سینما و رسانه

مادر قلب

نگاهی به فیلم مادر قبل اتمی؛

پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی

موتور محرکۀ این داستان که با حداقل «خودارجاعی متن» و در مقابل با حداکثر درگیر کردن ذهن و حافظۀ مخاطب ارائه می‌شود، وقوع یک تصادف و به موازات آن ورود شخصیتی مرموز و روح‌مانند است که هم پلی میان واقعیت و خیال می‌سازد و هم ارجاع و نشانۀ ارجاعی برای مفهوم بازنویسی و بازنمایی قدرت است.

  • نمایش گسست‌ها ۵ روز قبل

    فلسفه فیلم: جستاری درباب کتاب سینمای بدیو (۲)؛

    نمایش گسست‌ها

    گرچه دلوز سینما را ارائه گر تصویری از زمان در یک وضعیت ناب می دانست و نه بعنوان یک بازنمایی بلکه زمانی کیفی که در سیاق تعریف برگسونی از استمرارفهم می گردد اما در عوض بدیو بر توانایی سینما در ترکیب زمان مستمر با منقطع  و امکان پذیر ساختن ظهور یک رخداد، تاکید می کند .به نظر بدیو اگر فلسفه نظریه ای در باب گسست ها باشد پس سینما نحوه رخ دادن این گسست ها را نشان می دهد.

  • دیالوگ با دلوز ۱۲ روز قبل

    فلسفه فیلم: جستاری درباب کتاب سینمای بدیو (۱)؛

    دیالوگ با دلوز

    امروزه ما می‌گوییم که فیلم‌ها نه تنها فکر می‌کنند بلکه احساس نیز دارند. آنها داری بدن و ذهن هستند.کتاب بدیو در هنگامه‌ای از راه رسیده که ایده گره زدن سینما به فلسفه روز به روز اقبال بیشتری یافته است. تحقیقات جدید فلسفی به‌وسیله شماری از شخصیت‌های مختلف تاریخی از هوگو مونتسبرگ، ژان اپستین و موریس مرلوپنتی تا استنلی کاول، گرایشی تجدید یافته در نگارش سینمایی  را رقم زده است.اما اگر یک شخص باشد که به بیشترین دفعات  به‌عنوان مرجع بسیاری از قابل توجه‌ترین شکل‌های جدید فلسفه فیلم مورد استفاده قرار گرفته باشد، آنکس ژیل دلوز است.

  • پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی ۲ ماه قبل

    نگاهی به فیلم مادر قبل اتمی؛

    پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی

    موتور محرکۀ این داستان که با حداقل «خودارجاعی متن» و در مقابل با حداکثر درگیر کردن ذهن و حافظۀ مخاطب ارائه می‌شود، وقوع یک تصادف و به موازات آن ورود شخصیتی مرموز و روح‌مانند است که هم پلی میان واقعیت و خیال می‌سازد و هم ارجاع و نشانۀ ارجاعی برای مفهوم بازنویسی و بازنمایی قدرت است.

  • نگاه می‌کند، اما نمی‌بیند... ۲ ماه قبل

    دیالکتیک نگریستن و نگریسته شدن در تجربۀ سینمایی؛

    نگاه می‌کند، اما نمی‌بیند...

    در تجربۀ سینمایی اساساً چه کسی است که نگاه می‌کند؟ صورت‌بندی لکان از نگاه و دیدن در تجربۀ سینمایی، این نتیجۀ امیدبخش را در پی دارد که آپاراتوس سینمایی با تمام سازوکارهای پنهانش، در نهایت نمی‌تواند بر نگاه تماشاگر سیطرۀ مطلق یابد. به‌واسطۀ میل تماشاچی همواره مازادی از این انقیاد تام‌وتمام برجای می‌ماند که تنها با کژ نگریستن قابل ردیابی است.