نمایش همه
  • مهدویان ۱۳۹۶/۱۲/۲۳

    گفت‌وگو با محمدحسین مهدویان؛

    لاتاری بهترین فیلم من است

    دو فیلم اول من فیلم‌های نخبه‌پسندتری بود هرچند ماجرای نیمروز کاملاً یک چیز میانی بود؛ یعنی از آن دسته فیلم‌هایی که هم مردم عادی می‌توانستند با فیلم ارتباط برقرار کنند و هم آن‌هایی که نخبه‌تر و خاص‌تر بودند. در لاتاری به دنبال یک لحن یا روایتی از ماجرا بودم و داستانی می‌خواستم تعریف کنم که واقعاً طیف بیشتری از مردم فیلم را دوست داشته باشند و یک فیلم کاملاً مردم‌پسند بسازم؛ اما من به‌هرحال همان آدم هستم.

  • ملکیان ۱۳۹۶-۱۲-۲۲ ۱۱:۴۲

    به بهانۀ انتشار نقد جدید جواد طباطبایی بر مصطفی ملکیان در شمارۀ بیست‌ویکم فرهنگ امروز؛

    این‌جا ایران است...

    این اولین مواجهۀ ملکیان و طباطبایی نیست، بلکه این جدال از سال‌ها پیش با نقد نظریۀ انحطاط ایران توسط ملکیان آغاز شد، مواجهه‌ای که اکنون از سوی ملکیان بدین‌جا ختم شد که «علاقه‌ای به گلاویز شدن با دیگران ندارد.»

  • فرهادپور ۱۳۹۶-۱۲-۲۱ ۱۲:۵۳

    بهزاد جامه‌بزرگ/ پروژه فکری مراد فرهادپور قصد  دارد گره از کدام مشکل معرفتی ما باز کند؟

    کور می کند، شفا نمی دهد

    مراد فرهادپور اگر به درست یا غلط مروج یک گرایش فکری خاص یا علاقه مند به یک یا چند فیلسوف و روانکاو چپ است، هرگز خطر نمی کند که در راه اشاعه مطلوب خود با سنت های فکری جغرافیا و تاریخی که پای در آن دارد، درگیر شود.

  • شریعتی ۱۳۹۶-۱۲-۲۱ ۱۱:۴۶

    نقدی بر کتاب شریعتی و هایدگر (۲)؛

    زهری در رگ و پی اندیشیدن فلسفی ایرانی

    میری و یاران او که دستیابی به مقام تأمل را به این سادگی ممکن می‎دانند، نه تنها عامل گشودن مسیر نیستند بلکه همچون سدی در برابر مسیر فلسفه‎ورزی و دامن زدن به بحران‎های ایران معاصر عمل می‎کنند و همچون زهری در رگ و پی اندیشیدن فلسفی ایرانی و از عوامل دست‌اول گسست از مبانی هویت ملی و تاریخی و فلسفی تلقی می‎شوند. دست ‎یافتن به مقام تأمل علی‎رغم تمام دشواری‎ها و سنگلاخ‎هایی که در مسیر آن وجود دارد، درعین‌حال نمی‎تواند ناظر به نقادی از این جریان‎ها نباشد تا به‌تدریج این علف‎های هرز از زمین اندیشیدن فلسفی ایران پاک شوند.

  • مارکس ۱۳۹۶-۱۲-۲۰ ۱۵:۵۹

    تبارشناسی مارکسیست ها به مناسبت صدوهفتادمین سالگرد انتشار مانیفست کمونیست؛

    از کارل مارکس تا مارکسیسم

    به گفته ژیژک «ما مارکسیست‌ها آثار زیادی در نقد سرمایه‌داری نوشته‌ایم که نمی‌دانیم با آن‌ها چه کنیم در حالی که سرمایه‌داری دقیقاً می‌داند با آثار ما چه کند». به نظر می‌رسد این جمله از یکسو به حکومت‌مند بودن نئولیبرالیسم برمی‌گردد و از سوی دیگر به چرخش مارکسیستیِ از تولید به بازنمایی، از تولید امری نو به غُر زدن‌هایی که ناشی از مفاهیم استعلایی و بازنمایانۀ مارکسیستی است.

