شناسهٔ خبر: 6569 - سرویس مسائل علوم‌انسانی
نسخه قابل چاپ

سیدمحمدامین قانعی‎راد در گفتگو با فرهنگ امروز؛

افسون کمیت‌گرایی و فساد پژوهشی/ چرا این همه مقالات پژوهشی منجر به تولید علم نمی‌شوند؟

محمدامین قانعی‌راد با رویکرد کمیت‎گرایانه‎ی وزارت علوم در ارتباط با مجلات و مقالات علمی، به شیوه‎های مختلف در فضای علمی- پژوهشی کشور بازی‎هایی درگرفته است که منجر به فساد پژوهشی شده است. فضایی که به رشد اندیشه، علم و نهادینه شدن علم به معنای واقعی آن کمک نمی‎کند.

فرهنگ امروز: سیدمحمدامین قانعی راد در مورد آسیب‎شناسی مقلات استاد-دانشجویی به فرهنگ امروز گفت: این نوع مقالات عملا تمام فضای علمی دانشگاهی را پر کرده است. یعنی دانشجو که پایاننامهی خود را که به اتمام می‎رساند از آن مقاله استخراج میکنند و به نام خود و استاد به چاپ می‏‎رساند.

وی اظهار کرد؛ موارد بسیاری میدانم که حتا خود استاد از این موضوع خبر ندارد؛ این‎که دانشجو مقاله‎اش را به نام او چاپ کرده است. معمولا استاد خودش را درگیر مقالهی دانشجو نمیکند. حالا شاید برخی از اساتید این کار را بکنند ولی حداقل در حوزه‎های علوم انسانی که بنده خبر دارم، معمولا استاد خود را درگیر تهیه‎ی مقاله بر مبنای پایان‎نامه‎ی دانشجویی نمی‎کند و بعد آن را چاپ بکند. دانشجو خود این کار را می‎کند و گاهی اوقات برای پرداخت وجهی که برخی مجلات میگیرند به استاد مراجعه میکند که آن وجهه را ممکن است استاد بدهد و ممکن است نپردازد.

استاد دانشگاه تهران ادامه داد؛ علت این امر (چاپ مقاله توسط دانشجو با نام استاد و خودش) به این موضوع برمی‎گردد که برخی دانشگاهها از دانشجو تعهد میگیرند که اگر می‏خواهید مقاله چاپ کنید باید با نام استاد و دانشجو باشد و حتما باید نام استاد هم ذکر شود. و از طرف دیگر، در ارتقا استاد به عنوان عضو هیات علمی که میخواهند نمره و امتیاز بدهند برای چاپ این مقالات، اسم دانشجو حذف میشود گویا مقاله برای خود استاد است.

این پژوهشگر اجتماعی در مورد همکاری استاد و دانشجو برای کارهای علمی- پژوهشی گفت: همکاری بین استاد و دانشجو برای نوشتن مقاله خوب است، ولی به شرطی که واقعا همکاری وجود داشته باشد. و ابتکار مقاله در دست استاد باشد و از دانشجو در کنار خود استفاده کند. و اسم دانشجو را بنویسد که هم برای دانشجو یک اعتباری باشد و هم استاد بالاخره از ظرفیت دانشجو برای جمعآوری اطلاعات بهره‏‌مند شود و یک ردههایی از کار از طریق دانشجو انجام بگیرد که تجربه‎ی علمی کسب کند. ولی الان در فضای حاکم علمی دانشگا‎ه‌ها، عملا این طور نیست. شاید چند سال پیش این بود. یعنی اگر شما چند سال پیش مقالهای را می‌دیدید که به اسم استاد و دانشجو چاپ شده است این طور بود که مقاله برای استاد است و دانشجو به او کمک کرده است. ولی در حال حاضر وقتی اسم استاد و دانشجو را در ابتدای مقاله میبینید به احتمال زیاد مقاله‌ی پایاننامهی دانشجویی است که اسم استاد را بنابر تعهدی که دانشجو به دانشگاه داده است و یا بنابر عرف رایجی که در دانشگاهها وجود دارد، اسم استاد اضافه شده است.

