اندیشه

میرسپاسی

علی میرسپاسی چگونه با دمیدن در نبردی بی‌حاصل، فلسفه و تجربه را رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد؛

اوقات عرفی به افق میرسپاسی

گرچه میرسپاسی پهلوانانه معرکۀ هواداری از مدرنیته را برپا نموده است، زنجیرهایی را به خود می‌بندد که پاره نمی‌شوند و مارهایی را از کوزه بیرون می‌آورد که تماشاگران را می‌گزند. اگر کار روشنفکران در میانۀ امر روزمره است، تکلیف جامعه‌شناسان خارج‌نشین ایرانی چیست و آیا صدور دستورکارهای آنان برای تئاتر سیاست در خیابان، فرقی با فلسفیدن بر کرانه‌های دریای افکار برای یافتن امواج حقیقت دارد؟

  • در جهت آغاز عقلانیتی نو ۳ روز قبل

    نامه‎ای علیه دوگانگی ایدئالیسم؛

    در جهت آغاز عقلانیتی نو

    واقعیت این است که عقلانیت در هیچ‌یک از دوره‌های تاریخی بنیادین نبوده است. عقل محض یک افسانه است و در واقع امر، عقلانیت همیشه پس از یک غلبه وارد میدان شده است؛ این غلبه بسته به شرایط تاریخی می‌توانسته طبقاتی، قومی، مذهبی یا ایدئولوژیک باشد. به عبارتی در پیش‌زمینۀ هر عقلانیتی یک خشونت سربه‌مهر نشسته و این خشونت توسط همین عقلانیت مشروعیت می‌یابد.

  • وقتی فلسفه به یک اندازه به مسلمانان، یهودیان و مسیحیان نیاز داشت ۵ روز قبل

    فلسفه در میان ادیان ابراهیمی/ پیتر آدامسون؛

    وقتی فلسفه به یک اندازه به مسلمانان، یهودیان و مسیحیان نیاز داشت

    فلسفه بهترین منبع برای تفسیر متون مقدس را ارائه می‌دهد، چه تورات، چه انجیل مسیحی یا قرآن. بنابراین اتفاقی نیست که در الکندی مسلمان، ابن‌عدی مسیحی و ابن‌میمون یهودی، یک خدای ابراهیمی سنتی، شباهت قابل‌توجهی به خدای متافیزیک ارسطو دارد.

  • بحثی در اصالت ۶ روز قبل

    آیا هنگام ارزیابی آثار بزرگ، پدیدآورندگان آن‌ها را هم باید از غربال اخلاقیات گذراند؟

    بحثی در اصالت

    لذت حاصل از مشاهدۀ اصل و نه بدل یا دست‌کم تصور اینکه مشاهدۀ اصل در مقایسه با بدل، منشأ لذت بیشتر است، ناشی از آن است که تجارب بی‌واسطه و اصطلاحاً دست‌اول بیشتر رضایت خاطر را فراهم می‌سازند. ما به نسخه‌بردار، بدل‌ساز یا جاعل به‌مثابۀ حائلی میان خود و تجربۀ زیباشناختی می‌نگریم؛ حائلی که ما را از لذت تجربۀ مستقیم و سهیم شدن در نگاه هنرمند دور می‌کند. توضیح سلبی این فرایند روان‌شناختی این است که تجارب بی‌واسطۀ هنری به ما امکان سهیم شدن در عظمت آن آثار را می‌بخشد و علاوه بر آن، ما با اطمینان از اصالت و اعتبار اثر، فضای امن‌تری برای اظهار فضل می‌یابیم.

  • تاریخ‌نگاری مبتنی بر قهرمان‌گرایی و دوگانه‌سازی الیت-توده ۹ روز قبل

    نقدی بر مبانی فکری تاریخ‌نگاری الیتیستی؛

    تاریخ‌نگاری مبتنی بر قهرمان‌گرایی و دوگانه‌سازی الیت-توده

    «تاریخ فکر» معادل «تاریخ تحولات اجتماعی» نیست و نباید جای آن را بگیرد یا بر نگارش آن سلطه داشته باشد. البته خود این تفکیک به‌معنای مرزبندی عبورناپذیر و نوعی دوگانگی نیست؛ تاریخ فکر بخشی از تاریخ تحولات اجتماعی است و لازم است در پیوند با دیگر مؤلفه‌های زیست اجتماعی، در الگو یا الگوهای چندوجهی و متکی بر مبانی تأمل‌شده نگریسته شود. همین نکته دربارۀ دیگر حوزه‌های تاریخ‌نگاری نیز صادق است.

