نمایش همه
  • 6656 دیروز ۱۰:۴۸

    روایت‌های آزادی در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، سعید عدالت‌نژاد و احمد هاشمی؛

    اندیشه را نمی‌توان به غل و زنجیر کشاند

    چه کسی می‌تواند هدف آزادی را معین کند؟ آیا هدف آزادی رسیدن به کمال انسانی است؟ اگر چنین است تعیین مقتضیات کمال فرد برعهده کیست؟ بر عهده‌ی خود فرد؟ یا شاه و دولتیان؟ یا علما به عنوان مفسران دین؟ یا مجلس به عنوان نماینده اکثریت مردم؟ آیا آزادی‌ خودش هدف است یا ابزاری برای رسیدن به هدف؟

  • ملاصالحی ۱۳۹۸/۰۴/۲۵

    گفت‌وگو با حکمت‌الله ملاصالحی به بهانۀ انتشار کتاب «انسان تاریخی و تاریخ متعالی»؛

    تاریخ، خدای انسانِ عالمِ مدرن است

    تصادفی نیست که تنها انسان عالم مدرن روی آوار معابد گذشته، موزه به مفهوم مدرن آن بنیاد می‌نهد؛ و تنها انسان دورۀ جدید وجب به وجب و لایه به لایه تا آن‌سوی مرزهای تاریخ و جغرافیای طبیعی ارض، تاریخ و عقبۀ تاریخی انسان را زیر جراحی‌های بی‌امان خود گرفته است. انسان عالم مدرن دیگر انسان زائر معبد عالم غیب و قدس نیست، در آسمان و در فراتاریخ و در پیشگاه و حضور امر متعال حضور خویش را در جهان نمی‌بیند و نمی‌فهمد و نمی‌جوید.

  • نگری ۱۳۹۸-۰۴-۲۳ ۱۱:۱۵

    فقرا: یک دشمن تهدیدگر و اجتناب‏ناپذیر/ آنتونیو نگری؛

    از طبقات خطرناک تا انبوه‌‏خلق

    ظرفیت کاری فقرا اینک امری است بالفعل، زیرا امروزه کل مجموعه روابط اجتماعی مولد است. باوجود این، کماکان فقرا به معنای واقعی کلمه دشمن به شمار می‏ روند یا یک بار دیگر به دشمن بدل شده ‏اند، زیرا برای تولید ضروری هستند، موجوداتی غنی از حیث ظرفیت تولیدی و گنجانده‏ شده در تولید اجتماعی. همه این موارد، دقیقا ذیل نام نیاز به اندراج [آنها در تولید]، فقرا را به امری خطرناک و خصومت‏برانگیز بدل می ‏سازد.

  • مصطفی ملکیان ۱۳۹۸-۰۴-۲۲ ۱۱:۲۹

    تاملی بر برخی خطاهای جدی روشی در آثار و گفتار مصطفی ملکیان؛

    وعظ او واجد مجموع پریشانی شد

    انسان بیرون از جامعه مفهومی است پیش از علوم اجتماعی جدید؛ و به همین دلیل است که جایگاه سخنان ملکیان منبر وعظ معنویت می‌شود؛ یعنی گرچه واژگان نو هستند، اما شیوۀ برخورد وی با انسان همان است که پیش از تولد مفهوم انسان در علوم انسانی جدید بود. در برخی نظریه‌های واپسین که به پساساخت‌گرایی موسوم شدند، سخن از مرگ انسان به معنای جدید نیز رفته است؛ اما بحث ملکیان ربطی به این موارد ندارد و به‌کلی پیش از مفهوم جدید انسان و فرد بودن اوست.

  • شریعتی ۱۳۹۸/۰۴/۱۸

    گفت‌وگو با دکتر موسی اکرمی در بارۀ دکتر علی شریعتی؛

    ضرورت نقد همدلانۀ دکتر شریعتی

    بی گمان نمی‌توان گفت که دکتر شریعتی در روی آوری به جنبش انقلابی یک آدم غیرانقلابی یا ضد انقلابی یا مرتجع است. او بالاخره دارد همۀ تحولات و رویدادهای سیاسی را دنبال می‌‍کند. ولی اگر می‌توان او را انقلابی به معنای کنشگر حرفه‌ئی سیاسی در راه براندازی حکومت موجود و ایجاد حکومت مطلوب دانست، من می‌‍‌گویم ایشان انقلابی نبوده. نه نقد جدی حاکمیت سیاسی موجود را دارد نه طرحی جدی برای حکومت بدیل جایگزین.

