شناسهٔ خبر: 53644 - سرویس مسائل علوم‌انسانی
نسخه قابل چاپ

حکایت احوال زار دانشگاه در ایران (بررسی موردی جواد میری) /بخش نخست؛

رزومه‎های خیالی

میری ابهام در عنوان رشته‌های جواد میری و محل تحصیل او ما را به مکاتبه با دانشگاه گوتنبرگ واداشت. خلاصه پاسخ دانشگاه گوتنبرگ چنین بود که نامبرده چهار سال پس از ورود به دانشگاه سوئد، «در مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات ادیان» فارغ‌التحصیل شده و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد او شامل برنامه‌ای پیوسته و چهارساله بوده است (دوره کارشناسی + یک سال کلاس‌های کارشناسی ارشد). نه نشانی از کارشناسی «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» است، نه خبری از کارشناسی ارشد «فلسفه علم».

فرهنگ امروز/ عارف ششگلانی:

پیاده شود مـردم جـــنگجـــــوی

سوار آنک لاف آرد و گفـت‌وگـوی

شود خار هر کـس که بد ارجــمند

فرومـایـه را بــخـت گـــردد بلند

سرآغاز

هفته اخیر، دو پیام به‌غایت سخیف در مجازستان دریافت کردم که بعد متوجه شدم از جانب مدرس یکی از مؤسسات علمی کشور صادر شده است: یکی پیامی بود حاوی لنترانیِ سختْ بی‌نمکی، از جنس همین لودگی‌های هواداران تیم‌های فوتبال که چندی‌ست مرزهای اشمئزاز را درنوردیده‌اند؛ دیگری لاطائلات ذهن معیوبی که دلیلِ عقب‌ماندگی ایران از غرب را «ذهن فردوسیایی»(کذا) می‌خواند. پای پیام‌ها را دیدم؛ پیوند و امضای شخصی به نام سیدجواد میری بود که مخاطب را به صفحة «کانال» ایشان راهنمایی می‌کرد. پیش از این نام او را شنیده بودم؛ هنگامی که در نقد مقالة احمد نقیب‌زاده، یکی از اساتید باسابقه علم سیاست و روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، در نقد سیاست خارجی ترکیه، از در ناله درآمده بود که چرا نقیب‌زاده ترکیه را خوار شمرده است و در ادامه هم، مهملاتی تحت مقولاتِ من‌عندی «مکتب اصفهان» و «مکتب کرمان» و «مکتب تبریز» در سیاست خارجی «تفت» داده بود. خلاصه‌اش سوزش احساسات «ترکیه‌پرستیِ» منتقد بود که خوب، در شرایط توزیع نابرابر آزادی ــ که احتمالا ابله‌ترین دهک جامعه از بیشترین بهره آزادی برخوردار است (تقویت و تأیید این مشاهده مستلزم شواهد آماری دقیق است) ــ و بلبشوی فعلی که عده‌ای مزدورِ دریده‌دهانْ پرچم سرزمین بیگانه را در استادیوم ورزشی هوا می‌کنند و صدر تا ذیل کشور ایران را فحش‌باران، چندان چیز غریبی نیست: افتتاح شعبه‌ای دیگر از اوباش استادیوم‌های فوتبال در فضای رسانه‌ای کشور. باری، نه آن به‌ظاهر نقدْ اهمیتی داشت، نه گوینده آن. بعد از اظهار لنترانی اخیرِ نامبرده و مروری بر پیام‌ها و متن‌های به‌راستی حیرت‌انگیزش در مجازستان، بر آن شدم که ببینم کیست این استاد خودخوانده و از کجا آمده!

کیست این استادی که از آستین عدم پدیدار شده است؟

با مختصر جستجویی، به رزومه و مصاحبه‌ها و افاضات استادی رسیدم که گویی به یکباره از آستین عدم بیرون شده است: دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با انبوهی از مقالات انگلیسی[i]  که اگر کسی نداند، گمان می‌کند با فهرست آثار موجود در مخزن پژوهشگاه کذایی، مواجه شده است. آدمی هرقدر هم در اوهام سیر کند، باز با دیدن این سابقه و فهرست مقالات و کتاب‌ها، بر سر باورهای خود درباره جهان پیرامونش می‌لرزد. حساب آنکه بهره‌ای از عقل برده باشد که دیگر معلوم است؛ بارالها، معجزتی آشکار کردی که ایمان آدمیان را بسنجی یا فرشته‌ای که عجز انسان‌ها و بساط بی‌مایه دانشگاهی را که برای تولید علم سرهم‌کرده‌اند، رسوا کنی؟

