سینما و رسانه

مادر قلب

نگاهی به فیلم مادر قبل اتمی؛

پساروایت ادبی- سینمایی با حداقل خودارجاعی

موتور محرکۀ این داستان که با حداقل «خودارجاعی متن» و در مقابل با حداکثر درگیر کردن ذهن و حافظۀ مخاطب ارائه می‌شود، وقوع یک تصادف و به موازات آن ورود شخصیتی مرموز و روح‌مانند است که هم پلی میان واقعیت و خیال می‌سازد و هم ارجاع و نشانۀ ارجاعی برای مفهوم بازنویسی و بازنمایی قدرت است.

  • پچ‌پچه‌های نسل سوم، سال‌ها دورتر از خط نبرد ۲۶ روز قبل

    نگاهی به چهارمین اجرای نمایشنامه «پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد»؛

    پچ‌پچه‌های نسل سوم، سال‌ها دورتر از خط نبرد

     چیزی که این اثر را از تمام آثار به اجرا درآمده در حوزۀ ادبیات دفاع مقدس متمایز می‌کند واقعیت‌گرایی نامعمولی است که ترس از مرگ را در مقابل آرمان‌های شهادت‌طلبانه قرار می‌دهد. اما نویسنده به این هم بسنده نمی‌کند و در آخر نمایش با تمثیلی تفکربرانگیز این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که شاید می‌شد شعلۀ جنگ را پیش‌تر نیز خاموش کرد.

  • دادوستد نامحدود ۱ ماه قبل

    هستی‌شناسیِ اجتماعیِ تصویر عکاسی؛

    دادوستد نامحدود

    هدف من از طرح پرسش انتقادیِ مربوط به عکاسی به این شیوه (دیجیتالی‌شدن راجع به ماهیت عکاسی در هنر چه چیزی به ما می‌گوید؟) این است که پرسش از رابطۀ عکاسی با هنر معاصر را درون یک تاریخ انتقادی متفاوتِ هنر معاصر طرح کنم. این تاریخی است که کمتر بر رسانه‌ها، نحوۀ تکثیر، مسائل و رواج مجددشان تمرکز دارد و بیشتر بر رسانه‌ها، نحوۀ تکثیر، مسائل و از بین رفتنِ قطعیِ اهمیت هستی‌شناختی آنها در هنر تمرکز دارد.

  • وونگ کار وی، ژان لوک گدار ۱ ماه قبل

    به‌بهانۀ گونه‌ای متفاوت از مواجهه با نمودِ عشق؛

    وونگ کار وی، ژان لوک گدار

    درون‌مایۀ سینمای گدار، نه ارتباطی با نوع رابطه با جنس مخالف دارد و نه اساساً در مورد خودِ رابطه با جنس مخالف است. هرچند در این میان همواره تشخیصِ نوعی از رابطۀ انسانی بیانگر درجه‌ای از بلوغ دراماتیک این فیلم‌ساز خطاب گردد. یک سینمای قلمروزدا، دست‌کم در بحث ایجاد ارتباطی ارگانیک بین دو جنس زن و مرد که خود البته همواره فرع بر ایدئولوژی یا آن ساحت مطلوبی است که اخلاق یا علایق جنسی طرفین درگیر در متن فیلم را برنمی‌تابد.

  • نمایش گسست‌ها ۱ ماه قبل

    فلسفه فیلم: جستاری درباب کتاب سینمای بدیو (۲)؛

    نمایش گسست‌ها

    گرچه دلوز سینما را ارائه گر تصویری از زمان در یک وضعیت ناب می دانست و نه بعنوان یک بازنمایی بلکه زمانی کیفی که در سیاق تعریف برگسونی از استمرارفهم می گردد اما در عوض بدیو بر توانایی سینما در ترکیب زمان مستمر با منقطع  و امکان پذیر ساختن ظهور یک رخداد، تاکید می کند .به نظر بدیو اگر فلسفه نظریه ای در باب گسست ها باشد پس سینما نحوه رخ دادن این گسست ها را نشان می دهد.

  • دیالوگ با دلوز ۲ ماه قبل

    فلسفه فیلم: جستاری درباب کتاب سینمای بدیو (۱)؛

    دیالوگ با دلوز

    امروزه ما می‌گوییم که فیلم‌ها نه تنها فکر می‌کنند بلکه احساس نیز دارند. آنها داری بدن و ذهن هستند.کتاب بدیو در هنگامه‌ای از راه رسیده که ایده گره زدن سینما به فلسفه روز به روز اقبال بیشتری یافته است. تحقیقات جدید فلسفی به‌وسیله شماری از شخصیت‌های مختلف تاریخی از هوگو مونتسبرگ، ژان اپستین و موریس مرلوپنتی تا استنلی کاول، گرایشی تجدید یافته در نگارش سینمایی  را رقم زده است.اما اگر یک شخص باشد که به بیشترین دفعات  به‌عنوان مرجع بسیاری از قابل توجه‌ترین شکل‌های جدید فلسفه فیلم مورد استفاده قرار گرفته باشد، آنکس ژیل دلوز است.