  • مارکس ۱۳۹۸-۰۴-۱۷ ۱۴:۵۰

    شخصیت انگلس در پس دوستی با مارکس؛

    انگلس و مارکس: روایت یک دوستی

    دوستی انگلس با مرگ مارکس قطع نمی‌شود. منظور ما اشاره به کمک‌های مادی انگلس به دختران مارکس نیست، همان‌طور که به پدرشان کمک کرده بود، بلکه به تلاش‌هایی نظر داریم که او برای شناساندن آثار مارکس به جهان مبذول می‌دارد. مشارکت در ترجمه‌ی این آثار به زبان‌های مختلف (به‌ویژه به انگلیسی و فرانسه)، نظم و ترتیب دادن به این نوشته‌ها و شرح و توضیح آن‌ها به لحاظ تاریخی، نوشتن مقدمه‌های روشنگرانه بر نوشته‌های مارکس به‌منظور تأکید بر فایده‌ی آن‌ها برای کشورها و مبارزاتی که این آثار به آن‌ها اختصاص یافته‌اند.

  • داوری ۱۳۹۸-۰۴-۱۲ ۱۰:۰۷

    رضا داوری اردکانی؛

    شرایط اخلاقی و تاریخی پیشرفت علم

    آیا راهی جز راه طی شده جهان توسعه‌یافته می‌شناسند؟ اگر افق تازه و راه دیگری گشوده و پیدا شود دیگر پیمودن راه توسعه وظیفه نیست و باید از آن منصرف شد اما تا زمانی که راه دیگر پیدا نشده است بیش از دو انتخاب پیش روی آن‌ها نیست. یکی ماندن در وضع توسعه‌نیافتگی و دیگر رفتن به سوی توسعه. انتخاب دوم رفتن به سوی ایده‌آل نیست اما انتخاب اول ماندن در رخوت و بیهودگی و ملال و ناتوانی و پرحرفی و بیهوده‌کاری و فقر و پریشانی و بیماری و فساد است. از این وضع باید رهایی یافت. سیاستمداران و دانشمندان وظیفه دارند که در تمهید مقدمات و فراهم آوردن شرایط گذشت از این وضع بکوشند.

  • مراد ثقفی ۱۳۹۸/۰۴/۱۰

    «نه طبقه، نه متوسط» در گفت ‌و گو با مراد ثقفی؛

    در دفاع از طبقه متوسط

    در ادبیات چپ‌گرایان نوعی تحقیر و تفرعن طبقه متوسط وجود دارد. مثلا بوردیو جایی آنقدر بد می‌گوید که خودش هم متوجه می‌شود و می‌گوید من منظورم این قدر هم بد نیست اما کاملا معلوم است، منظورش تحقیر است به خصوص جایی که می‌گوید، افراد این طبقه یک بچه بیشتر ندارند و تولیدشان کم است!

  • شریعتی ۱۳۹۸-۰۴-۰۳ ۱۱:۱۲

    گزارشس از چهل‌ودومین سالگرد علی شریعتی در کانون توحید؛

    دکتر، ما و بحران‌های تو درتو

    همه تنازع شریعتی با روحانیت سنتی در همین جاست. روحانیت سنتی شریعتی را نمی‌فهمد، چون این روحانیت مدام مرز می‌کشد و شریعتی مدام مرزها را می‌شکند و درکی از دین ارایه می‌کند که به تعبیر خودش گاه بی‌دین‌ها با او همدلی بیشتری می‌کنند. بنابراین از دین قرائتی همساز با آن درک جهانی ارایه می‌کند. شریعتی شیعه را در پرتو زیست اسلامی و زیست اسلامی را در پرتو زیست شرقی می‌خواند و آنگاه از کل این فرهنگ شرقی می‌پرسد که تو چه سهمی در بازسازی یک زیست مسالمت آمیز جهانی داری؟