وی در مورد دغدغه‎ی این معضل جامعه‎ی دانشگاهی امروز، به موضوعی اشاره کرد که سال‏ها قبل به آن پرداخته بود. وی گفت: عارضهای که این روزها دامنگیر فضای دانشگاهی ما شده است - باز هم تکرار می‎کنم روی کلام بنده با علوم انسانی است با علوم دیگر، کاری ندارم و شاید این قاعده در مورد آن‌ها هم تکرار شود ولی در این جا منظور بنده علوم انسانی است - درست برعکس آن چیزی است که سال‎ها قبل من به آن اشاره کردم و در موردش نگران بودم. اوایل دههی 70 تحقیقی کردم و آن جا گلایهام این بود که چرا اساتید با دانشجویان کار نمیکنند؟ و چرا همکاری استاد و دانشجویی در دانشگاه‎ها وجود ندارد؟ ولی الان نگرانیام این است که چرا اساتید مستقلا مقاله نمی‎نویسند. و تمام مقالههایی که در حال چاپ است مقالهی استاد- دانشجویی است. شما اگر مجلات برخی از رشتهها را ورق بزنید مقالاتی بسیاری می‌بینید که با نام استاد و دانشجو است. و تمام آن‎ها از دل پایاننامهی دانشجویی بیرون آمده است. و متاسفانه استاد هم خود را درگیر  موضوع نکرده است.

وی اظهار داشت؛ شاید استاد فکر کند که دیگر نیاز نیست خودش بیندیشد و کاری مستقل انجام دهد و در مورد موضوعات مقالهای مستقل تهیه کند. لذا طرح پژوهشی و پروژه‌های تحقیقی ندارد و به دنبال آن نیز نیستند. چون احساس نیاز نمیکنند. در عوض آن، تعداد زیادی دانشجوی فوق‎لیسانس و دکترا دارند که در دانشگاههای مختلف به تعداد زیاد پذیرفته شده‎اند. و تمام این دانشجویان نیز لازم است پایاننامه داشته باشند. از طرف دیگر برخی دانشگاهها نوشتن 2 مقاله را برای دانشجو اجباری کرده‎اند. بنابراین من استاد که به طور مثال در سال 10 تا 15 دانشجوی ارشد و دکترا در دانشگاههای دولتی، آزاد، غیرانتفاعی و پیام نور دارم بالاخره از این تعداد، حداقل 5 یا 6 مقاله بیرون خواهد آمد که به نام من عضو هیات علمی چاپ شود. بنابراین، این باعث شده که اعضای هیات علمی تنبل شوند و پروژههای انفرادی و مقالات مستقل نداشته باشند. یعنی پویایی آموزشی پیدا کردهاند؛ به کلاس می‎روند و در پایان دانشجو مقاله مینویسد و به استاد یا نشان میدهد یا نشان نمیدهد و نهایتا مقاله چاپ میشود.

وی در مورد این مقالات اظهار داشت؛ در حالی که پایان‎نامههای دانشجویی لزوما در حوزهی علوم انسانی، پژوهشهایی نیستند که بتوانند به تولید نظریه و دانش برای پیشرفت رشته در کشور کمک بکنند. این موضوع، نیاز به پروژهی 10 ساله اساتید دارد. یعنی من استاد باید بنشینم 10 سال به طور مستمر روی یک موضوع مطالعه، کار و طراحی پژوهشی کنم و بعد 3 یا 4 مقاله بنویسم که یک جایی را تکان بدهد. در عرصه‌ی اندیشه چیزی باشد که جایی اثر بگذارد.

این عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد؛ پایاننامههای دانشجویی چون از یکدیگر منقطع و گسسته هستند - در حوزهی علوم انسانی- و با هم پیوند ارگانیک و منطقی ندارند، هم‎چنین کوتاه مدت مثلا 6 ماهه یا یکساله بسته می‎شوند، نمیتوانند یک پیکرهی نظری معنادار بسازند که برای کشور مفید باشد.