مطابق آنچه از رزومه‌های رسمی سید جواد میری مینق در تارنمای پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و نیز مصاحبه‌های وی برمی‌آید، نامبرده متولد سال ۱۳۵۰ است؛ به‌گفته خود، جنگ تحمیلی که پایان می‌گیرد، به فرنگستان مشرف می‌شودــ لابد سال ۱۹۸۸ یا ۱۹۸۹[ii]. باز به گفتة خودش و به گواه رزومه رسمی منتشر شده در پژوهشگاه علوم انسانی، به سال ۱۹۹۵ وارد دانشگاه گوتنبرگ سوئد می‌شود و مدرک کارشناسی رشته غریبی را با عنوان «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» (کذا) می‌گیرد. رزومه فارسی میری می‌گوید نامبره پس از طی دورة کارشناسی در سوئد، به دانشگاه بریستول انگلستان می‌رود و در آنجا در رشتة «مطالعات ادیان و فلسفة علم» (کذا) کارشناسی ارشد می‌خواند و سپس در همان دانشگاه از تز دکتری خود در دپارتمان جامعه‌شناسی، سیاست و مطالعات بین‌الملل دفاع می‌کند. در رزومه انگلیسی موجود در تارنما پژوهشگاه علوم انسانی، روایتی خلاف در مورد مدرک کارشناسی ارشد جواد میری آمده است. در آنجا چنین آمده که ایشان در دپارتمان مطالعات ادیان دانشگاه گوتنبرگ سوئد مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفته است. معلوم نیست کدام مورد دقیق هست ــ در هر صورت، دست‌کم یکی کذب است. نه در تارنمای دانشگاه گوتنبرگ اثری از نام میری است و نه در بریستول نشانی از مدرک کارشناسی ارشد وی. آیا واقعیت امر بر پژوهشگاه علوم انسانی معلوم است؟ البته جانب انصاف را نگاه داریم؛ پژوهشگاه علوم انسانی هم حق دارد در هنگام بررسی و معرفی مدارک تحصیلی نامبرده دچار سردرگمی شود و سهوا در درج محل تحصیل اشتباه کند. دانشگاه ارائه‌دهندة کارشناسی در رشته‌ای که عنوانش از «ادبیات عرب» تا «تاریخ اندیشه‌های علمی» گسترده است چندان معمول نیست. وانگهی، وقتی کارمندان پژوهشگاه علوم انسانی، اطلاعات فردی را روی سایت وارد می‌کنند که با مدرک کارشناسی «از شقایق تا گوزنِ» فوق‌الذکر و مدرک کارشناسی ارشد «مطالعات ادیان و فلسفه علم»(؟!) سر از دکتری جامعه‌شناسی (؟!) درآورده است و با مدارکی بی‌ارتباط، توانسته به عضویت در هیئت علمی پژوهشگاهی وابسته به وزارت علوم کشور و ظرف ۴ سال به مرتبه دانشیاری در آنجا برسد، سزاست که از قوه عاقله ساقط شوند ــ چنان اشتباهاتی که جای خود دارد. سابق بر این، گمان می‌کردیم که طبق مقررات دانشگاه‌های کشور، اعضای هیئت علمی مؤسسات آموزش عالی باید صاحب مدرک دکترا و کارشناسی ارشد مرتبط باشند؛ مورد جواد میری در این‌جا هم نقیض باورهای سابق ما بود. به ادعای رزومه رسمی این پدیدة شگفت‌انگیز که مسلط به زبان‌های انگلیسی، سوئدی، عربی، آذری، فارسی، ترکی مدرن، ترکی عثمانی، نروژی و دانمارکی است و دستی در زبان‌های اسپانیایی، روسی و چینی دارد، هنوز جوهر مدرک تحصیلی استاد خشک نشده (در تارنمای پژوهشگاه سال فارغ‌التحصیلی ۲۰۰۳ ذکر شده، اما تاریخ دفاع تز دکتری در تارنمای دانشگاه بریستول ۲۰۰۵ آمده است)، از انگلستان گرفته تا روسیه و چین و ایران، مشغول به تدریس می‌شود: از فلسفه و دین و جامعه‌شناسی و مطالعات استراتژیک و روابط بین‌الملل و محیط زیست و تاریخ علوم و ژئوپولتیک و روانکاوی گرفته تا مدیریت جهانی.

فیلسوف خودخوانده        

ابهام در عنوان رشته‌های جواد میری ما را به مکاتبه با دانشگاه گوتنبرگ واداشت. خلاصه پاسخ دانشگاه گوتنبرگ چنین بود که نامبرده در «تاریخ ۱۴ فوریة ۱۹۹۹»، یعنی چهار سال پس از ورود به دانشگاه سوئد، «در مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات ادیان» فارغ‌التحصیل شده و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد او شامل برنامه‌ای پیوسته و چهارساله بوده است (دورة کارشناسی + یک سال کلاس‌های کارشناسی ارشد).[iii] نه نشانی از کارشناسی «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» است، نه خبری از کارشناسی ارشد «فلسفة علم». طرفه آنکه میری در مصاحبه‌ای می‌گوید، در طی تحصیل در سوئد، چون «تاریخ و ادبیات عرب نیز یکی دیگر از واحدها و رشته‌هایی بود که دنبال می‌کردم،... باید زبان کلاسیک یکی از ادیان را نیز فرا می‌گرفتم»، «از این رو، «زبان عربی» را انتخاب کردم و به منظور فراگیری این زبان مدتی در مصر ساکن شدم». خواننده با این پرسش حیرت‌انگیز مواجه می‌شود که آن چهار سال کارشناسی و کارشناسی ارشد توأمان چه هست که طی آن، علاوه بر گذراندن واحدهای درسی و لابد دفاع از پایان‌نامه، مدتی را هم استاد برای زبان‌آموزی در مصر صرف کرده است؟ به هر روی، اطلاعات آشفته منتشرشده بر روی تارنمای پژوهشگاه علوم انسانی درباره پیشینة تحصیلی میری کذب است. اولا، میری دارای مدرک کارشناسی «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» از دانشگاه گوتنبرگ نیست، دوماً در رشته‌ای تحت عنوان «مطالعات ادیان و فلسفة علم» تحصیل نکرده است، حال چه در گوتنبرگ چه در بریستول. ایشان در یک برنامه کارشناسی و کارشناسی ارشد پیوستة چهارساله در رشته «مطالعات ادیان» تحصیل کرده است. گمان نمی‌کنیم اشتباهی سهوی درکار بوده باشد. اشتباه هم چنین قبیح؟ میری به مناسبات‌های مختلف خود را به‌واسطة تحصیل در «رشته فلسفه»، «فیلسوف» خوانده است و ادعای تحصیل مدرک کارشناسی ارشد فلسفة علم هم احتمالاً ادعای کذبی برای تأیید «فیلسوف» بودن‌اش است. با این حساب، فیلسوفی او هم حکایت میرزا کاظم رشتی ملقب به «فیلسوف رشتی» است که ــ به‌گفته میرزا حسن خان اعتمادالسلطنه ــ مردی بود به‌غایت سفیه و بوالفضول که از ناصرالدین‌شاه استدعا کرده بود وی را به لقب فیلسوف زمان مفتخر کند. شاه هم «که غالباً اشخاص سفیه و بی‏علم را محض مزاح و خنده پرورش داده جسور می‏نماید»، میرزا کاظم را ملقب «فیلسوف‌الدوله» می‌کند.[iv]