  • میری ۱۳۹۶-۱۲-۱۹ ۱۲:۲۱

    نقدی بر کتاب شریعتی و هایدگر (۱)؛

    فلسفه تطبیقی در افق سوفیست‎ دورۀ جدید

    سید جواد میری به خود اجازه داده است که بی‎مبنا و بی‎ربط و بدون طرح پرسشی جدی، «مارتین ‎هایدگر را در برابر علی ‎شریعتی قرار دهد و با اِعمال سلیقه و پرسش‎هایی که هیچ عمقی ندارند نشان دهد که علی‎ شریعتی درهرصورت از هایدگر قرائت داشته است». بنابراین، در شرایطی که سنت زمان کُند را سپری می‎کند و مفاهیم صیقل‎نیافته با شرایط عصر هیچ‌گونه همخوانی‎ای ندارند، ظهور پژوهش‎های تطبیقی ازاین‌دست همچون آبی زهرآلود به تباهی نظام ‎اندیشگی ایران دامن می‎زند.

  • قومیت ۱۳۹۶-۱۲-۱۶ ۱۲:۴۷

    نگاهی به مدیریت سیاسی بحران‌های قومی؛

    رویکردی جامعه شناسی - تاریخی به قومیت‌ها

    دکتر حمید احمدی معتقد است هنگامی‌که دولت در بستر تاریخ وجود نداشته باشد، ملت نیز تشکیل نمی‌شود. در پیشینۀ سیاسی ایران به‌روشنی می‌توان وجود دولت را مشاهده کرد. از سوی دیگر، وقتی به تاریخ ایران نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که فرهنگ مشترک نیز یکی دیگر از وجوه اشتراک ایرانیان بوده است. گروه‌های قومی مانند کردها، بلوچ‌ها و آذری‌ها نیز از بومیان ایران بوده‌اند و به ‌زور سرنیزه یا از طریق مهاجرت ساکن ایران نشده‌اند.

  • آزاداندیشی ۱۳۹۶-۱۲-۱۵ ۱۴:۱۵

    سرمقاله/ مدیرمسئول فرهنگ امروز؛

    از نقدگریزان تا مخالفان آزاداندیشی

    ایجاد کمپینی علیه فرهنگ امروز در فضای مجازی توسط طرف‌داران یک اندیشه به جرم نقد و بررسی یک روشنفکر، نمونه‌ای از نقد گریزی روشنفکران پوشالی است که به جای پاسخ و شرکت در بحث به اقداماتی خلاف آنچه مدعی‌اند روی می‌آورند. «فرهنگ امروز» با گذشت ۲۰ شماره به سهم خود تلاش کرده به‌عنوان رسانه‌ای فرهنگی و اندیشه‌ای و البته مستقل، در ایجاد فضای نقد و گفت‌وگو برای کمک به تحول علوم انسانی گام بردارد.

  • نگری ۱۳۹۶-۱۲-۱۵ ۰۹:۴۰

    سخنرانی آنتونیو نگری در انجمن اجتماعی اروپا در سال ۲۰۰۴؛

    مالتیتود یا طبقۀ کارگر

    مالتیتود در ابتدای امر یک مفهوم طبقاتی است، پس از آن مفهومی سیاسی نیز می‌باشد. تا آنجا مفهومی طبقاتی است که در هیئت یک مفهوم جامع، نقطۀ پایانی بر مفهوم بسیط طبقۀ کارگر می‌گذارد. از نظرگاه سیاسی نیز مالتیتود مفهومی است که پایان‌بخش مفهوم مردم، ملت و تمام آن چیزهایی است که به‌وسیلۀ دولت [مدرن] ایجاد می‌شود و مبنای نمایندگی را فراهم می‌کند.

  • ابراهیم گلستان ۱۳۹۶/۱۲/۱۴

    گفت‌وگو با ابراهیم گلستان در مورد روشنفکران معاصر ایرانی؛

    حرف‌زدن مکافات دارد

    باور کنید که من کوچک‌ترین اعتقادی به «شاملوی بزرگ» که می‌گویند، ندارم. آقای دولت‌آبادی به‌جان عزیز خودم، زحمت می‌کشد، خیلی می‌نویسد که به‌قولی ارزش دارد، ولی اینها در حد درک شرایط اجتماعی نیستند جز درک اینکه فلان کار بد و فلان کار خوب است.

