شناسهٔ خبر: 29582 - سرویس دیگر رسانه ها
نسخه قابل چاپ

هالیوودی ها کمی تاریخ اساطیر ایرانی بخوانند!

روایت فیلم هالیوودی As Above, So Below (همانطور در بالا، همچنین در زیر) در حالی دست روی یکی از خصوصیات متافیزیک اساطیر ایرانی گذاشته که نشان می دهد تولیدکنندگان این اثر کوچکترین دانشی از تاریخ اساطیری شرقی - ایرانی ندارند و گویا تنها هدف شیطنت آمیز آنها قلب روایت کهن ایرانی به نفع تاریخ تمدن ناچیز فرهنگی خودشان است.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایرنا؛ به تازگی و با پایان اکران عمومی As Above, So Below این فیلم به شکل لوح فشرده درآمریکا توزیع می شود.

As Above, So Below در گونه آثار ترسناک سینما و در شاخه آدرنالین محصول سال 2014 میلادی به کارگردانی جان اریک داودل (John Erick Dowdle) که روایت کننده داستان دختر جوانی به نام اسکارلت است به سختی به دنبال یافتن کیمیا philosophers' stone است. 

این سنگ همانی است که برای نخسیتن بار در داستان های ایرانی به ویژه افسانه هزار و یک شب گفته شده که قابلیت تبدیل اجسام به طلا یا نقره را دارد. 

او برای به دست آوردن این شی با ارزش در ابتدای فیلم در کشور ایران حضور دارد و با کمک یکی از قاچاقچیان اشیاء عتیقه در ایران موفق به کشف و ترجمه متن باستانی سردیس موجود در ایران می شود که در نهایت او را به سوی شهر پاریس و مکان زیرزمینی واقع در آن می کشاند. 

اما پس از آنکه اسکارلت و گروهش پا به این مکان زیرزمینی می گذارند متوجه می شوند که این محل نفرین شده است و آنها رفته رفته در حال مواجهه با گذشته خود قرار می گیرند و همین مساله در حقیقت روایت ترسناک این فیلم را برای مخاطبان تصویر می کند.



کیمیا چیست؟

با مرور تاریخ تمدن باستان به ویژه در سه منطقه باستانی ایران، مصر و هندوچین می توان به تفکر تبدیل مس یا سرب به عنوان فلزات کم ارزش به طلا و یا ساخت داروی جاودانگی که به آن اکسیر نیز گفته می شده به راحتی پی برد که در این بین بیشترین تلاش کیمیاگران را به خود معطوف داشته است و درست به همین دلیل است که به کیمیا، علم اکسیر نیز گفته شده است.

نخستین بار آرای علم کیمیاگری که از شاخه های علوم غریبه است در آرای جابر بن حیان دانشمند و ریاضی دان و فیلسوف شهیر ایرانی به شکل مکتوب نمود پیدا کرد و بعد از گذشت تاریخ 2500 ساله در آرا و نظرات دانشمندان غربی چون اسحاق نیوتن و نیکلاس فلامل برای نخستین بار عنوان شد و درست از این تاریخ است که در غرب یافتن سنگ جادو، کیمیا یا سنگ اکسیر از تفکر علمی به رویه و مسلکی فلسفی و عرفانی در تفکر غرب بدل گشت و افسانه ها و تئوری های متعددی برای آن بازگو شد.

در حقیقت سنگ جادو برای مدتی طولانی به جستنی ترین هدف در کیمیای غرب بدل شد و شهرتِ یافتن آن تا جایی پیش رفت که به اعتقاد بزرگان علم غرب چون نیوتن و فلامل یافتن این سنگ می توانست برای صاحب اش روشنگری به ارمغان آورد.

درست به دلیل همین تفکر عرفانی و فلسفی است که نویسندگان و فیلمسازان غربی در ساخت آثار ترسناک و یا ماجراجویانه به سراغ کیمیا philosophers' stone رفته اند که تجلی بارز آن را می توان در مجموعه داستان ها و یا فیلم های هری پاتر به وضوح مشاهده کرد؛ موضوعی که به سبب عدم تعمق و خرد غربی ها در مفهوم علم کیمیا و بی توجهی به آرای عرفای ایرانی (رسیدن به وجود ذاتی حق تعالی برای رستگاری حقیقی در دنیا و عقبی) در بطن این موضوع به داستان ها و افسانه های غیرواقعی غربی ها بدل شد.