جواد میری، فیلسوف مینقی، در مصاحبه‌ای می‌گوید، «در کنار مطالعات ادیان، دروس «تاریخ»، «فلسفه علم» و «روانشناسی‌دین» را نیز دنبال می‌کردم. ازهمین‌رو است که وقتی از رشته تحصیلی لیسانس و فوق‌لیسانس‌ام سؤال می‌شود، نمی‌توانم جواب روشنی بدهم چراکه در چند رشته‌ علوم‌انسانی ورود کرده بودم».[v] به‌دیگر سخن، در نظر میری، عنوان رسمی رشتة تحصیلی «پشم» است و مشمول لابد «عدم‌قطعیت» و «تنوع» می‌شود. به پیروی از شیوه فیلسوف مینقی، این مژده را به کلیة اقشار جامعه که چند کلاسی درس‌خوانده‌اند می‌توان داد که اگر قاطی درس مدرسه و دانشگاه، مطالعاتی تفننی در فیزیک و تاریخ و سیاست و فلسفه داشتند، می‌توانند دعوی صاحب‌نظری و صاحب‌مدرکی کنند: مثلا، کارشناسی ارشد مهندسی برق و فلسفه عصر روشنگری؛ یا تخصص گوش و حلق و بینی و تاریخ اندیشه سیاسی کلاسیک. اگر با چنین مدارک کذبی هم به مرتبة استادی رسیدند، باکی نیست. مگر میری نکرد و نشد؟ این‌چنین است که استاد میریْ رسمی نو در «راسته‌بازار مدرک‌فروشان» باب می‌کند که پیش از او، به مخیله هیچ بنی‌بشر نمی‌رسید: دغل در مدرک تحصیلی به‌زور تأویل(!) و فروش آن به نظام دانشگاهی کشور.

کاهدانِ علمِ فیلسوف؛ انبوه مقالات خیالی رزومه میری

به رزومه بلندبالای فیلسوف مینقی بازگردیم. در میان مقالات پرتعداد میری از شیر مرغ تا جان آدمیزاد می‌توان یافت ــ احتمالا به سیاق مدارک تحصیلی ادعایی او. محل چاپ تقریباً تمام مقالات انگلیسی وی نیز یا در مجلاتی فاقد نمایة علمی است، یا اساسا نشانی از آن‌ها در اینترنت یافت نمی‌شود! برای مثال، میری، تنها در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، تعداد ۱۶ مقاله با موضوعاتی از افلاطون و سیاست در فلسفة کلاسیک گرفته، تا نوستالژی و شیطان و نمادپردازی و اصالت وجود و جامعه‌شناسی و کیهان‌شناسی و فوکو و ...، فقط در مجله‌ای تحت عنوان Philosophy Journal of the Examined Life منتشر کرده است. هیچ اثری از این مجله در اینترنت یافت نمی‌شود. البته ما با مشقت فراوان دریافتیم که گویا زمانی میان سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، پایگاهی اینترنتی وجود داشته است تحت عنوان The Examined Life On-Line Philosophy Journal و اکنون همان هم وجود ندارد. شاید استاد نوپدید ما تراوش‌های ذهن مشعشع خود را روی دایرة مجازستان می‌ریخته ــ همچنان که اکنون هم در تلگرام و بعضا در تارنماهای مبلغ پانترکیسم و نفرت‌پراکن می‌ریزد ــ و حالا جای آثار علمی قالب می‌کند. عجالتاً بگوییم در این هم مژده‌ای برای دانشجویان نهفته است که می‌توانند به‌جای صرف اوقات خود به بطالت، از همین الان، دور هم تارنمایی دایر و هر لاطائلاتی را روی آن منتشر کنند تا ده سال دیگر به نام مقالة علمی به دانشگاه و خلق‌الله بیاندازند. مگر میری چه داشت که دیگران ندارند و نمی‌توانند با چند مدرک نامرتبط ــ و با عناوین کذب ــ و مشتی مقاله مجهول و بی‌ربط، دانشیار وزارت علوم کشور شوند؟!