  • جهان وطن ۱۳۹۶-۱۲-۱۴ ۱۰:۴۹

    در باب اهمیت هویت ملی (۲)؛

    ناسیونالیسم؛ کلاسیک یا لیبرال

    لیبرال‎‎ناسیونالیسم وضعیتی ملایم و مدنی دارد و سخنان بسیاری به سود آن می‎‎توان گفت. لیبرال‎‎ناسیونالیسم می‎‎کوشد شهود ما به سود گونه‎‎ای محافظت سیاسی از اجتماعات فرهنگی را با اخلاقیات سیاسی لیبرال آشتی دهد؛ البته این روند، موضوعات مربوط به سازگاری اصول جهان‎‎شمول لیبرال با تعلقات خاص ملت قومی-فرهنگی افراد را برمی‎‎انگیزد.

  • داوری ۱۳۹۶-۱۲-۱۲ ۱۰:۰۰

    آیا سخنان رضا داوری اردکانی تازه بود؟

    جهل جامعه شناسانه درباره داوری

    داوری اردکانی در مصاحبه ها، سخنرانی ها، گفتارها و از همه مهمتر در مقالات چند سال اخیر خود بارها درباره علم، برنامه ریزی برای توسعه علمی، موانع رشد علم، امکان و امتناع تولید علم و مخاطرات بحث درباره دین و علم سخن به میان آورده است، اما گویا تا کنون گوش شنوایی برای سخنان خود نیافته بود. از بداقبالی داوری اردکانی یکی هم این است که باید معلمی متوسط الاحوال سخنش را بشنود و در گوش خویش تازه یابد و در کانال تلگرامش فحاشی را به او را آغاز کند.

  • صفرزاده ۱۳۹۶/۱۲/۰۹

    گفت‌وگوی فرهنگ امروز با گیتی صفرزاده در مورد طنزنویسی در ایران؛

    طنز امروز بازی با فرم زبان است

    یکی از معیارهایی که همیشه در جامعه می‌تواند وضعیت فرهنگی مردم جامعه را مشخص کند همین واکنششان نسبت به طنز است؛ یعنی وقتی می‌بینیم که مطلب طنزی نوشته می‌شود و ۱۰۰ نفر به آن معترض می‌شوند، نشان می‌دهد که ما خوانندگانی داریم که طنز را نمی‌شناسند، در حوزۀ داستان همین است؛ یعنی فقط این مهم نیست که ما نویسندۀ داستان طنز نداریم، ما خوانندۀ طنز هم نداریم.

  • فرهادپور ۱۳۹۶-۱۲-۰۸ ۰۹:۱۵

     غلط‌های روش‌شناختی نظریۀ انتقادی؛

    مرده‌ریگ مکتب فرانکفورت در ایران

    فرهنگ و روان‌شناسی اجتماعی هر جامعه‌ای سخت متأثر از متغیرهای مذهبی، قومی، تاریخی، اقتصادی، خصوصاً سیاسی خاص آن جامعه است؛ مع‌الوصف در پژوهش‌های اجتماعی نباید نظریه را بر واقعیت تحمیل کنیم، باید فرضیاتی داشته باشیم که بر اساس آن دست به پژوهش بزنیم؛ اما اینکه واقعیت را به‌زور با نظریه منطبق کنیم، ربطی به آنچه پوپر تقدم مسائل بر مشاهده (Observation) می‌نامد، ندارد. همان‌طور که گفتم باید خود را نسبت به اقتضائات ویژۀ هر جامعه‌ای مقید بدانیم.

  • دریدا ۱۳۹۶-۱۲-۰۷ ۱۲:۳۴

    به بهانه انتخاب «نوشتار و تفاوت» به عنوان ترجمه برگزیده آیین کتاب سال؛

    فرم‌های ناکافی برای چیزهای بسیار

    خواننده نباید چندان دل‌خوش به «مدخل‌وارگی» این کتاب باشد، متن‌های کتاب نه تنها دشوار بلکه ترسناکند. فهم بسیاری از دقایق متن نه تنها محتاج اطلاعات وسیع خواننده در فلسفه و ادبیات است، بلکه ورزیدگی او را نیز به چالشی سخت می‌کشد. مقالات کتاب بیشتر گفت‌وگوهای دریدا با فیگورهای ادبی‌-فلسفی مطرح در دهۀ ۶۰ فرانسه هستند. این گفت‌وگوها به تعبیر مترجم «همهمه‌هایی» هستند که چه‌بسا بتوان آن‌ها را شکلکی قرن‌بیستمی به دیالوگ‌های افلاطونی دانست.