قانعی‎راد ضمن اشاره به افرادی که تحقیقاتش در سطح کلان تاثیر بسیاری داشته است، گفت: هستند اساتیدی که کار کرده‎اند و نتایج کارشان در سطح جامعه تاثیرگذار بوده است. ممکن است مورد قبول باشند یا مورد قبول نباشند. مثلا در حوزه‌ی علوم انسانی افرادی مثل کاتوزیان، سیدجواد طباطبایی و دیگران کارهای بسیاری داشته‌اند که موثر بوده است. یا قبل از انقلاب ما کسی مثل احمد اشرف را داشتیم که یک کتاب و 2 مقاله نوشته است که این یک کتاب و 2 مقاله‌ در حوزه‌ی علوم انسانی ایران اثرگذاشته است. وی ادامه داد؛ حالا چه‎طور می‎شود که من نوعی 30 تا مقاله با دانشجویانم دارم ولی به هیچ جا برنمی‌خورد؛ هیچ اثری ندارد و هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد. و فقط آمارهای وزارت علوم را در جهت رشد کمی که مورد نظرشان است، بالا و پایین می‌برد. ولی اندیشه را دگرگون نمی‌کند. این وضعیت خیلی بدی است که جامعه‎ی علمی ما به آن دچار شده است. من گمانم این است که اگر اعضای هیات علمی به طور مستقل کار میکردند، واقعا میتوانستند برای نهادینه و بومی ساختن این دانشها در جهت تولید نظریه و اندیشهی جدید و نوآوریهای فکری و حل مسائل اجتماعی در حوزهی علوم انسانی، بسیار موثر باشند.

قانعی‎راد به یکی از معضلاتی که کشور با مقاله‎نویسی استاد- دانشجویی درگیر است، اشاره کرد و گفت: در حال حاضر دانشجو مقالهسازی میکند. انگیزه‎ی او بیشتر این است که  مقاله‎اش را چاپ کند و بعضا به خارج بروند. یعنی یکی از کارکردهای چاپ مقاله، زمینهسازی برای مهاجرت نخبگان و فرار مغزها است. این کارکرد نیز مهم است که یکی دیگر از کارکردهای منفی این موضوع است. وی گفت: به میزانی که تعداد مقالات دانشجویی بالا می‌رودف منحنی مهاجرت مغزها نیز به سمت بالا کشیده می‎شود که لازم است در اینباره جداگانه صحبت شود.

عضو هیات علمی دانشگاه گفت: آییننامه باید تغییر کند و از هر استاد خواسته شود تا در طول سال مثلا 2 مقاله مستقل داشته باشند؛ مقالهای که اندیشهی خود آن‎ها باشد. و باید هر چند سال یک‎بار مثلا یک کتاب مستقل که نوشتهی خودشان باشد، تالیف کنند. باز هم تاکید می‎کنم روی صحبت بنده با علوم انسانی است.

قانعی‌راد در ادامه به دیگر معضلی که در حوزه‎ی چاپ مقالات علوم انسانی در کشور وجود دارد، اشاره کرد و گفت: نمیگویم کار استاد و دانشجو کاملا قطع شود. ولی در حد معقولی صورت بگیرد. بسیاری از این مقالات بهایی ندارند. ممکن است بپرسید، پس چرا در مجلات علمی- پژوهشی چاپ میشوند؛ دلیل این امر نیز به این موضوع برمی‎‌گردد که تعداد مقاله علمی- پژوهشی در حوزهی علوم انسانی را زیاد کرده‎اند. البته در حوزههای دیگر نیز همین گونه است. در نتیجه این مجلات کمبود مقاله دارند. و از آن طرف فشار وزارت علوم است که از آن‎ها می‎خواهد تا به روز باشند یعنی به روز چاپ شوند. و این مجلات نیز مجبورند این نوع مقالات را چاپ کنند.

وی گفت: سیستم ارزیابی مقاله نیز بر اساس فرم صورت می‎گیرد و انتخاب میشوند یعنی رعایت یک سری معیارهای شکلی و متدلوژیک و روششناسی. خیلی از اساتید روی فرم داوری می‎کنند و مینویسند، مثلا شیوهی ارجاع‎دهی صحیح نیست، فرمول نمونهگیری را بیشتر توضیح دهید، جدولها را در سطح معناداریشان نیز ذکر کنید و یا پیشینهی تحقیق در ایران را هم بیاورید.