سال ۲۰۰۶ و به‌ویژه ماه نوامبر آن سال، اما، سال پربرکتی برای استاد و مشتاقان علم است. در این سال، دست‌کم ۳۵ مقاله از اقیانوس بی‌پایان دانش فیلسوفِ خودخوانده بیرون جهیده و ۱۴ مورد آن‌ها فقط در نوامبر آن سال بیرون جهیده است که هر کدام تألیفات نادیده استاد دربارة پاسکال، کانت، هگل، فوئرباخ، کی‌یرکِگور، نیچه، هایدگر، یاسپرس، سارتر، تیلیش و کامو را دربرمی‌گیرد ــ به‌راستی آنجا که فرشتگان بیم دارند ورود کنند، ابلهان به شتاب وارد می‌شوند. بگذریم که در همین سال، این اقیانوس نامکشوف علم، مقالاتی درباره رسول اکرم، علامه جعفری، داستایوفسکی، فیروز مِهتا(!)، سولویوف، آنتونی گیدنز، امام موسی صدر، آیت‌الله طالقانی، افراطی‌گری و اسلام، امپریالیسم و استبداد، از خودبیگانگی روشنفکران مسلمان و ... نیز منتشر کرده است: افتتاح یک سمساری و بنجل‌فروشی دونبش در «راسته‌بازار مدرک‌فروشان». این امواج خروشان اقیانوس فیلسوف علامه سید جواد میری در سال ۲۰۰۶ مژده‌ای دیگر برای دانشجویان و محصلان می‌تواند باشد که مذهب منسوخ اساتید جاهل را که می‌گویند سال‌های دراز عمر خود را پای چند متفکر یا نحلة فکری تلف کنید، بلکه بعد یک عمر ممارست، صاحب نظر شوید و حرف معقولی بزنید، به دور اندازند و اخلاق‌الاشراف علامه میری را سرلوحه خود قرار دهند. در همان تارنمایی که پیشتر دایر کرده‌اند، از شیر مرغِ یونان باستان تا جان آدمی‌زادِ مدرن، همه را سرتفتی دهند و جای علم قالب کنند. مگر میری نکرد و به اتکای آن، کوس استادی و فیلسوفی نزد؟ حالا اگر قطره‌ای از این اقیانوس خیالی هم یافت نشد ملالی نیست. استاد می‌گوید نوشته است؛ پژوهشگاه هم می‌گوید بله! نوشته، شما هم بگویید نوشته، برای «فیلسوف مینقی» خوبیت ندارد! البته ناظران و اهل نظری هم هستند در این میان که می‌گویند، برای نوشتن درباره افکار اعاظم تاریخ اندیشه از افلاطون گرفته تا پاسکال و کانت و هگل و هایدگر و یاسپرس و کامو و ...، ده سال هم زمان کمی حتی برای حرف مفت زدن است، چه رسد به یک ماه! تا جایی که ما اطلاع یافتیم، از نظر علامه جواد میری، این جماعت متشکل از مشتی «فاشیست» و «افراطی» و «تندرو» و «گوبینیست»(اصطلاحی مهمل که میری خود جعل کرده[vi]) هستند که در شأن علامگی و فیلسوفی استاد میری نیست با آن‌ها دهن به دهن گذارد؛ مگر زمانی که هوس لنترانی می‌کند یا از دور لگدی به بزرگان می‌پراند.

در اینجا به‌عنوان اشاره‌ای به کمیّت تولید علم در کشورهای پیشرفته بگوییم که برای مثال، جیکوب شاپیرو استاد دانشگاه پرینستون و یکی از برندگان جایزه کارل دویچ (جایزه‌ای که سالانه به پژوهشگران زیر ۴۰ سالی تعلق می‌گیرد که بیشترین مشارکت را در تولید علم، چه به‌لحاظ کمیت و چه به‌لحاظ کیفیت آثار چاپ‌شده، در رشتة روابط بین‌الملل دارند) که به‌نحو حیرت‌انگیزی از پرکارترین نویسندگان و محققان رشتة خود است، در سال ۲۰۱۶ یک کتاب با همکاری شش نویسندة دیگر و سه مقاله مشترک، و در سال ۲۰۱۷ سه مقاله مشترک نوشته است!

به حکایت مغزفرسای مقالات استاد میری بازگردیم. چندتایی از این مقالات گویا در مجله یا چیزی تحت عنوان Phenomenology: East and West منتشر شده است. نگارنده نه چنین مجله‌ای را پیدا کرد و نه عنوان مقالاتی را که میری مدعی انتشار آن شده است ــ در این مورد هم حتی تارنمایی معدوم هم یافت نشد. سه مقاله هم گویا به سال ۲۰۰۷، در ژورنالی موسوم به Journal of Vincit Omnia Veritas منتشر شده است. از مقالات اثری در اینترنت پیدا نیست و البته نام مجله را هم نمی‌توان یافت. اما با قدری جستجو، به سرنخی از منشاء مجله Vincit Omnia Veritas می‌توان رسید. مجله آنلاین Vincit Omnia Veritas از ژانویه سال ۲۰۰۵ تا جولای ۲۰۰۷ با همکاری تارنمایی تحت عنوان Religio Perennis و برنامه مطالعات فلسفی و دینی دانشگاه لاتروب منتشر می‌شد که شارح آراء فریتیوف شوآن و رنه گنون و همفکرانش بود. فرض را بر وجود مقالات میری می‌گذاریم. چگونه میری سر از مرکز شرح آراء فرقة شوآن درآورد؟ آیا هر کسی می‌توانست در مجله آنلاین این فرقه مطلب منتشر کند، یا به‌شیوه هر فرقه‌ای، بیگانگان نامحرم به‌شمار می‌رفتند؟ چه باید می‌نوشت که در این مجله اجازه انتشار بیابد؟ عناوین مقاله‌های سه‌گانة او از این قرارند: نیاز به نزدیکی در منشور سنت؛ شفقت کانون آزادی است: چشم‌اندازی دیگر درباره چندفرهنگی‌گرایی؛ کو هونگ-مینگ و ایدئال زنانه.[vii]

 محل انتشار تعداد زیادی از مقالات سال پربرکتِ ۲۰۰۶ را London Academy of Iranian Studies ذکر کرده است. تا جایی که ما می‌دانیم آکادمی مطالعات ایرانی لندن که تحت ریاست آقای سلمان صفوی در سال ۲۰۰۳ تأسیس شده است، مجله نیست! مؤسسه است. البته نشریاتی دارد تحت عناوین Islamic Perspective Journal  و Transcendent Philosophy Journal ــ که در ادامه خواهیم گفت که میری در آن‌ها هم فعال بوده است ــ اما خود مؤسسه به‌عنوان یک مجله قابل ارجاع نیست (با عرض پوزش از توضیح واضحات). ضمن آنکه آثار ۳۵ گانه مورد ادعای میری را ما هیچ‌کجا، حتی روی تارنمای آکادمی مطالعات ایرانی لندن، نیافتیم.