  • بورجیا ۱۳۹۸-۰۴-۰۱ ۱۲:۵۰

    شهریارِ ماکیاوللی: علوم سیاسی یا هجویۀ سیاسی؟(۳)؛

    یک هجویه: انتخاب چزاره بورجا به‌مثابه شهریار نمونه

    شاید امروزه هیچ‎کس نباید این‎قدر عجول باشد که به‌رغم تمام دیدگاه‎های عالمانه‎ای که مخالف هجویه نامیدن شهریار هستند همچنان شهریار را هجویه بخواند؛ اما وقتی که کسی شروع به تفکر دربارۀ این دیدگاه می‎کند، آن را فوق‎العاده منطقی می‎یابد! شما هر تعریفی که از «هجویه» داشته باشید این تعریف می‎بایست شامل قصد محکوم ‎کردن، افشاگری یا تمسخر فرد یا چیزی باشد، نیز باید از صِرف محکوم‎ کردن موعظه‎آمیز و ناسزاگوییِ با توسل به ترفندهایی مثل آیرونی، پوزخند و استهزاء متمایز باشد.

  • ماکیاوللی ۱۳۹۸-۰۳-۲۶ ۱۱:۲۹

    شهریارِ ماکیاوللی: علوم سیاسی یا هجویۀ سیاسی؟(۲)؛

    ماکیاوللی به‌مثابه یاور حاکمان جائر؟!

    اگر دوستان ماکیاوللی در صدد خواندن دست‎نوشتۀ شهریار بوده‎اند و اگر آن‌ها همان معنای ظاهری‎اش را پذیرفته‎اند -یعنی درسی عینی دربارۀ اینکه چگونه می‎توان یک حاکم جائر موفق بود که این درس در قالب پند و اندرز به یکی از همین‎گونه حاکمان ارائه شده است- به‌سختی توانسته‎اند که جلوی بُهت‎زدگی عمیق خود را بگیرند. و اگر این دست‎نوشته فقط به قصد جلب نظر جولیانو مدیچی جوان بوده است، مدیچی به سختی می‎توانسته از این قضیه خوشحال باشد که کتاب شهریار با خونسردی تمام وی را جزء یکی از همان افرادی قرار داده که معلمِ پدرش [= لندینو] دربارۀ این افراد [= حاکمان جائر] نوشته است: بزرگ‎ترین تکلیف یک شهروند خوب، کُشتن حاکمان جائر است.

  • ماکیاوللی ۱۳۹۸-۰۳-۲۰ ۱۱:۱۱

    شهریارِ ماکیاوللی: علوم سیاسی یا هجویۀ سیاسی؟* (۱)؛

    یک تناقض بسیار عجیب!

    ه‌رغم اینکه شیوه و بیشتر فرضیات شهریار تا حدی مشمول اندیشۀ ماکیاوللی‎اند و نتیجتاً این کتاب نمی‎تواند به قلم فرد دیگری به‎جز او نوشته شده باشد، اما شهریار از جنبه‎های مهم و مشخصی -شامل بعضی از تکان‎‎دهنده‎ترین لطیفه‎ها- با هر چیز دیگری که ماکیاوللی تا آن زمان نوشته بود و نیز با هرآنچه که ما دربارۀ زندگی وی می‎دانیم، از در تضاد درمی‎آید؛ و هرکسی که این موضوع را به نحوی از انحا مورد مطالعه قرار داده، به این تضاد پی برده است.

  • مازیار بهروز ۱۳۹۸/۰۳/۱۹

    پاسخ مکتوب مازیار بهروز به چند پرسش فرهنگ امروز؛

    غلبۀ قرائت استالینی از مارکسیسم در تاریخ‌نگاری

    برتری مسائل نظری بر قرائت تاریخی به درجات متفاوت بر چپ ایران تأثیر داشته است و نمی‌توان این واقعیت را کتمان کرد. اما برخی جریانات چپ (به خصوص جریان‌های طرف‌دار چین و شوروی) در روند تاریخ‌نگاری خود تأثیر بیشتری گرفته بودند؛ برای نمونه احسان طبری که پژوهشگر قادری بود، در کارهای علمی خود با در نظر گرفتن چهارچوب نظری شوروی‌ها دست به تحلیل می‌زد