  • فراستخواه ۱۳۹۶-۱۲-۰۶ ۱۱:۴۷

    مقصود فراستخواه؛

    آزادی علمی

    معنای آزادی علمی این خواهد بود که اعضای هیأت علمی بتوانند آزادانه به تحقیق و تولید دانش بپردازند؛ هرچند فرایندها یا فراورده‌های پژوهشی آنان خوشایند مدیران دانشگاهی مانند مدیر گروه، رئیس دانشکده و دانشگاه و... یا دولت یا سازمان رسمی ایدئولوژیک، مسلکی و مذهبی و مانند آن نباشد.همچنین معنای آزادی علمی این خواهد بود که دانشجویان در انتخاب محل و رشته مورد علاقه خود برای تحصیل، در طول مدت تحصیل، انتخاب واحدها، انتخاب مدرس و ... از آزادی لازم و کافی برخوردار باشند.

  • هویت ۱۳۹۶-۱۲-۰۵ ۱۲:۴۲

    در باب اهمیت هویت ملی (۱)؛

    ملت و ناسیونالیسم: مفاهیمی متنازعٌ‎‎فیه

    مدعیات ناسیونالیستی، ملت را به‌مثابه مرکز کنش سیاسی نمایش می‎‎دهند که باید به دو پرسش کلی بسیار مهم پاسخ دهد؛ اول اینکه آیا نوعی گروه اجتماعی بزرگ (کوچک‎‎تر از مجموع کل انسان‎‎ها) هست که واجد اهمیت اخلاقی ویژه باشد؟ پرسش دوم اینکه مبانی تکالیف شخص نسبت به گروه مرکزی پایبند به اخلاق چیست؟ این مبانی مبتنی بر عضویت اختیاری در ملتند یا عضویت غیراختیاری؟

  • هابرماس/ نولته ۱۳۹۶-۱۲-۰۵ ۱۰:۰۶

    بهزاد جامه‌بزرگ/ نگاهی به کتاب آشوویتس یکتا؛

    آشوویتس: «زیاده‌روی در امر موجه»؟!

    هابرماس اصرار داشت عرق شرم آشوویتس می‌بایست برای همیشه بر پیشانی آلمانی‌ها باقی بماند. پرواضح است که سخن گفتن از این شرم ماندگار مدنظر هابرماس با مشی ملی‌گرایانه نولته و دیگر مورخان ملی‌گرا نمی‌توانست همخوانی داشته باشد. نولته بر این باور بود که «شرم» مدنظر هابرماس با «تقصیر» مورد بیان یاسپرس متفاوت بود.

  • کمبریج ۱۳۹۶-۱۲-۰۲ ۱۷:۱۹

    نگاه مقایسه‌ای به «متن» در دیدگاه لئو اشترواس و اصحاب مکتب کمبریج؛

    گذار از اسطورۀ حی‌بن‌یقظان به رابینسون کروزوئه

    اشتراوس بر این باور است که طلیعۀ حقیقت و نیک‌بختی تنها یک‌بار و آن‌هم در هنگام حکومت پولیس یونانی بر زمین تابیدن گرفته است. وی معتقد است که در تاریخ اندیشۀ سیاسی، این تنها یونانیان بوده‌اند که توانسته‌اند ماهیت حقیقی اشیا را دریابند و به کنه حقیقت هستی دست یازند. تاریخ اندیشۀ سیاسی پس از یونانیان، تاریخ انحطاط است و دلالت‌های چنین انحطاطی را می‌توان در متون آن زمان سراغ گرفت.