شاید تنها مقالات انگلیسی‌ای که از میری قابل دستیابی است همان‌هایی باشد که در نشریات دوگانه آکادمی مطالعات ایرانی لندن و نیز مجله‌ای دیگر با عنوان Just Peace Diplomacy Journal که این هم توسط مرکز بین‌المللی مطالعات صلح متعلق به آقای صفوی چاپ می‌شود، منتشر شده است.

ادامه دارد..

یادداشت‌ها

[i]  . نشانی رزومه فارسی در پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم انسانی:

<http://www.ihcs.ac.ir/fa/page/۵۶۱/%D۸%AF%DA%A۹%D۸%AA%D۸%B۱-%D۸%B۳%DB%۸C%D۸%AF%D۸%AC%D۹%۸۸%D۸%A۷%D۸%AF-%D۹%۸۵%DB%۸C%D۸%B۱%DB%۸C-%D۹%۸۵%D۹%۸۶%DB%۸C%D۹%۸۲>

نشانی رزومه انگلیسی در پایگاه اینترنتی پژوهشگاه علوم انسانی:

 http://www.ihcs.ac.ir/social/fa/page/۱۹۹۴/seyed-javad-miri-meynagh

 [ii] «سال‌های دانشجویی من» در گفت‌وگو با دکتر سید جواد میری، روزنامه ایران: قابل دسترسی در این نشانی: https://www.cgie.org.ir/fa/news/۸۳۱۶۷

[iii]   تصویر مکاتبات با دانشگاه گوتنبرگ سوئد را در زیر مشاهده می کنید. در تصویر اول، مدرک کارشناسی ارشد وی تأیید شده است و در تصویر دوم اعلام می‌شود که دورة تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد میری در قالب برنامه‌ای چهارساله و پیوسته طی شده است.

[iv] محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وصفی از احوال «فیلسوف رشتی» آورده است که بی‌مناسبت با احوال فیلسوف خودخواندة مینق نیست:

میرزا کاظم رشتی که ملک‏الاطباء بود و بعد به‌واسطه نوشتن آن کتاب بی‏معنی موسوم به حفظ‏الصحه ناصری ملقب به فیلسوف‏الدوله شد ... بسیار خودخواه و از خودراضی است؛ به علاوه طبابت فضولی هم می‏کند از اشعار عرب و احادیث هم جسته جسته می‏گوید از علمای شیعه از قول قاضی میبدی نقل می‏کرد که او گفته اگر شیخ طوسی و علامه حلّی در جرگه علمای شیعه نبودند هر آینه طریقه شیعه ارذل طرق دین اسلام بود. شاه فرمود شیخ طوسی کیست عرض کرد خواجه نصیر با این که خواجه نصیر اگرچه مرد بزرگی بود اما جزء علمای شیعه محسوب نیست شیخ طوسی یکی از اشخاصی است که کتب اربعه شیعه را نوشته و فیلسوف‏الدوله اینقدر خر است که فرق شیخ طوسی با خواجه طوسی نداده است.

[v]  «سال‌های دانشجویی من»، همان‌جا

[vi]  میری مینق، در یکی از افاضاتش که البته هیچ‌کجا حاضر به انتشارشان نیست، مگر کانال شخصی‌اش و وب‌سایت‌هایی همچون یول‌پرس، مبلغ غیررسمی بنیادگرایی قومی ترکی در ایران، با مغلطه و حرف کذب می‌گوید:

«عجب بازار خیمه شب بازی شده است. یک روز میگویند ما در ایران ترک نداریم بل آذری داریم و بعد میگویند ترک زبان داریم ولی ترک نداریم و بعد میگویند ترک داریم ولی میهمان هستند ... آخه این کارها چی است عزیز برادر ... لکه روی عینکت را پاک کن تا ایران را آنگونه که امروز هست ببین. قریب به ۴۰ میلیون از ملت ایران ترکی زبان مادریشان است و بیش از ۱۰۰۰ سال ساحت سیاسی در ایران با مدیریت خاندانهای سلطنتی ترک بوده است».

میری مینق که آه در بساط شبه‌علمیِ و لقب دانشیاری‌اش ندارد، با مغلطه شروع می‌کند، با ادعای کذب ادامه می‌دهد، تا به نتیجه‌گیری ایدئولوژیکی پانترکیستی‌اش برسد. اول آنکه چه کسی گفته ترک‌ها در ایران مهمانند؟ به این چنین مغطله‌ای می‌گویند «مغطله پهلوان پنبه». یعنی مقدمة کذبی را مطرح می‌کنند و در ادامه بر آن مشت و لگد می‌کوبند تا به نتیجه دلخواه برسند! دوماً بر مبنای کدام سرشماری جمعیت ایرانیان ترکزبان ۴۰ میلیون اعلام شده است؟ مطابق آمارهای داخلی و خارجی، جمعیت این گروه از ایرانیان میان ۱۱ تا ۱۸ میلیون نفر برآورد شده است.