  • ۱۱ روز قبل

    کتاب تئاتر در متن منتشر شد

    «تئاتر در متن» نوشته حسن پارسائی با رویکرد ساختاری-تحلیلی به بررسی اهمیت متن در نمایشنامه می‌پردازد.

  • ۱۱ روز قبل

    «چارلز دیکنز» هیچ‌وقت برای خوانندگان کهنه نمی‌شود

    «چارلز دیکنز»، نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم برای خوانندگان داستان بلند نام آشنایی است. قرار است این هفته به رسم هر ساله نمایشگاه کوچکی از وسایل او در خانه‌اش، که حالا تبدیل به موزه شده است، برگزار شود.

  • موانع اندیشیدن به دولت در ایران ۱۱ روز قبل

    گفت‌وگو با ابراهیم توفیق؛

    موانع اندیشیدن به دولت در ایران

    با جسوپ، هابرماس، فوکو و...، با متفکران مختلف در سنت‌های مختلف بازی بدی می‌شود. مدام مشغول ترجمه مدرن‌ترین نظریه‌های جهان به فارسی هستیم. مثلا با سرعتی عجیب با ژیژک و آگامبن آشنا می‌شویم؛ درحالی‌که در آکادمی اروپا چند نفر هستند که حتی نام آگامبن را شنیده باشند؟ چرا باید حتما بدانیم که فوکو کیست؟ این فشار «علمی» برای آشنایی با آخرین «محصولات» نظری، گاه حتی فقط کلیدواژه‌هایشان، ناشی از چیست؟ آیا جز این است که ذیل این اداواطوارها از زیر توضیح آنچه زیر چشمانمان هرروزه اتفاق می‌افتد، فرار می‌کنیم؟

  • زیست‌جهان یا مود روشنفکرانه ۲۴ روز قبل

    گفتاری از مهدی معین‌زاده؛

    زیست‌جهان یا مود روشنفکرانه

    بسیاری معتقدند مثال‌هایی مانند جاده، که هایدگر در مقالۀ «فلسفۀ تکنولوژی» مطرح می‌کند، نشان‌دهندۀ این موضوع است که رانۀ اصلی ‌هایدگر، نوستالژیک بوده است. به نظر می‌رسد این مسئله در مورد متفکرین ما هم به‌گونه‌ای صدق می‌کند. گویی شبیه نوستالژی ما به خانۀ پدربزرگ و ایام کودکی‌مان است.

  • با جان راولز مناقشه‌ای ندارم ۲۵ روز قبل

    گفت‌وگوی اختصاصی فرهنگ امروز با مایکل والزر؛

    با جان راولز مناقشه‌ای ندارم

    تقریباً همه‌چیز برای من حیرت‌انگیز است. ما دانشگاهی‌ها و اندیشمندان، فهم جامعی نسبت‌به جهان نداریم. شوروی‌پژوهانمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی را پیش‌بینی نکرده بودند. عرب‌پژوهانمان انتظار بهار عربی را نداشتند، شکست بهار عربی را نیز پیش‌بینی نکرده بودند. آمریکاپژوهانمان، مانند خود من، با پدیدۀ دونالد ترامپ غافلگیر شدند. من فکر می‌کنم این نشانۀ امیدوارکننده‌ای است که سیاست هنوز جایی است که ما می‌توانیم در آن غافلگیر شویم، گرچه برخی از غافلگیری‌ها خیلی وحشتناک‌اند.

  • سه کتابی که نویسندگان «الحیاة» بر آن نظر داشتند ۱ ماه قبل

    دیدگاه بهاءالدین خرمشاهی در باب اهمیت کتاب الحیاة؛

    سه کتابی که نویسندگان «الحیاة» بر آن نظر داشتند

    بنده به‌عنوان اسلام‌پژوه و شیعه‌پژوه، وقتی به «الحیاة» نگاه کردم، آن را یک دانشنامه یافتم. به‌درستی در صفحۀ اول آن نوشته‌اند: «الحیاة دایره‌المعارفی اسلامی، علمی، پژوهشی است که روش زندگی فردی و اجتماعی آزاد و پیشرو را ترسیم می‌کند و انسان‌های سراسر جهان را به پی‌ریزی یک نظام شایسته فرامی‌خواند، بلکه نظام شایستۀ فکری، فرهنگی، عقیدتی اسلام را نشان می‌دهد.»