  • بزرگداشت میرجلال‌الدین کزازی در خانه اندیشمندان علوم انسانی ۱۳۹۸-۰۳-۱۸ ۱۲:۴۶

    پیشینه گفت‌وگوهای چالشگرانه در ادبیات ایران چیست؟

    یادی از دیرینگی چالش‌نامه‌ها

    ویژگی بسیار ارزشمند چالش‌نامه این است که در این ‌گونۀ ادبی، به بهانۀ گفت‌وگوی دو چالشگر ستیزنده در سخن خواننده، پژوهنده می‌تواند به آگاهی و شناختی شایسته از دو سوی چالش برسد. توانایی‌ها، ناتوانی‌ها، تنک‌مایگی‌ها، فزون‌مایگی‌ها، راستی‌ها، کجی‎ها را نزد دو چالشگر به‌روشنی و آشکارگی می‌توان یافت.

  • میترائیسم ۱۳۹۸-۰۳-۱۲ ۱۲:۱۵

    موضوع ایران در رویارویی با غرب(۲)؛

    بازتاب نزاع میان دو تمدن

    وضعیت جزم‌انگارانه در ایران باعث شده طی سده‌ها سال و حتی تاکنون، نظام ‌اندیشیدن در ایران در نقطۀ ضعف خود مسکوت بماند و نتواند به‌طورقطع از چنگال آن خلاص شود. این در حالی است که در نظام معرفتی غرب به دلیل اینکه تعارض و تقابل میان استدلال‌های منطقی که در میان فلاسفه در جریان است، آنتی‌تزی مکرر پدید می‌آورد که در برابر فکرِ جزم‌انگارانه مقاومت می‌کند. این اصل مهم در واقع نقطۀ قوت نظام معرفتی در غرب را نشان می‌دهد. ولی همین تعارضات و تقابلی که به صورت «حرکت مار» در نظام معرفتی غرب وجود دارد، سبب می‌شود که فرایند معنابخشی و طلب کردن توجیه در هنجارسازی به یک نوع تنازع دامنه‌دار مبدل شود که غایت آن نوعی فلسفۀ پوچ‌انگاری (نیهیلیسم) را در پی دارد. بدیهی است که این مشکل عمده در ساختار نظام معرفتی در غرب همیشه بحران‌ساز است و این مهم، در حقیقت همان نقطۀ ضعف آن به شمار می‌آید.

  • فلسفه ۱۳۹۸-۰۳-۱۱ ۱۱:۰۰

    تأملی در نقش جهان‌بینی ایرانی در پیدایی و پویایی فلسفه یونانی؛

    مورخان چه می‌گویند؟

    در مورد افلاطون نیز صحبت‌های بسیاری در باب تأثیرپذیری او از ایران و جهان‌بینی ایرانی شده است و محققان برجستۀ بسیاری در این زمینه به تتبع و تحقیق پرداخته‌اند که ذکر همۀ آن‌ها از حوصلۀ بحث ما خارج است. ما در اینجا به نقل مطالبی از دو خاورشناس برجسته، نخست پروفسور دوشمن گیمن و پروفسور پانوسی اکتفا می‌کنیم؛ دوشمن گیمن در این خصوص می‌گوید: «در مورد افلاطون، تماس او با ایران به یک امر تقریباً معلوم تاریخی است و مسلم است که آکادمی با نظریه‌های ایران آشنا بوده. این نظریه‌ها، رواجی روزافزون داشت.»

  • یاسپرس ۱۳۹۸-۰۳-۰۸ ۱۲:۰۲

    موضوع ایران در رویارویی با غرب(۱)؛

    ردی بر نظریۀ کارل یاسپرس- «وحدت تاریخ جهان»

    از نگاه یاسپرس تضاد تاریخی و تقسیم‌بندی میان شرق و غرب گویا همیشه به نفع غرب متمایل بوده است. به باور یاسپرس، «باخترزمین روشن‌ترین تقسیم‌بندی‌های تاریخ و غنی‌ترین آفرینش‌ها و ظریف‌ترین نبردهای روحی و معنوی را دارد.» بدین وجه که کارل یاسپرس در حقیقت مبدأ تحول فکری در یونان باستان را ملاک داوری برای وحدت تاریخ جهان قرار می‌دهد. همان‌طور که در سطور بعدی روشن می‌شود، او با تکیه بر این تحول بنیادین، نظریۀ خود را قادر می‌سازد تا طرح وحدت تاریخ جهان را پی‌ریزی کند.