بنا به تحلیل ناظران، با توجه به آمار سرشماری نفوس و مسکن ١٣٩۵ که بر روی پایگاه اینترنتی ادارة آمار ایران انتشار یافته است، جمعیت استان آذربایجان شرقی ٣٩۰٩۶۵٢ نفر، جمعیت استان آذربایجان غربی ٣٢۶۵٢١٩ نفر، جمعیت استان اردبیل١٢٧۰۴٢۰ نفر و جمعیت استان زنجان ١۰۵٧۴۶ نفر است که مجموع این چهار استان شمالغرب به ٩۵۰٢٧۵٢ می‌رسد. به این ترتیب، جمعیت این استان‌ها که بیشترِ آذری‌ها در آنجا زندگی می‌کنند نزدیک به ده میلیون نفر است. شایان ذکر است نزدیک به نیمی از جمعیت بیش از سه میلیونی استان آذربایجان غربی «آذری نیستند» که عمدتا در جنوب استان متمر هستند. در این صورت، جمعیت آذری‌های شمالغرب «احتمالا» به هشت میلیون تن می‌رسد. همچنین با احتساب فرضی جمعیت استان‌های غیرآذربایجانی که بخشی از جمعیت آنها آذری یا ترکزبان هستند، مانند قزوین و همدان، با «فرض» اینکه نیمی از جمعیت آنها آذری باشند، تعداد آذریها به نزدیک «سیزده میلیون» می‌رسد؛ بر اساس آمار اخیر جمعیت استان قزوین ١٢٧٣٧۶١ تن و جمعیت استان همدان ١٧٣٨٢٣۴ تن است. با احتساب یک سوم جمعیت سیزده میلیون نفری تهران به عنوان آذری نیز تعداد تقریبی جمعیت آذریها به نزدیک هجده میلیون می‌رسد.

چرا میری دعوی واهی ۴۰ میلیون ترک ایران می‌کند؟ آیا تفاخر و تمایزی در میان است؟ یا آنکه میان ایرانیان بر حسب زبان و گویش محلی و محل تولد تفاوتی است؟ اگر بود که این تعداد فراوان آذری در ترکیب هیأت حاکمه و سیاست و اقتصاد ایران وجود نداشت؛ اگر بود که جواد میری ترک‌زبان بدون برخورداری از حداقل الزامات اخلاقی و علمی به کرسی دانشیاری پژوهشگاه زیرمجموعه وزارت علوم نمی‌رسید. این دعوی، از اساس، از جملة شعارهای نمادین ایدئولوژی کاذب و مخوف پانترکیستی است و اینکه جواد میری به آن استناد می‌کند قرینه‌ای دیگر بر تمایلات پانترکیستی و ترکیه‌خواهانة نامبرده است. لابد به دیگر لاطائلات مضحک این جماعت نیز استناد خواهد کرد که مدعی‌اند یونسکو اعلام کرده ترکی (یا بنا به بازی نمادین ایدئولوژی پانترکیسم با کلمات، «تورکی») زبان سوم «با قاعده و زنده دنیا» است و فارسی «سی‌وسومین لهجة عربی»(کذا)! البته حرف مفت که حساب ندارد و هرکسی می‌تواند یاوه‌گویی کند. اما چرا پولش از جیب ملت ایران و وزارت علوم خرج شود؟ الله اعلم.

            میری در ادامة همان افاضات می‌گوید:

«این حس جستجو نمودن نژاد پاک ایرانی از دل نظریه راسیسمی گوبینو بیرون زده و هنوز یقه برخی اهل قلم ایرانی را ول نمیکند. در برابر این خزعبلات باید ایستاد و پرسید جهانبینی تو چیست؟ زیرا اگر جهانبینی توحید (یعنی وحدت وجود بشری) بود آنگاه اینگونه از نژاد پرستی از لابه‌لای به اصطلاح مطالعات تاریخی بیرون نمی‌آمد»

            اول اینکه راسیسم اسم است و اگر بخواهیم آن را به‌عنوان صفت بکار بگیریم، با بگوییم «راسیستی» نه «راسیسمی»! دوماً چه کسی در ایران از گوبینیسم خط گرفته که باز فیلسوف مینقی، پهلوان پنبه‌ای می‌سازد که با لگدپرانی به سایة کاذبش، دعوی خود را پیش برد؟ ضمن آنکه از منظر گوبنیسم، نژاد سفید و خاصه ژرمن‌ها نژاد برتر بودند و ربطی به ایران ندارد. مگر آنکه ایلچی نوظهور پانترکیسم که از پیکر میزبان متخاصمش ارتزاق می‌کند، این ادعای کذب را هم در دستور کار مبارزة ایدئولوژیکش قرار دهد؛ در کنار دیگر دعوی‌های کذبش، همچون سایه‌های موهوم «فاشیسم» و «نژادپرستی» و «مکتب کرمان» و «مکتب اصفهان» و «گفتمان سکولار تمامیت‌خواه» و جز آن، که در برابر «جهان‌بینی توحیدی» و همچنین منافع «ترکیه» و «چهل میلیون ترک» ایستاده‌اند و، در نظر میری، همة ما و هر آدمی که اندک بهره‌ای از عقل برده باشد و طبعاً زیر بار حرف مفت و مغطله و دروغ و ایدئولوژی‌های قومی نمی‌رود، از جملة این سایه‌ها هستیم. ادعاهای ایدئولوژیکی جز این اباطیل و افسانه‌بافی‌ها نمی‌تواند باشد ــ هرچه ایدئولوژی مهمل‌تر، افسانه‌هایش نیز بی‌مایه و قبیح‌تر.

