی به فرهنگ و سنت ایرانی (۲)؛

    مطلقیت بخشیدن به تاریخ ناشی از وارونه‌سازی است

    مطلقیت بخشیدن به تاریخ ناشی از وارونه‌سازی است. همان‌طور که دکارت وجود را مبتنی بر «من» می‌کند، درحالی‌که پیش از وی، عکس آن بود (یعنی «من» مبتنی بر وجود بود)، در نگرش هگلی یا مشابه آن، وجود تابع تاریخ می‌شود و نه تاریخ مبتنی بر وجود. بنا بر مطلق‌گرایی‌ِ تاریخی، وجود در تاریخ است و نه آن‌چنان‌که متافیزیک افلاطونی به ما می‌آموزد؛ تاریخ در وجود.

  • توافق همگانی معیار مشروعیت قدرت است ۱ ماه قبل

    مروری بر آرا و آثار جان لاک در سالروز زادروزش؛

    توافق همگانی معیار مشروعیت قدرت است

    لاک می‌گوید انسان در درجه اول مالک شخص خودش است و می‌توان گفت که این فرضیه جان لاک پایه و اساس بحث او قرار می‌گیرد. من مالک شخص خودم هستم. کس دیگری مالک من نیست و اگر من این نیروی خود را در اختیار کس دیگری می‌گذارم با توافق خودم است. کس دیگری حق ندارد من را به تصاحب خود درآورد؛ این یک حق است.

  • نیاز به عقلانیت دکارتی برای فهم سنت ۱ ماه قبل

    گفت‌وگو با سعید بینای مطلق دربارۀ نگرش هگلی به فرهنگ و سنت ایرانی (1)؛

    نیاز به عقلانیت دکارتی برای فهم سنت

    من با دو گروه اصلاً نمی‌توانم کنار بیایم. یکی آن‌هایی که می‌خواهند عقلانیت مدرن را تا جایی که به ساختار جامعه مربوط می‌شود، نفی بکنند؛ چه به نام سنت، چه به نام هایدگر! و دیگر کسانی که می‌خواهند با کنار گذاشتن عقلانیت دکارتی، دنبال نوع دیگری از عقلانیت باشند! این شدنی نیست. پذیرش همین عقلانیت است که به ما امکان می‌دهد بتوانیم دربارۀ سنت، هویت و هرآنچه در ما مشترک است، فکر کنیم. با نفی این نیست که می‌توانیم به هدف مورد نظر برسیم.

  • کنشگران مرزی؛ از دیوان حکومت تا ایوان عدالت ۱ ماه قبل

    مقصود فراستخواه از جامعه در خطر و الگوی مطلوب برای مواجهه با آن می‌گوید؛

    کنشگران مرزی؛ از دیوان حکومت تا ایوان عدالت

    کنشگران مرزی دستی بر تصمیم‌سازی‌ها و سیاست‌گذاری‌های دولتی داشتند یا تصدی اموری بر عهده آن‌ها بود، مدیر و کارشناس یک دستگاهی بودند و از این طریق فضایی میان مطالبات و انتظارات اجتماعی با دستگاه‌های سیاست‌گذاری ایجاد می‌کردند. اما متأسفانه این‌ها نیز غالباً شکست می‌خوردند.

  • زنده کردن معنای قدیم ۲ ماه قبل

    ایضاح نکاتی از اندیشه سید جواد طباطبایی؛

    زنده کردن معنای قدیم

    عطف نظر به تاریخ و گذشته در اندیشه ایرانشهری گامی در جهت خودآگاهی تاریخی بوده و نسبتی با «گذشته‌گرایی» و میل به «استقرار امر قدیم در دوران جدید» و «باستان‌گرایی» و افتادن در دام «توهم آنچه خود داشت»، نیست، بلکه نوعی «تذکر قدیم» است که از رهگذر گفت‌وگو با آن سعی دارد تا افق معنای قدیم را زنده کرده و آن را به افق خویش نزدیک کند.

  • ظهور «روشن‌فکر متعهد» ۲ ماه قبل

    مفهوم متغیر روشن‌فکر در ایران دهۀ ۱۹۶۰ (۱۳۴۰ش) (۲)/ نگین نبوی؛

    ظهور «روشن‌فکر متعهد»

    منظور آن‌ها از مفاهیم «تعهد» و «مسئولیت»، که در این فقرات برگزیده ذکر شد، این است که چیزی که آن‌ها می‌نویسند، باید مرتبط و مؤثر در جامعه باشد. بدین‌ترتیب در اینجا تمایزی بین مفاهیم «روشن‌فکر» و «دانشور» (scholar) بسط یافت. چون روشن‌فکر بودن، بنا به تعریف، ضرورتاً برابر بود با کسی که اینجا و اکنون متعهد به جامعه است و نمی‌تواند «از زندگی روی برگرداند و در کلمات پناه بگیرد»، دانشور کلاسیکی که خودش را با پژوهش در گذشته قانع می‌کند، حتی ناشایسته‌تر شد. بنابراین تبدیل شد به یک مورخ یا دانشور که ‌گاه ابزاری برای فرار از مسئولیت در نظر گرفته می‌شد.

