سینما و رسانه

صابر ابر

نگاهی به سلبریتیزه شدن فرهنگ ایرانی؛

بحرانِ کنش، جولانِ نمایش

فرهنگ سلبریتی، هم‌آغوش امر محتومِ واقع و مُهر تأییدی بر زوال ایماژهای فرهنگی در بستر لغزان تجربۀ زیسته است؛ تجربۀ داغ و گداخته‌ای که زیر فشار واقعیت، هستیِ فروزانش به تاراج رفته است. در این میان می‌شود به مدد فانتزیِ سلبریتی‌وار، چراغی برافروخت که شعاع نورش حتی «تا هفت خانه آن‌ورتر» هم نمی‌رود، در قالب تعریف یک پروژۀ فرهنگی غلط‌انداز با کلی آب‌وتاب و شناسنامۀ عریض و طویل که بوی سنت‌گرایی و مادرانگی و غذاهای خانگی بدهد.

  • سینمای شعر، سینمای اندیشه ۶ روز قبل

    سینمای شاعرانه چیست و نسبت آن با سینمای ایران کجاست؟ (۱)؛

    سینمای شعر، سینمای اندیشه

    ساده‌ترین پندار این است که فیلم شاعرانه را فیلمی بدانیم که برخوردار از دیالوگ‌ها یا مونولوگ‌های شاعرانه باشد؛ مثلاً در مورد «خانه سیاه است»، برداشت می‌شود که چون فروغ فرخزاد یک شاعر است و بخشی از نریشن این فیلم را شاعرانه نوشته، پس این فیلم به اعتبار نریشن شاعرانه‌اش و به اعتبار شاعر فیلم‌سازش فیلمی شاعرانه است؛ پس کسی می‌تواند فیلم شاعرانه بسازد که خودش شاعر کلمه باشد؛ همۀ این‌ها برداشت‌های نادرستی است.

  • بحرانِ کنش، جولانِ نمایش ۱۱ روز قبل

    نگاهی به سلبریتیزه شدن فرهنگ ایرانی؛

    بحرانِ کنش، جولانِ نمایش

    فرهنگ سلبریتی، هم‌آغوش امر محتومِ واقع و مُهر تأییدی بر زوال ایماژهای فرهنگی در بستر لغزان تجربۀ زیسته است؛ تجربۀ داغ و گداخته‌ای که زیر فشار واقعیت، هستیِ فروزانش به تاراج رفته است. در این میان می‌شود به مدد فانتزیِ سلبریتی‌وار، چراغی برافروخت که شعاع نورش حتی «تا هفت خانه آن‌ورتر» هم نمی‌رود، در قالب تعریف یک پروژۀ فرهنگی غلط‌انداز با کلی آب‌وتاب و شناسنامۀ عریض و طویل که بوی سنت‌گرایی و مادرانگی و غذاهای خانگی بدهد.

  • زمین خشونت، آسمان حقوق و میدان جامعه ۱ ماه قبل

    واکاوی و تفسیر مفاهیم مرکزی دو اثر سینمایی تهمینه میلانی؛

    زمین خشونت، آسمان حقوق و میدان جامعه

    میلانی تلاش دارد تا در دو فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» و «واکنش پنجم» ساختارهای حقوقی را در ارتباط با خشونت به چالش بکشد و در پرتو به چالش کشیدن این ساختارها به نقد اجتماعی دست بزند. دیدگاه میلانی در این دو فیلم بر رابطۀ دیالکتیکی میان حقوق و جامعه مبتنی است. حق‌وحقوق شهروندی (در اینجا حقوق زنان) بدون بسترهای اجتماعی و فرهنگی به‌نوعی ایستایی و عدم نتیجه‌بخشی مبتلاست و آزادی عمل اجتماعی و اعتبار و شأنیت فردی، بدون توجه و شناخت حقوقی ناقص است. حقوق و جامعه در این دو اثر سینمایی، حیاتی وابسته و پیوسته دارند.

  • عاشورا به روایت برشت ۱ ماه قبل

    نگاهی به تئاتر ملاقات با مرد دوزخی؛

    عاشورا به روایت برشت

    معمول و معقول آن است که در درام قهرمان و ضد قهرمان – پروتاگونیست و آنتاگونیست -  است که قصه را پیش می برد و کشمکش بین این دو تعلیق ایجاد می کند، اما در نمایش اخیر قهرمان همان ضد قهرمان است، هرچند بخشهایی از نمایش قهرمانی به نمایش در می آید ولی در نهایت او نیز قهرمان نیست، و این خاصیت و ویژگی نمایشنامه این اثر است، فضای ذهنی نمایشنامه سرشار از شماتت خویشتن است گویی نویسنده جدالش با خویشتن را به صورت قصه ای روایت کرده است و در هر لحظه به خودش نهیب می زند.

  • سینمای ضدرئالیستی آدم‎های مطرود و بیگانه ۱ ماه قبل

    گفت‌وگوی  فرهنگ امروز با میشل لنگفورد؛

    سینمای ضدرئالیستی آدم‎های مطرود و بیگانه

    هانکه و شهیدثالث هر دو به جنبه‎های تاریک جامعه و انواع وضعیت‎های اجتماعی‎ای که منجر به بدبینی و بیگانگی می‎شوند علاقه‌مندند؛ هر دو روی جراحات جامعه انگشت نهاده و زیبایی‎شناسی‎های متمایزی را بسط می‎دهند که هم‎قد همین مضامین هستند. غیر از هانکه، به نظر من شهیدثالث تأثیر مهمی روی بسیاری از فیلم‌سازان ایرانی داشت، ازجمله عباس کیارستمی‎ای که نخستین فیلم‎هایش مثل خانۀ دوست کجاست خیلی شبیه فیلمی مثل یک اتفاق ساده است.

  • آسوده باشید، همه‌چیز غیرواقعی است! ۲ ماه قبل

    در نسبت دیالکتیک و سینما؛

    آسوده باشید، همه‌چیز غیرواقعی است!

    در جریان ساخته شدن یک فیلم دوربین جای «سوژه» را اشغال می‌کند و در برابر واقعیت خاص خود قرار می‌گیرد. دوربین «قاب» خود را انتخاب و از آن منظر واقعیت خویش را تجربه می‌کند و آن را به تصویر می‌کشد. دوربین ناظری است که می‌تواند واقعیت پیشِ روی خود را به‌گونۀ خاصی به تصویر بکشد. این قاب‌بندی و این تجربۀ تصویری و نظاره کردن واقعیت از منظری خاص، در فیلم‌های مستند هویداست. اما در جریانِ ساختن یک فیلم سینمایی، واقعیت غالباً چیزی است که ساخته می‌شود.

  • فلسفی‌بودن سینمای کیارستمی را کجا باید جست‌وجو کنیم؟ ۲ ماه قبل

    گفت و گو با صالح نجفی درباره سینمای کیارستمی؛

    فلسفی‌بودن سینمای کیارستمی را کجا باید جست‌وجو کنیم؟

    اگر کیارستمی فیلمساز مهم فلسفی است علت اصلی این است که از یک وضعیت مشخص تاریخی برآمده و صادقانه با این وضعیت تاریخی برخورد کرده، ما در موقعیت تاریخی‌یی نیستیم که داستان‌نویسی بگوید خیلی به بکت علاقه دارد و شروع کند در فارسی مانند بکت نوشتن. این یک دروغ است.