  • اسلام ۱۳۹۸-۰۳-۰۴ ۱۱:۴۶

    معرفی منطق تفکرات و شرحی بر سکولاریسمِ حوزه اندیشه (۲)؛

    نوع دوم و سوم منطق تفکرات

    پژوهشگر شهیر حوزه اسلامی، بسّام تیبی نیز رویکرد دوگانۀ اسلام‌گرایان در مورد عقل را نیمه‌مدرن می‌خواند: «آن‌ها حاصل مدرنیته را به کار می‌برند درحالی‌که ریشه‌اش را لگد می‌کنند.» نتیجه‌ای که نویسندگان می‌گیرند این است که جوامع اسلامی صرفاً می‌توانند به تاکتیک و تکنیک‌های مدرن نایل شوند، ولی سرکوب فکر و عقل و دودلی نسبت به عقل مدرن، آن‌ها را از نیل به ابداعات علمی و گسترش علم و تکنولوژی واقعی بازمی‌دارد، مگر اینکه در مبانی الهیاتی خود شک و تردیدها را برانگیزانند.

  • کاسیرر ۱۳۹۸-۰۳-۰۱ ۱۳:۲۰

    مروری بر شکل‌گیری دو سنت اصلی در تاریخ فلسفۀ مدرن (۲)؛

    برخورد داووس

    فریدمن، کاسیرر را گزینۀ مناسبی برای جمع میان دو سنت تحلیلی و قاره‌ای می‌داند، زیرا از لحاظ سیاسی مدافع جمهوری وایمار بود و هرگز شیفتۀ دو موضع سیاسی‌اجتماعی افراطی هایدگر و کارناپ نشد. او خود را در قلمرو فلسفه، نمایندۀ معاصر فلسفۀ کلاسیک می‌دانست که آن را ایدئالیسم فلسفی جدید می‌نامید و در قلمرو سیاست، خود را نمایندۀ سنت بزرگ کلاسیک، یعنی اندیشۀ سیاسی لیبرال‌جمهوری‌خواه به‌شمار می‌آورد و ازاین‌رو موضع او در هر دو قلمرو مسالمت‌آمیز بود.

  • منطق ۱۳۹۸-۰۲-۳۱ ۱۱:۴۴

    معرفی منطق تفکرات و شرحی بر سکولاریسمِ حوزه اندیشه (۱)؛

    نوع اولِ منطق تفکرات؛ منطق علمی-عقلانی

    مدل‌های ریاضی، زبان و چارچوب اکثر فرضیه‌های علمی را تشکیل می‌دهند. تبیین‌های حاصله از فرمالیسم ریاضی از قیدوبند شرایط مکانی، موردی و کنونی آزمایش و پدیده مورد مطالعه، رها هستند و قادرند در پیکان زمان رو به جلو حرکت کنند؛ ازاین‌رو، توانایی پیش‌بینی کردن را به نظریه‌ها می‌بخشند. به علاوه، عینیت فرمالیستی، مانع تفاسیر موردی و مصلحت‌اندیشانۀ نتایج تجربیات می‌شود، زیرا ملاکی عینی برای پذیرش و نقد نظریه فراهم می‌سازد.

  • علی پایا ۱۳۹۸-۰۲-۳۰ ۱۳:۰۱

    پاسخ‌های علی پایا و حسین پایا به پرسش‌هایی در باب نقش روشنفکران در عرصه عمومی؛

    هیچ جامعه‌ای بی‌نیاز از روشنفکران نیست

    در تفسیر گرامشی، «روشنفکر سنتی» مدافع نظم پیشین است. «روشنفکر ارگانیک» نیز در تعبیر ایدئولوژیک و طبقاتی او، نقش خاصی را در خدمت یک ایدئولوژی خاص ایفا می‌کند. اما اگر بخواهیم مدل گرامشی را که نظیر هر مدل دیگر مواجه با محدودیت‌های زمان و مکان خود بوده است، با شرایط کنونی منطبق سازیم، باید بگوئیم روشنفکر سنتی از دیدگاه او مدافع نظم مستقر است و با تحول و تغییر (بخصوص تحولات اساسی) موافق نیست.