As Above, So Below نیز بادستمایه قراردادن یافتن کیمیا (سنگ جادو) توسط یک دانشجوی باستان شناسی آمریکایی رهیافت هایی از ایران تا فرانسه را با حال وهوایی به اصطلاح ترسناک پیشاروی مخاطبان خود ترسیم می کند، روایتی به شدت معلق که حتی ساده ترین مخاطبان ایرانی آگاه به تاریخ تمدن این کشور طلایه دار در تکوین تمدن جهان را از شدت کوتاهی دانش تاریخی هالیوودی ها (آگاهانه یا غیرآگاهانه) به حیرت، تعجب و حتی خنده وا می دارد.

به هر حال اسکارلت به عنوان قهرمان این اثر سینمای طبق دست نوشته ای که از پدر خود به ارث برده تصمیم می گیرد تا با پیدا کردن سردیس رمزنگاری شده کیمیا در ایران، آدرس و محل دقیقی این سنگ را بیابد و نام خود را به عنوان بزرگترین مکتشف قرن 21 در جهان به ثبت برساند.

وی بر اساس نقشه ای که در دست دارد به منطقه ای در کرمانشاه ایران می رود و با کمک یک قاچاقچی اشیاء باستانی به نام (رضا) با بازی (حمید جاودان، بازیگر ایرانی آمریکایی این فیلم) وارد تونلی که توسط باستان شناسان ایرانی ایجاد شده می شود و سردیس اَنَهید (آناهیتا) - الهه آب های روان - را پیدا می کند و با عکس گرفتن از روی نقوش و نوشته های آن متن را برای ترجمه به فرانسه می برد تا بتواند به واسطه آن متن آدرس و محل اختفای کیمیا را در تونل های پر از اجساد مردگان در پاریس کشف کند. 



اسطوره اَنَهید (آناهیتا) یا الهه آب های روان

همانگونه که گفته شد سردیسی که توسط اسکارلت با کمک قاچاقچی اشیاء عتیقه در یکی از تونل های حفاری شده منطقه کرمانشاه (معبد آناهیتا در منطقه کنگاور) پیدا می شود بخش گم شده ای از مجسه آناهیتا است که بنا به روایت قلب شده فیلم، حفاران و باستان شناسان ایرانی نتوانسته بودند آن را کشف کنند اما یک قاچاقچی اشیاء باستانی به همراه نقشه یک دانشجوی باستان شناسی آمریکایی که آن را از پدرش که پیشتر در ایران به عنوان باستان شناس حضور داشته کشف می کنند!

نکته عجیب بعدی در روایت این اثر سینمایی، عدم توفیق کشف این سردیس توسط باستان شناسان ایرانی و یافتن آن توسط اسکارلت و رضا به واسطه آن نقشه، نابود کردن تونل حفاری شده به دست ایرانیان به منزله بی توجهی به فرهنگ و عناد تفکر اسلامی با اساطیر زردشتی و سامی است که در گفت و گوهای رضا و اسکارلت عنوان می شود.

در حقیقت این مساله این گونه که حضور اسکارلت و کشف سردیس و گرفتن عکس در آخرین لحظه پیش از نابودی این معبد و تونل های حفاری شده آن توسط ایرانیان فرهنگ ستیز تصویر می شود و اینجا است که انگار اسکارلت و رضای قاچاقچی (همکار او) به عنوان ناجیان تمدن ایرانی به مخاطبان معرفی می شوند.

البته در سکانس ابتدایی فیلم نیز اسکارلت رو به دوربین می گوید که اینجا ایران است، جایی که اگر من را دستگر کنند به جرم آنکه یک زن هستم با سنگ آنقدر به سرم می کوبند تا بمیرم! و در حقیقت پروژه تخریب ایران و فرهنگ انسان ساز، معرفت بخش و تمدن ساز آن در این اثر سطح پایین هالیوودی نیز با شیطنت دست اندرکاران این اثر هالیودی بار دیگر بازتاب عینی می یابد.