  • همکاری نخبگان لیبرال و چپ با دولت پهلوی ۲ ماه قبل

    گفت‌وگو با مراد ثقفی دربارۀ زمینه‌های همکاری روشن‌فکران با دولت در تاریخ معاصر (۲)؛

    همکاری نخبگان لیبرال و چپ با دولت پهلوی

    این همکاری همۀ ابعاد را دربرمی‌گرفت، اما با این حال، وقتی به تاریخ دورۀ پهلوی دوم نگاه می‌کنید، متوجه می‌شوید که در طی زمان، ابعاد تکنیکی ماجرا کاهش می‌یابد و ابعاد ایدئولوژی‌سازی افزایش. البته نمی‌دانم که واقعاً این کارکرد تا چه اندازه مؤثر بود، اما می‌دانیم که از سال‌های ۵۲، ۵۳ و ۵۴ دورۀ خاصی شروع می‌شود. این دوره‌ای است که شاه تصور می‌کند تمام اپوزیسیونِ خودش را خلع‌سلاح کرده است.

  • فوتبال نجیب‌تر از جنگ است ۲ ماه قبل

    ژنرال جبرییل راجوب چطور فوتبال فلسطین را احیا کرد؟

    فوتبال نجیب‌تر از جنگ است

    راجوب تصمیم گرفت رای کشورهای عضو فیفا را علیه اسراییل جمع‌آوری کند؛ رایی که می‌توانست فدراسیون فوتبال اسراییل را به حالت تعلیق درآورد. چشم‌انداز این اتفاق و بحران‌های ناشی از آن، سب بلاتر را بسیار نگران کرد.

  • چگونه روشن‌فکران هویت خود را در تضاد با دولت تعریف کردند؟ ۲ ماه قبل

    مفهوم متغیر روشن‌فکر در ایران دهۀ ۱۹۶۰ (۱۳۴۰ش) (1)/ نگین نبوی؛

    چگونه روشن‌فکران هویت خود را در تضاد با دولت تعریف کردند؟

    روشن‌فکری یا روشن‌فکرگرایی جدید، سنت خود را در چارچوب ایدئولوژیک خصومت با وضعِ موجود مستقر کرده بود. روشن‌فکر بودن به معنای پذیرش موقعیت رویارویی است. مفهوم روشن‌فکر، در این معنا، آشکارا جنبۀ سیاسی‌تری یافت؛ روشن‌فکر دیگر به اصلاح محدود راضی نبود، بلکه مشتاق تغییر سیستم بود.

  • دولت، روشن‌فکران و مدرنیسم ۲ ماه قبل

    گفت‌وگو با مراد ثقفی دربارۀ زمینه‌های همکاری روشن‌فکران با دولت در تاریخ معاصر (۱)؛

    دولت، روشن‌فکران و مدرنیسم

    وقتی که ما راجع‌به روشن‌فکران و دولت صحبت می‌کنیم، راجع‌به دولت صحبت نمی‌کنیم، بلکه فقط راجع‌به روشن‌فکران صحبت می‌کنیم. حتی کتاب خانم نگین نبوی، «روشن‌فکران و دولت در ایران» اگرچه فضا را برای ما بازگو می‌کند، اما باز هم عمدتاً به روشن‌فکران توجه دارد و در واقع رادیکالیسم غالب بر روشن‌فکری و اپوزیسیون روشن‌فکری را از منظر یک ناچارگی بررسی می‌کند. ولی حتی این کتاب هم به ما نمی‌گوید که ما راجع‌به چه دولتی صحبت می‌کنیم. صحبت از کارها و تصمیماتِ دولتی است، اما از خودِ دولت به‌عنوان یک نهاد و اینکه چگونه نهادی است، صحبت نمی‌شود.

  • «آیا باورهای دینی معقول است؟» ۲ ماه قبل

    پاسخ آرش نراقی به نقدهای مصطفی ملکیان؛

    «آیا باورهای دینی معقول است؟»

    فرض کنیم که حق با ملکیان است و پاره ای از گزاره ها یا اجزای متن مقدّس با زندگی امروزین ما بواقع بی ربط است.  برای مثال، ممکن است بگوییم که متون مقدّس غالباً در فضای جهان باستان شکل گرفته اند، و بنابراین، عناصر زیادی از آن جهان سپری شده را در خود بازمی تابانند که با زندگی انسان مدرن در جهان جدید دیگر تناسب و ربط معناداری ندارد.   اما از این مدعا چه نتیجه ای حاصل می شود؟  به نظرم کاملاً ممکن است که فرد این مدعا را بپذیرید و در عین حال ادعا کند که تمامت جهان متن- یعنی جهانی که از دل مجموعه اجزای «باربط» و «بی ربط» متن برآمده است- همچنان با وضعیت بشری ما در جهان جدید ربط معناداری دارد.