  • فلسفه تحلیل ۱۳۹۸-۰۲-۲۹ ۱۱:۱۸

    مروری بر شکل‌گیری دو سنت اصلی در تاریخ فلسفۀ مدرن (۱)؛

    تقابل فلسفۀ تحلیلی و فلسفۀ قاره‌ای

    فلسفۀ تحلیلی همچون مارکسیسم دوست دارد خود را در قالب مخالفت با ایدئالیسم معرفی کند و ایدئالیسم را آن چیزی می‌داند که مورد انکار این فلسفه است. / فلسفۀ قاره‌ای به‌معنای اخص، برآمده از فلسفۀ نیچه است و در آن اندیشه‌ها و گرایش‌های ضدعقل‌گرا همچون پسامدرنیسم وجود دارند، اما این فلسفه به‌معنای اعم، ایدئالیسم آلمان، مارکسیسم و دنبالۀ آن‌ها در دورۀ معاصر مثل نظریۀ انتقادی را دربرمی‌گیرد.

  • آلتوسر ۱۳۹۸-۰۲-۲۲ ۱۴:۲۶

    لویی آلتوسر؛

    تضاد و فراتعیین‌کنندگی

    راه حل تئوریک پیشنهادی‌ی انگلس در مورد مسئله‌ی رابطه‌ی بین تعیین کنندگی امر اقتصاد در وهله‌ی نهایی و آن تعیین کنندگی‌های ویژه‌ای که توسط روبناها تحمیل می‌شوند، [یعنی] سنن ملی و اتفاقات بین‌المللی را در این بررسی کنار می‌نهم. در اینجا برای من حفظ آنچیزی از او کافی است که بی شک می‌بایست نام آن را انباشت تعیین‌کنندگی‌های موثرِ (ناشی از روبناها و وضعیت‌های ویژه‌ی ملی و بین‌المللی) بر تعیین کنندگی در وهله‌ی نهایی بواسطه‌ی امر اقتصادی، نهاد. به نظرم می‌آید، اینجاست که اصطلاح پیشنهادی من یعنی فراتعیین تضاد می‌تواند روشن بشود. 

  • تقی زده ۱۳۹۸-۰۲-۲۱ ۱۰:۲۱

    تأملی بر مقالۀ «سید حسن تقی‌زاده؛ سه زندگی در یک عمر»، نوشتۀ محمدعلی همایون کاتوزیان؛

    خود را در آینۀ تقی‌زاده دیدن

    یک‌تکه ندیدن زندگی ‌تقی‌زاده به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین روشنفکران مشروطه تاکنون و همچنین یک‌سر خائنانه ندیدن کنش‌های سیاسی-اجتماعی وی حاکی از رویکرد منطقی‌تری به این چهرۀ تاریخی ایران معاصر است؛ رویکردی که با سیطرۀ نگاه ایدئولوژی‌زده و شبه‌امنیتی تلاش دارد تا از مشروطه یک انحراف موقت که با وقوع انقلاب اسلامی از بین رفت، بسازد و چهره‌های اثرگذار در آن را اعضای مخوف لژهای فراماسونی، مزدوران دین‌ستیز، خودفروخته و خودباخته و مترسک‌ها و آلت دست‌های ابرقدرت‌های زمانۀ خود خصوصاً انگلستان نشان دهد.

  • ملکیان ۱۳۹۸-۰۲-۱۷ ۱۱:۵۰

    گزارشی از سخنرانی پژوهشگران ایرانی در سمپوزیوم «مولانا و مهاجرت عرفانی»؛

    حق شب قدر است در شب‌ها نهان

    خود واقعی ما امری بدون صورت است و دارای صورت نیست. اگر با هر کدام از این امور صورت‌دار احساس یگانگی کردم، خودم را گم کرده‌ام یا به تعبیر دقیق‌تر، خودم را به دست نیاورده‌ام و پیدا نکرده‌ام. سفر اصلی مولانا، سفر از این خودهای دروغین به یک خود راستین است که بی‌صورت است و به گفته عارفان همان معنا و روح است و به تعبیر دینی، «المعنی هوالله» یعنی معنا خداست. روح همان خداست.