مطلب مذکور میری را در این دو تارنمایی پانترکیستی و قوم‌گرایانه می‌توانید مشاهده کنید:

<http://gadtb.com/fa/ سید-جواد-میری-خیمه-شب-بازی-روزنامه-ایرا>

<http://yolpress.ir/?p=۵۵۰۰۵>

[vii] The Need for Intimacy in the Prism of Tradition; Compassion is the core of Liberty: Another perspective on Multiculturalism; Ku Hung-Ming and the Feminine Ideal

نظرات مخاطبان 16 48

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۰:۱۲سیاوش 10 28

    جالب تر اینکه اکثر کتاب ها در انتشارات معتبر!! Xlibris منتشر شده و اغلب مقالات در دو مجله معتبر!! Philosophy Journal of the Examined Life و  London Academy of Iranian Studies منتشر شده.
    یه سرچ کنید درباره این انتشارات و اون مجلات اطلاعات جالبی به دست می آد.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۰:۴۴امیر 14 148

    با سلام. خیلی ممنون از سایت فرهنگ امروز. کار بسیار مهمی کردید. این آقای میری یکی از تئوریسین های پان ترکیسم در ایران بدل شده است و با ادعاهای شبه علمی قصد دارد ژست روشنفکری دینی هم بگیرد. 
    باز شدن مشت این شارلاتانها توسط شما یک باقیات الصالحات است. امیدوارم، قسمت های بعدی این تحقیق هم نوشته و منتشر شود و محدود به یک قسمت نماند.
    نویسنده مقاله، قلم برایی دارد و دست مریزاد.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۰:۵۶یک سوال 8 16

    یک سوال دارم. سیدجواد میری فارغ التحصیل رشته "مطالعات ادیان" است. ولی به دروغ خود را فارغ التحصیل "زبان عربی و تاریخ اندیشه های علمی" و نیز "فلسفه علم" معرفی کرده است.
    آخر چرا؟؟ چرا اینقدر دروغ گفته؟
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۳:۲۰پویا د. 12 46

    بسیار عالی است. چه کار مهمی کردید با این نوشته مستدل و مستند!! بدیهی است که از این علما در نهادهای آموزش عالی کم نیست، اما بسیاری به استفاده از مزایای قانونی تقلب های خود بسنده می کنند، اما دست کم باید روی پررویان را کم کرد.
    یک نمونه دیگر در این پررویی شخص دیگر این زوج موفق میری/مرادی همین علی مرادی است که رد پای تحصیل و مدرک تحصیلی او در هیچ دانشگاه آلمان وجود ندارد.
    آیا عجیب نیست که کسی ادعا می کند که نمی خواهد به استخدام دانشگاه دربیاید چون سطح دانشگاه پایین است، شش روز هفته را در دانشگاه و پژوهشگاه پرسه می زند؟
    من بارها در سالهای گذشته در جلسات او در دانشکده علوم اجتماعی بوده ام. به جرئت می توانم بگویم که هیچ زبانی را درست نمی داند، با این درجه از زبان دانی و ذهن آشفته بعید بود که بتواند تحصیل کند، آن هم در برلین! تا جایی که من دیده ام رفتاری نامتعادل هم دارد، و تردیدی نیست که متوهم هم هست.
    بد نیست که یکی از دوستان تحقیقی نیز درباره سابقه تحصیلی او می کرد و از دوستان سابق او در برلین اطلاعی درباره وضع تحصیلی او پیدا می کرد
    با تشکر از مقاله عالی. من شش سالی در محضر این بزرگان تلف کرده ام
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۳:۳۹سیامک 7 23

    این شازده احتجاب علوم ارضی و سماوی و کیمیا و لیمیا و سیمیا و رمل و اسطرلاب، به تازگی در حوزه ربط و بسط و بساط گستری "تئوری قبض و بسط تأثیر فوتبال بر باز نمایی قومیت" نیز وارد شده و عنوان یک پزوهش در رشته علوم اجتماعی کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان مرکز ... را به عنوان استاد راهنما عهده دار بوده است .                                                                          "بوی خوش این نسیم از شکن زلف کیست؟"
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۶:۵۲منوچهر 3 8

    در واقع این میری مانند مرادی که بالاتر اشاره ای به او نیز شده است از آسیب های بزرگ نظام علمی کشور است که افرادی بی توجه به الزامات علم اداره می کنند. این چه پژوهشگاهی است که تاکنون یک نفر یک مقاله همکار خود را ندیده است که بداند یا چنین مقاله ای وجود دارد یا وجود آن بهتر از عدم آن است. فرصت خوبی است که اینک بحث باز و علنی شده و باید دنبال آن گرفته شود تا شاید دست این دزدان حرفه ای بخشی از نظام علمی کم شود
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۶:۵۶منوچهر 2 7

    نکته دوم به توضیح پویا مربوط می شود. از دوستی که در آلمان دانشجوی دکتری است خواهش کردم سوابق علی مرادی را نیز جستچو کند. پاسخ او این است: با نام علی مرادی یا محمد علی مرادی هیچ رساله ای در ارشد و دکتری در هیچ یک از دانشگاه های برلین و نیز در کتابخانه ملی آن شهر وجود ندارد. اگر او "دانش آموخته برلین" است باید بتواند تصویری از مدرک خود را ارائه کند.
    البته این بحث باز است
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۱۹:۱۷حسین 0 9

    چگونه است که ایشان با این رزومه خیالی در یکی از بهترین نهادهای پزوهشی کشور مشغول هستند؟!!
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۲۰:۱۷ارش 112 141

    پرونده سازی و تهمت زدن به استادانی همچون دکتر میری کار بیسوادان و فاشیستهایی است که چون در مقام منطق و بحث یارای مقابله با ایشان را ندارند با اتهام زدن و جعل در پی رسیدن به اهداف شوم شون هستند.
    دست مریزاد خدمت اندیشمندان صادقی چون استاد میری عزیز.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۲۱:۴۲حبیب 107 33

    حضرات فرهنگ امروز 
    این است ادعایی که می گویید (جهان زیر آیین و فرهنگ ماست)، و البته که شعارتان نشان از شعورتان می باشد، به جای تخریب مملو از احساسات و آشفتگی، نوشته های دکتری میری را نقد کنید.
    آشفتگی شما بیانگر خیلی از حقایقی است که جناب میری به آنها اشاره می نمایند.
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۲۲:۴۴ساره 39 55