این استاد جامعه‎شناسی نیز به مقررات و ضوابط حاکم در دانشگاه‎ها اشاره کرد و گفت: برای خیلی از پایاننامهها در خود دانشگاه مربوطه، استادی که متخصص آن موضوعی باشد که دانشجو در حال کار است، وجود ندارد. و باید دانشجو استادی از بیرون به عنوان راهنما انتخاب کند. ولی این جز مقررات دانشگاه‎ها شده است که استاد از بیرون نمی‎گیرند. چرا؟ به دو دلیل، اولین دلیل به مسائل مادی آن برمیگردد. بالاخره بابت پایاننامه استاد یک پرداختی دارد. دلیل دوم نیز مقاله‎ای است که از دل پایان‎نامه بیرون می‎آید و می‏خواهند به اسم خود دانشگاه و استادش به چاپ برسد.

او بیان کرد؛ قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب در حوزهی علوم اجتماعی مجلهای بود به نام "نامه علوم اجتماعی" که دانشگاه تهران آن را چاپ میکرد. هرکس در آن مجله یک مقاله چاپ میکرد عضو هیات علمی آن می‎شد یا حتا به مرتبه‎ی دانشیاری میرسید. بعد بهترین اندیشههایی که در حوزهی علوم اجتماعی متولد شدند از درون همان یک مجله بود. ولی الان در همان فضای دانشگاه تهران در حوزهی علوم اجتماعی شاید بیش از 20 مجله چاپ می شود. ولی آیا تاثیری دارد.

استاد دانشگاه تهران گفت: به مجلات ضریب تاثیر میدهند. ضریب تاثیر به این معناست که یکی از فاکتورهای مجله این است که خودش به خودش ارجاع داده باشد. یا در مقالاتی که چاپ میشود به مقالات آن مجله ارجاع داده باشند. بنابراین الان خیلی مجلات مقالهی شما را میپذیرند ولی میگویند باید به 4 مقاله‎‏ی آن مجله نیز ارجاع داده باشید. در این شرایط دانشجو باید بین مقالات جست‎وجو کند تا بالاخره ببینند کدام مقالات به موضوع و کار او مرتبط است به آن ارجاع دهد. برای این‎که مقاله‎اش چاپ شود.

این مدیر مسئول مجلات علمی- پژوهشی افزود؛ بنده مسئول 2 مجله هستم ولی هنوز تسلیم این امر نشدهام. اما دوستان معتقدم ما نیز باید به همان مسیر وارد شویم زیرا ضریب تاثیر مجله پایین می‌‎رود که البته در چند سال اخیر پایین هم رفته است. با بررسی‎هایی که انجام شد دلیل آن نیز همین موضوع بود که در بالا آمد. این راه اشتباهی است که مجلات علمی کشور در حال حرکت هستند. ما سعی کردیم در این مسیر قرار نگیریم اما با افت مجله‏‌ها در رتبهبندی ISC مواجه شدیم.

استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران درباره معضلات رویه‎ی کمیت‎گرایی مجلات علمی کشور در وزارت علوم، اظهار داشت؛ به شیوههای مختلف در این فضا بازیهایی درگرفته است که منجر به فساد پژوهشی شده است. فضایی که به رشد اندیشه، علم و نهادینه شدن علم به معنای واقعی آن کمک نمیکند. به نظر می‎رسد وزارت علوم باید در‎باره سیاستهای کمیت‏‌گرایانه‎ی خود در ارتباط با مجلات و مقالات تجدید نظر کند.

وی عنوان کرد؛ سال 76 که دکترای خود را با رتبه‎ی ممتازی بعد از 20 سال از دانشگاه تهران گرفتم، حتا یک مقالهی علمی- پژوهشی نداشتم. اما خیلی می‎خواندم و سعی میکردم مطالب را خوب بفهمم و می‎نوشتم اما نه لزوما برای چاپ. این نوشتن برای این بود که من نوشتن را یاد بگیرم. وقتی فارغالتحصیل شدم، دیدم کلی نوشته دارم و این نوشتهها پایهی ذهنی من را شکل دادند. هدفم این نبود که مقاله چاپ بشود، هدف این بود که تفکر کنم و بیندیشم. و البته اساتید هم برای چاپ مقاله فشار نمیآوردند. اساتیدی که ما زیر دست آنها پرورش پیدا کردیم الگوی فرانسوی داشتند. اساتید فرانسوی و آلمانی تاکیدی بر چاپ مقاله نداشتند. اما این شیوه کمکم تغییر کرد و الگو و سنت امریکایی جایگزین آن شد که روی چاپ مقاله تاکید می‎شود. یعنی کمکم اساتیدی وارد دانشگاه‎ها شدند که فارغ‎التحصیل انگلستان و امریکا بودند.