اما اسطوره اَنَهید (آناهیتا) یا الهه آب های روان در حقیقت از واژه پارسی باستان اَناهیتَه An-āhita که در پارسی میانه اَناهید Anāhid و در فارسی امروزی ناهید شده، از پیشوند نفی اَن (-an، یعنی «نا-») و واژه اوستایی āhita، یعنی آلوده پدید آمده است و معنی آن ناآلوده (پاک و بی گناه) است.

آناهیتا در زبان اوستایی ایزدبانوی (الهه) آب ها (آبان) پنداشته و ستوده می شود و از این رو با نمادهایی چون شفا و خرد نیز همراه است.

در تاریخ مکتوب سه هزار ساله اخیر ایران الهه آب و باران جایگاهی ویژه در تفکر ایرانی داشته است. و آناهیتا (ایزد آب) در ایران باستان، یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین ایزدان آریایی و آیین زرتشت بوده ‎است. در باور ایرانیان باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمه ها و باران و نماد عشق و دوستی بوده ‎است. بسیاری از ویژگی های این ایزدبانو (الهه) با ایشتار نزدیکی دارد که مورد پرستش اقوام سامی، از جمله بابلی ها بوده است.



اما درس تاریخ برای هالیوودی ها

حال با معرفی دقیق این سردیس و شناخت الهه - اسطوره اَنَهید به راحتی می توان دریافت که این الهه هیچ ارتباطی به مساله جادو و کیمیا نداشته و همین انتخاب نادرست دست اندرکاران فیلم As Above, So Below (همانطور در بالا، همچنین در زیر) نشان دهنده دانش اندک و ناچیز و خُرد آنها از علم اساطیر شرقی به ویژه ایرانی است.

این مساله بی دانشی در کنار تاکید آنها بر فرهنگ ستیزی ایرانی در نشان دادن سکانس نابودی معبد آناهیتا توسط ایرانی ها تا جایی پیش رفته است که حتی ایزابل آشتون نویسنده شناخته شده سینمایی سایت شیکاگو تریبون و مایکل اندروز منتقد نام آشنای هالیوود ریپورتر به شدت به دست اندرکاران این اثر سینمایی تاخته اند که معبد آناهیتا در منطقه کنگاور ایران نه تنها بازمانده ای از تاریخ سه هزار و پانصد ساله تمدن ایرانی را به مخاطبان نمایش می دهد که یکی از بزرگترین محل های توریستی است که گردشگران آمریکایی و اروپایی فراوانی را هر ساله به خود جذب میکند.

هر دو این نویسندگان به ویژه مایکل اندروز، فیلمنامه نویس و کارگردان این اثر سینمایی را به بی دانشی متهم کرده اند و تاکید کرده اند که اگر قرار است فهم سینمای آمریکا با ساخت چنین آثاری و ارائه و به نمایش گذاشتن آنها صورت عینی و عملی به خود بگیرد نتیجه چنین اشتباهات وحشتناک و هولناکی تمسخر دانش علمی و پژوهشی سینماگران آمریکایی در جهان است.

همچنین آشتون می گوید: نه تنها اغلب ایرانیان که بسیاری از مردم فرهنگ دوست جهان با سردیس آناهیتا آشنا هستند می دانند که این سردیس کوچکترین ارتباطی به علم کیمیا و سنگ جادو در فرهنگ اساطیری ایرانی ندارد که بر این موضوع نیز واقف هستند که تنها نمادی که از آن به عنوان حافظ و نگهبان کیمیا در فرهنگ ایرانی نام برده شده است، لانه سیمرغ در راس قله قاف است و دلیل عظمت و شکوه و نامیرایی این پرنده افسانه ای نیز به دلیل حفاظت او از سنک کیمیا است.

به هر حال هر چند هنر سینما در حقیقت روایت کننده داستان هایی فراتر از عقل و ورود به دنیای محض تخیل است اما شیطنت آگاهانه و یا غیرآگاهانه کمپانی های هالیوودی در تخریب ساحت فرهنگی ایران و ایرانی نه تنها بار دیگر ساخت آثاری برای اثبات هویت ایرانی را بیش از پیش به هنرمندان و مسئولان گوش زد می کند که موید بی دانشی و بی خردی دستگاه عظیم و طویل هالیوود در بحث تخریب ایران است که پیش از این نمونه هایی از این دست از نابخردی ها را در ساخت آثاری نظیر 300 نیز به خرج داده بود.
 

نظر شما