  • قدرت تکنیک؛ آینده هم منم ۱ ماه قبل

    گفتاری از رضا داوری اردکانی در آینده‌نگری - آینده‌نگاری و برنامه‌ریزی(۲)؛

    قدرت تکنیک؛ آینده هم منم

    قدرت تکنیک به گروندگانش که بیشتر خلق جهانند می‌گوید هستی منم و اگر امید و نجات می‌خواهید من آن را به شما می‌دهم زیرا من خود امید و نجاتم. گذشته را رها کنید. آینده هم منم. روح تکنیک وقتی احساس می‌کند که در قدرتش تردیدی حاصل شده است شاید برای جلوگیری از سرایت و گسترش این تردید واماندگان از قدرت خود را که با جهل و غفلت از راهش بازمانده‌اند به میدان بیاورد تا نشان دهد که هر چه زشتی و تباهی است از گذشته است

  • میل ذاتی تجدد به زمان آینده ۱ ماه قبل

    گفتاری از رضا داوری اردکانی در باب آینده‌نگری - آینده‌نگاری و برنامه‌ریزی(۱)؛

    میل ذاتی تجدد به زمان آینده

    پیداست که علم جدید علم به هستی جهان و آنچه هست نیست بلکه علم سازنده است و علم سازنده می‌تواند رویی به سوی آینده داشته باشد. لازم نیست که دانشمندان همه به فکر آینده باشند و برای آینده کار کنند. آنها کار خودشان را می‌کنند و به علم خودشان مشغولند و بدون اینکه معمولاً بدانند با علمشان جهان مبدل و متحول می‌شود اما به اعتبار دیگر دانشمند اگر دانشمند است در علم کاری جز تحقیق حقیقت ندارد و در بند اینکه علمش چه سود دارد نیست و نباید هم باشد اما علم جدید در ذاتش تکنولوژیک است.

  • نژاد، زمان و بازنگری مدرنیته ۱ ماه قبل

    چگونه جایگاه فرهنگی مدرنیته به‌سوی موقعیتی پسااستعماری چرخش می‌کند؟

    نژاد، زمان و بازنگری مدرنیته

    تاریخ رؤیاهای کهن مدرنیته را باید در تشریح لحظۀ استعماری و پسااستعماری یافت. در مواجهه با تلاش‌های معطوف به بهنجارسازی لحظۀ استعماری واجد تأخیر زمانی، می‌توانیم تبارشناسی‌ای برای پسامدرنیته به دست دهیم که حداقل به‌لحاظ اهمیت با تاریخ معماگونۀ امر متعالی یا کابوس عقلانیت در آشوویتس برابری کند.

  • توهم استقلال یا مرجعیت دینی؟ ۱ ماه قبل

    بررسی وضعیت اجتماعی - دینی دانشگاه «الازهر»؛

    توهم استقلال یا مرجعیت دینی؟

    بی اعتباری الازهر پس از دهه ۹۰ و در حین شکل گیری گروه های تندروی اسلامی به حدی رسید که مردم ناچارا دست به دامن گروه های سلفی البته با چهره ی ای جدید شدند. زیرا الازهر دیگر دچار چندین جریان مختلف ِ اندیشه شده است.

  • مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها» ۱ ماه قبل

    بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها»(۲)؛

    مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها»

    پدیدۀ «فرار مغزها» پدیده مختص نخبگان (استادان و دانشجویان نخبه) نیست، بلکه عموم مردم ما حداقل قابل قبولی از ظرفیت ذهنی خود را صرف مطالعه در مورد مسائل اولویت‎دار جامعه نمی‎کنند؛ به‌عنوان مثال، مردمی که سال‎های سال سریال‎های عمر تلف ‌کن تلویزیونی (چه داخلی و چه خارجی) را دنبال کرده اما حتی یک ساعت در مورد مسائل ریشه‎ای و اولویت‎دار ایران که مستقیماً به خود آن‌ها، فرزندانشان و نسل‎های بعدی مربوط می‎شود، مطالعه نمی‎کنند نیز از مصادیق بارز «فرار مغزها» محسوب می‎شوند.