این پژوهشگر تصریح کرد؛ اول ما باید از خود بپرسیم که می خواهیم اندیشمند تربیت کنیم یا مقالهنویس. به نظرم این دو با هم متفاوت است. ما باید به دانشجویان اجازه بدهیم تا مقطع ارشد و دکترا یاد بگیرند که در مورد مسائل بیندیشند، فکر کنند و عمیق بفهمم.

وی در ادامه گفت: بنده برای گرفتن امتحان جامع از دانشجوی دکترایی با او که گفت‌وگو کردم ولی متاسفانه دیدم قادر نیست به پرسشهای من پاسخ بدهد. تمام آموخته‎هایش کاملا سطحی است و عمق ندارد. و ظرافت‏هایی فکری که شما باید به عنوان یک دانشجوی دکترا در حوزهی علوم انسانی داشته باشید، ندارد. و جالب است که 5 مقاله روی میز گذاشته بود و اساتید دیگر میگفتند همین که مقاله دارد، کفایت می‏کند. در جواب آن‏ها گفتم: من با مغز و ذهن تحلیلگر او کار دارم، نحوهی برخورد او با مسائل اجتماعی مهم است. او حتا نمیتواند با مسائل سادهی اجتماعی برخورد کند و بفهمد و تحلیل کند. و نهایتا این دانشجو فقط به خاطر چاپ مقالاتش پذیرش می‎شود.

قانعی‎راد در مورد جو حاکم شده بر فضای علمی کشور و دانشجویی که در این فضا تربیت می‌شود، گفت: دانشجوهایی داشتم که در سال آخر ارشد، دنبال تهیهی مقاله رفتند و دو مقاله نوشتند و چاپ کردند و الان به عنوان استعداد درخشان وارد دکترا شدند. در حالی که اصلا استعدادهای درخشان نیستند. آن‏ها افراد زیرکی بودند که به جای درس خواندن دنبال مقاله نوشتن، رفتند. فرد مورد نظر را پیدا کردند و یک مساله نیز پیدا کردند و پرسشنامه را توزیع کردند. و سپس دو مقاله در مورد این تحقیق سطحی نوشتند. به این دانشجویان اصلا نمیتوان استعداد درخشان گفت.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران تصریح کرد؛ الان بسیاری از معیارها جا به جا شدهاند. بسیاری از کجرویها به جای توسعهی علمی جا افتاده است. باید روی آن‎ها کار شود، تحلیل شود و برخورد شود و راه‌های جایگزین پیش گرفته شود.

سیدمحمدامین قانعی‎راد در انتها گفت: در همین رابطه ما در انجمن جامعهشناسان ایران نشست‏هایی تحت عنوان "نقد سیاستهای آموزش عالی" ترتیب داده‎ایم که اولین نشست آن نیز برگزار شد. خود انجمن جامعه‎شناسان به عنوان انجمن علمی، وظیفه‎اش این است که استانداردهای آموزشی- پژوهشی را حفظ کند. زیرا احساس می‌شود این استانداردها در حال شکسته شدن هستند. و این دغدغه باعث شد که انجمن جامعه‎شناسان به دنبال برگزاری این نشستها باشند.

نظرات مخاطبان 0 7

  • ۱۳۹۲-۰۸-۰۵ ۱۵:۴۵ 2 11

    نقد صریحی است ولی از منظر یک استاد به موضوع مقالات مشترک نگریسته اند و مقالات مشترک را بیشتر حاصل نیاز دانشجو می دانند نه فشار استاد.‬
    ‫درباره نقد سیاست های آموزش عالی و تنزل معیارهای علمی و استانداردهای آموزش عالی به نظر می رسد که آموزش عالی آگاهانه دست به چنین اقدامی زده است، رسیدن به جایگاه نخست علمی در منطقه خاورمیانه نیازمند چنین شعبده بازی هایی است.در عین حال نمی توان غلبه روحیه کاسب کارانه در فضای علمی را در 8 سال گذشته نادیده گرفت. برای وارد کردن برخی افراد به جرگه اعضای هیئت علمی باید معیارهای مقام استاد، هیئت علمی، دانشجویی دکتری تنزل می یافت و کوچک می شد. 
                                
