شناسهٔ خبر: 60328 - سرویس کتاب و نشر
نسخه قابل چاپ

بازگشت از قرآن

قران برخی روشنفکران دینی معاصر که به بحث از وحی پرداخته‌اند در آغاز این بحث مبانی و پیش‌فرض‌های خود را مشخص نکرده‌اند و به غلط دیدگاه خود را به عنوان نظریه دینی مطرح کرده‌اند. در کتاب حاضر سعی شده است تا علاوه بر تحلیل و نقد یکی از این نظریات با عنوان «قرائت نبودی از جهان» که از سوی محمد مجتهد شبستری مطرح شده، مبانی و پیش‌فرض‌های آن نیز به تفصیل بررسی شود.

بازگشت از قرآن

نقدی بر قرائت نبوی از جهان

عبدالله نصری

ناشر: علمی و فرهنگی

تعداد صفحه: ۲۵۸ صفحه

قیمت: ۴۵ هزار تومان

تحلیل پدیده وحی یکی از مسایل مورد توجه در موضوعات دینی است که تنی چند از روشنفکران ایرانی و اندیشمندان جهان عرب نیز در باب آن به بحث پرداخته‌اند و هر یک بر اساس مبانی فکری خود سعی کرده‌اند به رازگشایی از آن بپردازند. پذیرش نبوت و وحی مبتنی بر یک سلسله پیش‌فرض‌هاست. کسی که می‌خواهد به تحلیل وحی بپردازد در ابتدا باید مبانی و پیش‌فرض‌های خود را مشخص کند. برخی روشنفکران دینی معاصر که به بحث از وحی پرداخته‌اند در آغاز این بحث مبانی و پیش‌فرض‌های خود را مشخص نکرده‌اند و به غلط دیدگاه خود را به عنوان نظریه دینی مطرح کرده‌اند. در کتاب حاضر سعی شده است تا علاوه بر تحلیل و نقد یکی از این نظریات با عنوان «قرائت نبودی از جهان» که از سوی محمد مجتهد شبستری مطرح شده، مبانی و پیش‌فرض‌های آن نیز به تفصیل بررسی شود. مجتهد شبستری در چند سال اخیر، ۱۵ مقاله تحت عنوان «قرائت نبوی از جهان» منتشر کرده است. علاوه براین، وی مجموعه مطالبی از سخنرانی‌ها، مقاله‌ها و مصاحبه‌های خود را در آبان‌ماه سال ۹۶ با عنوان «نقدی بر بنیان‌های فقه و کلام» به‌صورت کتاب pdf در سایت خود منتشر کرد که قسمتی از مطالب این کتاب نیز درباره «قرائت نبوی از جهان» است. تمام حرف وی در قرائت نبوی از جهان، این است که قرآن کلام پیامبر(ص) است. کتاب «بازگشت از قرآن» به نقد دیدگاه وی در این زمینه می‌پردازد.

این کتاب در دو بخش و هرکدام در چندفصل مجزا منتشر شده است. بخش اول با عنوان «نظریه و استدلال‌ها» در ۶ فصل و بخش دوم کتاب نیز با عنوان «مبانی و پیش‌فرض‌ها» نام‌گذاری شده که شامل ۱۰ فصل است.

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: شاید برای خواننده نکته‌سنج، این سؤال مطرح شود که چرا نام این کتاب، «بازگشت از قرآن» است. قطعاً غرضی در کار بوده، اما این غرض، مبتنی بر مرض نبوده است، بلکه هدفی علمی در پس این عنوان نهفته است. می‌دانیم که احیاگران دینی از سیدجمال‌الدین اسدآبادی تا طالقانی، مطهری، شریعتی و بازرگان، همه از «بازگشت به قرآن» یاد کرده‌اند، چرا که آن‌ها پیامبر(ص) را راوی کتاب الهی می‌دانستند و معتقد بودند خداوند آن را برای هدایت بشر نازل کرده و آموزه‌های آن برای زندگی فردی و اجتماعی و زندگی دنیوی و اخروی انسان حیاتبخش است. آن‌ها با توجه به مبانی فلسفی و کلامی خود، قرآن را نه کلام محمد(ص)، بلکه کلام خداوند می‌دانستند که خطایی در آن راه ندارد و آموزه‌هایش ابدی است، اما کسانی مانند عبدالکریم سروش و مجتهد شبستری که قرآن را نه کلام خدا می‌دانند و نه خطاناپذیر و ابدی، و نه آموزه‌های آن را برای زندگی دنیوی انسان حیات‌بخش می‌دانند؛ در مقابل دیدگاه احیاگران، باید اندیشه‌های آن‌ها را «بازگشت از قرآن» نامید. قرآن دارای ویژگی‌های خاصی است که اگر به بهانه قرائت‌های جدید، چیزی از آن حذف شود، آنچه باقی می‌ماند دیگر قرآن نخواهد بود.

با این اوصاف، آیا نظر روشنفکرانی که قرآن را یک متن بشری می‌دانند که یا حاصل رؤیاهای یک فرد عادی است و یا قرائت و تفسیر او از جهان؛ با نظر احیاگرانی که قرآن را دارای منشأ الهی و نازل شده بر پیامبر(ص) می‌دانند، برابر است؟ قطعاً دیدگاه اول، نه با خود آیات قرآن سازگاری دارد و نه از پیش‌فرض‌های کلامی و فلسفی متقن برخوردار است. انکار الهی بودن قرآن و نفی انزال آن بر پیامبری که برگزیده خداوند است، و در عین حال آن را یک متن بشری دانستن، عقیده‌ای جز انکار قرآن نیست؛ با این تحلیل، عنوان کتاب یعنی «بازگشت از قرآن» چیزی جز لوازم علمی یک نظریه نیست.

نظر شما