سینما و رسانه

مادر قلب

نگاهی به فیلم مادر قبل اتمی؛

پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی

موتور محرکۀ این داستان که با حداقل «خودارجاعی متن» و در مقابل با حداکثر درگیر کردن ذهن و حافظۀ مخاطب ارائه می‌شود، وقوع یک تصادف و به موازات آن ورود شخصیتی مرموز و روح‌مانند است که هم پلی میان واقعیت و خیال می‌سازد و هم ارجاع و نشانۀ ارجاعی برای مفهوم بازنویسی و بازنمایی قدرت است.

  • سخن از یک فقدان ۵ روز قبل

    دربارۀ امکان طرح بحث پیرامون «سینمای آوانگارد در ایران»؛

    سخن از یک فقدان

    اگر قرار باشد آوانگاردیسم را به معنای آنگلوساکسونی لفظ فرونکاهیم، آن‌گاه بی‌شک نه تنها در سینما بلکه در هیچ‌یک از هنرها نمی‌توان از آوانگاردیسم در ایران صبحت کرد. در واقع مسئلۀ اساسی آوانگاردیسم در ایران بلاموضوع است، زیرا با توجه به اینکه تجربۀ جدایی هنر از دیگر ساحت‌های زندگی محصول سیر تاریخی مشخصی در غرب است؛ اصولاً هیچ‌گاه ما با چنین مسئله‌ای روبه‌رو نبوده‌ایم که «آوانگاردهایمان» بخواهند علیه آن بشورند.

  • سینمای پیشرو: مقاومت و نقد شرایط ۱۳ روز قبل

    گفت‌وگو با مجید برزگر در مورد تقابل جریان موسوم به موج نو با سینمای دروغین و ایدئولوژیک فیلم فارسی؛

    سینمای پیشرو: مقاومت و نقد شرایط

    اگر این میان‌مایگی و غرق شدن در ساده‌انگاری سینمای دیجیتال بدل به یک سنت شود، گسست در این سنت خودش می‌تواند یک نوع آوانگاردیسم باشد؛ یعنی ما در حال رسیدن به مرزی از بی‌حسی و بی‌چیزی در سینما هستیم که فکر می‌کنم از دل خاکسترهای این ققنوس حتماً جوجۀ جدیدی درخواهد آمد؛ به تعبیری باید سیری دیالکتیکی در سینما اتفاق افتد تا از دل امر منفی چیزی مثبت حاصل شود.

  • یک تحلیل جامعه­ شناختی ۱ ماه قبل

    روند شکل­‌گیری و تحول جریان موج نو سینمای ایران (۱۳۵۷– ۱۳۴۸)؛

    یک تحلیل جامعه­ شناختی

    عمده فیلم‌های تولید شده آن سال‌ها که به فیلم‌فارسی معروف‌اند و بدنه اصلی سینمای ایران را تشکیل می‌دادند، با هدف سرگرم ساختن مخاطبین، تولید می‌شد. در این فیلم‌ها، نمایش تضادها و گرفتاری‌های جامعه که مخاطب خود با آن‌ها درگیر بود و احیاناً سینما رفتنش هم برای این بود که ساعتی از آن گرفتاری‌ها دور باشد، نقض غرض محسوب می‌شد و مخاطب را از سینما فراری می‌داد، بنابراین، این مسائل در فیلم‌فارسی‌ها نمود نداشت.

  • تأثیر تغزلی به‌جای اطلاع‌رسانی ۲ ماه قبل

    محمد تهامی‌نژاد/ امتناع از تمسک به یک تعریف واحد از سینمای شاعرانه؛

    تأثیر تغزلی به‌جای اطلاع‌رسانی

    رئالیسم شاعرانه در سینمای دهۀ سی ایران، نمونه‌های ممتازی دارد. آن‌ها سینمای دهۀ ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ فرانسه را تقلید نمی‌کردند، اما رئالیسم شاعرانه را با شخصیت‌هایی مثل محمدعلی جعفری، ژاله، نصرت‌الله محتشم و فیلم‌برداری «های‌کنتراست» بوریس ماتویف، در زندگی روزمرۀ مردم شهرها و درون استودیوهای ضعیف ایران و در قصه‌هایی ساده، می‌آزمودند. شخصیت‌های مغموم، خانوادۀ در خطر و کوشش‌هایی در نورپردازی و صحنه‌آرایی و حرکت‌ها داشتند.