  • ۱۳۹۲-۰۸-۰۵ ۱۵:۵۶ 1 9

    دزدي شاخ و دم ندارد. جا داشت به امتيازاتي كه اساتيد از اين مقالات عايدشان مي شود نيز اشاره اي مي شد. با تشكر از سايت فرهنگ امروز كه نقاط حساسي را نشانه رفته است.
                                
  • ۱۳۹۲-۰۸-۰۶ ۱۷:۱۴ 4 5

    نمی دانم چرا مدتی است اساتید دانشگاه به قلمفرسایی ذر باب مقاله نویسی دانشجویان دکترا یا ارشد در محلات علمی و پژوهشی پرداخته اندنکند دیگر به همه مدارج علمی را طی کرده و دیگر به دانشجو نیازی ندارند ؟اگر مقالات ما به اصطلاح دانشجویان نه اب و تابی دارد و نه نانی اگر جامعه را تکان نداده اساتید را که تکان داده چه با ارتقایی چه با موضوع شدن برای نامی .حالا بفرمایید ما بنویسیم یا شما اساتیدمی نویسید و  دیگرتمام حضورتان در نگارش رساله ( نامتان )را هم از دانشجویان دریع می دارید و  استین همت بالا زده و تنها می نویسید ؟نمی دانم  این تعییر ساست در روند  مقاله نویسی را ما باید شروع کنیم یا شما ؟قدیما می گفتند بچه جان اول نوبت بزرگترهاست ......... بفرمایید نوبت شماست .
                                
  • ۱۳۹۲-۰۸-۰۶ ۱۷:۱۶ 1 7

    با سلام و تشکر ایا این مقالات را برای اساتید هم ایمیل می کنید و از ان اگاهند ؟با تشکر
                                
  • ۱۳۹۲-۰۸-۲۰ ۱۷:۳۲فرشید 0 5

    ممنون از این سایت و نیز دکتر قانعی راد.
    تا اینجا پیشرفت کرده ایم که به درستی طرح مسأله می کنیم. رییس جمهور هم حتی شنیدم که در یک سخنرانی اخیراً تب آی.اس.آی را زیر سوال برد. اما راه حل؟
    باید مستقل از وزارت علوم و دانشگاههایی که به ابتذال کشیده شده اند، مراجعی شکل بگیرند که ضمن مشروعیت زدایی از این بازار مکاره مقاله آفرینی، استانداردهای بالاتر کار علمی را تعریف کنند. انجمن جامعه شناسی تصور من این است که تا حدود خوبی این پتانسیل را دارد.
                                
  • ۱۳۹۲-۰۸-۲۰ ۱۸:۱۳کیمیا 5 0

    اگر دوستانی که خود را جامعه شناس میدانند بدانند جامعه شناسی در واقع حضور در برهه ی فساد پژوهی ، یا اسم آن را عوض میکنند یا بکلی تغییرات کلان در محتوای آن ایجاد می کنند !!!(از طرف دانشجویی که شاید روزی جامعه شناس شود) 
                                
  • ۱۳۹۲-۰۹-۲۷ ۰۰:۰۲علی رضا 0 4

    شایسته است از گردانندگان وبگاه فرهنگ امروز که باب گفت و گو در باره مسائل دانشگاهی را باز کرده است تشکر کرد. این تعاملات علمی چه موافق  و چه مخالف سازنده است. آستانه تحمل و نقد را بالا می برد. دکتر روحانی خود با شرایط اسفناک علمی در دانشگاهها آشنا هستند. برخی استادان قوانین بازی را در دانشگاهها خوب یاد گرفته اند و کاسب کاران خوبی شده اند. اگر تدبیری برای بازسازی علمی دانشگاهها نشود نسل آینده مملکت با فاجعه استادان نارس و ایدئولوژی زده رو به رو خواهد شد که نهایتا کشور را به سوی وابستگی به دیگران خواهد کشاند.
                                

نظر شما