  • ارسطو ۱۳۹۶-۱۱-۳۰ ۱۸:۰۲

    راهی برای ورود به مکتب اخلاق فضیلت گرایانه؛

    اخلاق فضیلت‌گرا در انحصار ارسطو(ئیان)؟

    فلسفۀ اخلاق منحصر در تمدن یونان نبوده است. بلکه قرن ها پیش از سقراط، که پایه گذار اخلاق فلسفی دانسته می‌شود، در تمدن هایی غیر از یونان وجود داشته است. به‌علاوه، اخلاق فضیلت گرایانه که با مکتب فلسفی ارسطویی پیوند خورده است، در مکاتب رقیبان وی نیز به‌وضوح دیده می شود.

  • داریوش شایگان ۱۳۹۶-۱۱-۲۹ ۱۱:۱۰

    در راستای مقام داریوش شایگان؛

    فیلسوف جهان‌بین آواره در وطن

    شایگان معتقد بود ایران واسطۀ میان غرب و هند است، به همین دلیل دچار منازعات فرهنگی بسیاری شده است و همین منازعات را نیز دلیل شکل‌گیری تمدن ایران می‌دانست./شایگان هرچند فرزند ایران است اما شخصیتی جهانی دارد. او در دوران زندگی خود بین میهن و جهان در تبعید بوده است.

  • فلسفه ۱۳۹۶-۱۱-۲۸ ۱۱:۱۸

    چرا داشتن فرم زندگی فلسفی مهم است؟

    فلسفه برای همه

    یکی از آرمان‌های روشنگری قرن هجدهم این بود که فلسفه به ساختن زندگی روزمره بپردازد؛ در این معنا، فلسفه یک «فرم زندگی» و طریقی برای انجام دادن امور است، بنابراین تفکر و فلسفیدن باید به جای صرف دانش نظری به یک سبک زندگی تبدیل شود. برای آموختن فلسفه، فرد باید به‌طور فعالی در زیست فلسفی درگیر شود که در این صورت مهم‌ترین کارکرد فلسفه «تفکر برای خود» خواهد بود.

  • آشتیانی ۱۳۹۶/۱۱/۲۸

    آسیب‌شناسی ترجمه‌ی فلسفه‌های آلمانی در ایران، در گفت‌وگو با منوچهر آشتیانی؛

    ترجمۀ متون فلسفۀ آلمان از انگلیسی فاجعه است!

    بدترین ترجمه‌ی آثار آلمانی، ترجمه‌ای است که از انگلیسی به فارسی ترجمه شود. یعنی حتی یک کلمه از آلمانی را نمی‌شود به انگلیسی برگرداند که معنای واقعی آن را نشان دهد؛ مگر اینکه چیزی از خودتان سرهم کنید. یعنی هگل به انگلیسی غیرقابل ترجمه است.

  • رضا داوری اردکانی ۱۳۹۶-۱۱-۲۵ ۱۰:۱۹

    رضا داوری اردکانی (۲)؛

    در حسرت توسعه

    جهان توسعه‌نیافته جهان قبل از توسعه نیست. جهان در حسرت توسعه نشسته و به توسعه نرسیده است. پس برای اینکه در هر راه دیگری قرار گیرد باید از این وضع آزاد شود، اکنون همه جهان و اذهان جهانیان و حتی تفسیرهایی که از متون مقدس و از معرفت و حکمت قرون سلف می‌شود پر از اندیشه‌ها و در آمیخته با قواعد و نظرهای پراکنده متعلق به تجدد است و تا این معنی درک و دانسته نشود هیچ گشایشی در کار نخواهد بود .اگر تاریخ دیگری در زندگی آدمیان رقم خواهد خورد کسانی که مرزهای پایانی مدرنیته را می‌شناسند و زشت و زیبای آن را به جان آزموده‌اند، بخت بیشتری برای قدم گذاشتن در آن دارند.

  • آوانگاردیسم ۱۳۹۶-۱۱-۲۴ ۰۹:۴۲

    دربارۀ امکان طرح بحث پیرامون «سینمای آوانگارد در ایران»؛

    سخن از یک فقدان

    اگر قرار باشد آوانگاردیسم را به معنای آنگلوساکسونی لفظ فرونکاهیم، آن‌گاه بی‌شک نه تنها در سینما بلکه در هیچ‌یک از هنرها نمی‌توان از آوانگاردیسم در ایران صبحت کرد. در واقع مسئلۀ اساسی آوانگاردیسم در ایران بلاموضوع است، زیرا با توجه به اینکه تجربۀ جدایی هنر از دیگر ساحت‌های زندگی محصول سیر تاریخی مشخصی در غرب است؛ اصولاً هیچ‌گاه ما با چنین مسئله‌ای روبه‌رو نبوده‌ایم که «آوانگاردهایمان» بخواهند علیه آن بشورند.