  • چرا ما نمی‌توانیم مفهوم کار در نظر فلاسفۀ یونان را درک کنیم؟ ۱ ماه قبل

    نقدی به سخنان علی زمانی در برنامۀ چشم شب روشن؛

    چرا ما نمی‌توانیم مفهوم کار در نظر فلاسفۀ یونان را درک کنیم؟

    از نظر فلاسفۀ یونانی کار یدی کار به‌رغم میل و ارادۀ آزاد بشر است و نمی‌تواند آن‌ها را تحول بخشد و به همین دلیل آن را کار بردگان و نه کار انسان‌های آزاد می‌دانستند؛ و در طول تاریخ این دیدگاه گسترش یافته و سبب طبقۀ اجتماعی پایین افرادی شده که کار یدی می‌کرده‌اند. رقابت اقتصادی هم این وضعیت را ثبات بخشیده است.

  • آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟ ۱ ماه قبل

    بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها»(۱)؛

    آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟

    برخلاف تعریف رایج از پدیدۀ «فرار مغزها» که در آن بر وجه «جغرافیایی یا مکانی» مسئله تأکید می‎شود، به نظر می‎رسد وجه اصلی و مهم‎تر این پدیده جنبۀ «موضوعی» آن باشد. در این تعریف، «فرار مغزها» پدیدۀ نامبارکی است که در آن نخبگان یک جامعه به جای متمرکز شدن بر «مسائل واقعی و اولویت‎دار جامعه»، قوای ذهنی خود را صرف مسائل کم‌اهمیت‎تر می‎کنند. از این نقطه‌نظر، «فرار مغزها» فرار از «مسائل جامعه» است و نه فرار از «مرزهای جغرافیایی کشور».

  • اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ ۱ ماه قبل

    گزارشی از همایش «وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر»سید جواد طباطبایی/(۷)؛

    اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟

     ایراد اساسی ما این است که یک زبان می‌دانیم (فرض بر دانستن)، اما هیچ‌یک از زبان‌هایی که این منابع اصلی را تولید کردند، یعنی فرانسه، آلمانی، ایتالیایی (در اندیشۀ سیاسی جدید)، یونانی (در اندیشۀ سیاسی قدیم) را نمی‌دانیم. تا زمانی که این‌ها را ندانیم هرگز نخواهیم توانست اندیشیدن درست را یاد بگیریم، چون اساس و پایه‌ها در آنجاست.

  • غزالی و یک نبیرۀ ناخوانده به نام سکولاریسم ۱ ماه قبل

    بحثی در باب تاثیر ابن رشدیان در به وجودآمدن سکولاریسم؛

    غزالی و یک نبیرۀ ناخوانده به نام سکولاریسم

    این یادداشت کوتاه به‌ هیچ‌ عنوان قصد ندارد ادعا کند که سکولاریسم نتیجۀ ناخودآگاه کارهای فکری غزالی و ابن‌رشد است، مطمئناً در دوران رنسانس عوامل عدیده‌ای مانند اقتصاد بورژوازی، اومانیسم فرهنگی و هنری عصر رنسانس، پیش‌گامان علوم تجربی جدید مانند گالیله، نهضت پروتستانتیسم و... نقش داشته‌اند؛ ولی باید این نکته را مدنظر داشت که نظریۀ حقیقت مضاعف ابن‌رشدیان قرون‌وسطی ازجمله تسهیلگران گفتمانی راهی بود که سرانجام در غرب مسیحی به سکولاریسم ختم شد.

  • لهجه های مدرنیته ۱ ماه قبل

    گفت‌وگو با ابراهیم توفیق؛

    لهجه های مدرنیته

    در واقع گفتمان علمی ما با جامعه بی ارتباط است. اتفاقاتی که در واقعیت می افتد را نمی تواند بازتاب بدهد چون دستگاه مفهومیش از چنین ظرفیتی برخوردار نیست. اگر در حوزه ی علم ما اتفاقی نمی افتد یا فهمی وجود دارد که ما حالا به آن نقد می کنیم به معنای این نیست که در دل جامعه اتفاقی نمی افتد. معضل  این است که بین این دو پیوندی وجود ندارد. یعنی نهاد علم، بجای تولید دانش درباره امر اجتماعی، آن را پنهان و از دسترس خارج می سازد.