  • ۱۳۹۸/۰۲/۱۶

    نظریه‌های گذار در گفت‌وگو با حسن قاضی‌مرادی؛

    بازگشت به دموکراسی

    در کل سه عنصر در گذار به دموکراسی وجود دارد: دولت، جامعه، عنصر فراملی.دولت اقتدارگرا، در مجموع، دو جناح تندرو و میانه‌رو دارد. اینها را می‌شود به هر نامی خواند اما دست آخر دو جناحند و سیاست‌شان در تثبیت و تحکیم قدرت دولت با هم متفاوت است. بالطبع اگر در دولت، تندروها دست بالا را داشته باشند، جامعه در برابر دولت ضعیف باشد و عنصر فراملی هم دغدغه حمایت از دموکراسی‌سازی در این یا آن کشور جهان را نداشته باشد، گذار تا موقعی که توازن نیرو به نفع دولت و در دولت به نفع تندروها باشد به تاخیر می‌افتد.

  • امیرکبیر ۱۳۹۸/۰۲/۱۱

    سید علی آل‌داود از ظرافت‌های فهم امیرکبیر از لابه‌لای منابع تاریخی می‌گوید (۲)؛

    خیالات اتابکی امیر

    مرحوم دکتر آدمیت می‌گوید امیرکبیر یک رسالۀ خیالات اتابکی نوشته و هدف او این بوده که بعد از آنکه ایران قدرت یافت، مشروطه‌خواهی را در ایران برقرار کند؛ ولی خود دکتر آدمیت هم می‌گوید که این رساله به دست نیامده است. آدمیت در رسالۀ خیالات اتابکی حدس می‌زده که هدف امیرکبیر این بوده که در ایران به‎تدریج حکومت مشروطه برقرار کند، اما آن زمان پشتیبان نداشتند و نیروهای اجتماعی حامی نداشتند.

  • ال داوود ۱۳۹۸/۰۲/۰۸

    سید علی آل‌داود از ظرافت‌های فهم امیرکبیر از لابه‌لای منابع تاریخی می‌گوید (۱)؛

    امیر در خامۀ مورخان

    انتقادی که می‌توان به دکتر آدمیت وارد کرد این است که او از نقد شخصیت امیرکبیر پرهیز داشته و همان خصلت قهرمان‌پروری ایرانیان در او هم وجود داشت. او آن‌قدر با روش درست و علمی کار کرده که این حس قهرمان‌پروری در طول کتاب پنهان و مخفی است؛ اما واقعیت این است که اگر کسی با دید محققانه به این کتاب بنگرد، انگیزۀ جانب‌داری از امیرکبیر در آن دیده می‌شود؛ او کوشش می‌کند تا نقطه‌ضعف‌های امیرکبیر را بپوشاند.

  • پرویز صداقت ۱۳۹۸/۰۲/۰۴

    ماهیت ساختار اقتصاد سیاسی ایران در گفت‌وگو با پرویز صداقت؛

    نولیبرال در مقام یک پروژه طبقاتی

    حاکمیت یک ابژه مستقل از جامعه نیست. یک رابطه اجتماعی است که به همراه خودش پیامدهای اجتماعی در شکل‌گیری طبقات فرادست و فرودست جامعه دارد. منتقدان نولیبرالی دانستن برنامه‌های اقتصادی در ایران، حاکمیت را از جامعه منتزع می‌کنند و یک الگوی اقتصادی ارایه می‌دهند و می‌گویند در این الگوی اقتصادی چون این اجزا نولیبرالی نیست پس کل آن نولیبرالی نیست.

  • اسپینوزا ۱۳۹۸-۰۲-۰۴ ۰۹:۱۳

    آیا باید «بازگشت اسپینوزا» را به «بازگشت به اسپینوزا» گره بزنیم؟

    چرا امروز اسپینوزا؟

    اسپینوزیسم برخلاف انواع و اقسام فلسفه‌های آپوکالیپتیک و هزیمت‌طلبانه در دل تاریکی این «قرون‌وسطای» پایان تاریخ، به عوضِ چرخیدن به دور مغاک یأس، ترس، تسلیم و مرگ، به‌سوی شاهراه امید، مقاومت، خرد و حیات جهت‌گیری کرده است؛ نزد اسپینوزا هیچ خبری از فروکاهش انسان و هر حالتی، به ابژه و تابعی در مقابل قدرت برساختۀ (potestas) حاکم نیست.