  • رضا داوری اردکانی ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۱۱:۰۰

    رضا داوری اردکانی (۱)؛

    خردِ پیشرفت و توسعه

    فهم سیاست جهان جدید و خرد توسعه گرچه در ظاهر به اشخاص ممتاز تعلق دارد اما در حقیقت فهم خاص جهان متجدد است و آن اشخاص هم تا در این فهم شریک نشوند، مسائل سیاست و توسعه را درنمی‌یابند. اما فهم عام نمی‌پذیرد که جهان جدید در جوهر و ماهیت و از حیث فهم متفاوت با جهان‌های قدیم باشد.

  • میری ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۲:۰۲

    حکایت احوال زار دانشگاه در ایران (بررسی موردی جواد میری) /بخش دوم؛

    بانی دورهمی‌های آکادمیک!

    فردی با چنان سابقه‌ای را از سال ۱۳۹۲ ــ تا گویا همین اواخر ــ مدیر بخش روابط بین‌الملل و همکاری‌های علمی پژوهشگاه هم کرده‌اند تا بودجه و اختیارات آن را صرف دوره‌همی‌های بی‌مصرف و سمینارهایی کند که خود پای ثابت اغلب آنهاست و می‌تواند از کنار آن، فقراتی بر رزومه موهوم خود بیافزاید و نامی در رسانه‌ها برای خود دست‌وپا کند. بر بعضی حضرات که پای ثابت این دوره‌همی‌ها و سمینارها هستند، حرجی نیست.

  • توسکانینی ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۰:۳۱

    در باب زندگانی توسکانینی؛

     رهبر ارکستری با شور و حرارت

    تصویری که ساش از زندگی حرفه‌ای توسکانینی ارائه می‌دهد متقاعدکننده و گیرا است. وی همچنین توسکانینی را با تمامی تناقضاتش به تصویر می‌کشد. او به‌واسطۀ بدخلقی‌هایش در تمرینات مشهور بود و درعین‌حال به لحاظ شخصیتی بسیار مهربان بود.

  • میری ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۰۹:۱۸

    حکایت احوال زار دانشگاه در ایران (بررسی موردی جواد میری) /بخش نخست؛

    رزومه‎های خیالی

    ابهام در عنوان رشته‌های جواد میری و محل تحصیل او ما را به مکاتبه با دانشگاه گوتنبرگ واداشت. خلاصه پاسخ دانشگاه گوتنبرگ چنین بود که نامبرده چهار سال پس از ورود به دانشگاه سوئد، «در مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات ادیان» فارغ‌التحصیل شده و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد او شامل برنامه‌ای پیوسته و چهارساله بوده است (دوره کارشناسی + یک سال کلاس‌های کارشناسی ارشد). نه نشانی از کارشناسی «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» است، نه خبری از کارشناسی ارشد «فلسفه علم».

  • دانشگاه ۱۳۹۶-۱۱-۱۷ ۰۹:۲۸

    نقدی بر اخلاق دانشگاهی در ایران؛

    دانشگاه در مثلثِ دانش، قدرت، اخلاق

    کاربرد عناوینی چون «خانم دکتر» و «آقای دکتر» که زینت‎بخش کلام دانشگاهیان ما شده‎ است چه سازوکاری از قدرت را به‎کار می‎اندازد؟ بی‎شک استفاده از این عناوین به ضرورتی در دستگاه تولید دانش پاسخ می‎دهد و احیاناً به تولید شکل خاصی از دانش در کشور یاری می‎رساند و کارکردی دارد که کم‌وبیش از آن آگاهیم. شاید یکی از مسائل سیاسی‌ـ‌‎اخلاقی ما این است که بپرسیم این عناوین درنظام آموزشی چه امکانی را برای سوژ‎ۀ چنین نظامی فراهم می‎آورد و چه امکانی را از او می‎گیرد؟