    جالبه جناب پويا 
    كمي بيشتر بگيد شايد بهتر اطرافمونو بشناسيم 
    و اما نويسنده محترم اين جوري كه پي ماجرا را گرفتيد بهتر بود مستند ايميل دانشگاهي كه  دريافت كرديد و متن  ديالوگ ها را مي گذاشتيد  تا دست كم سندي مي شد بر مدعاتون.  بد نيست به همين منوال دانشگاهي ها ( اساتيد  و مدرسان ) دانشگاه را هم بررسي كنيد.
    آقاي پويا شش سال كنار اين اساتيد درس خونديد و اين طور شناختينشون ؟ كسي ظاهرش شبيه بقيه نباشه، حمل بر رفتار نامتعادل بودن و متوهم بودنشه؟! 
    اين جاي بسي اميدواريه  كه مريد و مرادي نباشيم و  بتونيم دست كم  فضاي علوم انساني همديگر را نقد كنيم. ولي اين خيلي به گمانم دور از انصافه كه آدم ها را سياه و سفيد كنيم. 
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۸ ۲۳:۵۸محمود سعید 133 140

    فقط فحاشی بلدی برادر؟ حسابی داری میسوزی. میری اندیشه نامیرایی داره. 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹ ۰۰:۲۲فرهاد قناعتگر 2 78

    واقعا شرم آوره، با اين سوابق آموزشي پژوهشگاه ايشون را استخدام كرده. همين كه ايشون ادعا مي كنه 50 كتاب نوشته بايد منبع الهامي مي بود تا ايشون را استخدام نكنند. براي نوشتن يك كتاب علمي بايد سالها وقت صرف كرد. وگرنه بسيار راحت ميشه هر آنچه بكه به مغز آدم ميرسه بر روي كاغذ آورد. اين نوع كتاب ها در صورتي هم كه وجود داشته باشند فاقد ارزش هستند. 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹ ۰۱:۳۷ششگلانی 2 57

    آقای میری! از آنجاکه دسترسی دیگری به شما ندارم ــ و تمایلی هم به چنین دسترسی‌ای ندارم ــ همینجا چند نکته را عارض می‌شوم. آشفته حالی شما را در کانال تلگرامتان دیدم، باور بفرمایید راضی به کسالت احوال روانی حضرتعالی نیستم و از باب تسکین روحی شما فقراتی را متذکر می‌شود. بعد از تعارفات معمول، چند نکته را عرض کنم:
    1- آیا در این متن نامی از دکتر طباطبایی برده شده است که ارتکاب متن بالا را گردن ایشان می اندازید؟ یعنی این‌قدر خود را درخور توجه و مهم می‌پندارید؟ نگارنده فردی مستقل است که از سر حادثه اخبار علوم انسانی کشور خود را دنبال می‌کند. شما هم که سر پرسودایی برای مطرح شدن دارید، پای لرزش هم باید بنشینید. 
    متنِ نقد مشخص است، نقدی مقدمتا به صداقت و اخلاق آکادمیک شما و سپس سواد ناچیزتان. چیزهایی که گویا از آن سخت بی‌بهره‌اید.
    2- عکس مدارکتان را فرستادید که البته مزید امتنان است. اما مگر کسی گفت مدارکتان جعلی است که آدرس غلط می‌دهید. عرض شد گواهی کارشناسی-کارشناسی ارشد پیوسته چهارساله در رشته مطالعات ادیان و تزی در دکترای جامعه شناسی دارید. درحالی‌که در رزومه خود در تارنمای پژوهشگاه و در مصاحبه‌ها خود را فردی صاحب مدرک فلسفه و ... معرفی کردید. خوب با مدارکی که روی کانال خود گذاشتید معلوم شد که نقد ما وارد است و رزومه شما کذب.
    3- می‌فرمایید چرا به 50 کتاب منتشرشده شما و 86 کشوری که رفتید و درس خواندید و دادید اشاره نشده است! باور بفرمایید ما به داستان‌های تخیلی علاقه‌ای نداریم. شما عجالتاً جوابگوی انبوه مقالات خیالی و غیرعلمی‌ای که در رزومه‌تان آورده‌اید باشید که در متن بالا آمده است. 
    فرموده‌اید که شما را می‌خواستند کتک بزنند، یا به همسر و فرزندانتان توهین کرده‌اند! این روضه‌خوانی‌ها دردی را دوا نمی‌کند آقای میری. موضع نقد مشخص است: مقالات خیالی شما و ادعاهای کذبتان درباره عناوین مدارک تحصیلی و بی‌ارتباطی مدارک ارشد و دکترا! باقی لاطائلاتی که  می‌فرمایید و ته هر اسمی یک –ایسم می‌چسبانید مانند دیگر رجزخوانی‌های پوچتان است. اگر صبح تا شب هم به زبان ملی و نمادها و تاریخ ملی ایرانیان و دیگر اشخاص توهین کنید، چیزی به فضل شما اضافه نمی‌شود و اندکی از قبح این رزومه شما کاسته نمی‌شود.
    
    باور بفرمایید با این شلوغ‌بازی‌ها و فرافکنی‌ها نمی‌شود از سایه بی‌آبرویی آن رزومه کذایی در رفت!
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹ ۰۸:۰۲از کرامات شیخ ما... 3 38

    البته از حق نگذریم ایشان با سایر اعضا هیات علمی محترم وزارت علوم (شعبه منتحلین پژوهشگاه) تفاوت عمده ای دارند. بقیه از این و آن می دزدند و مراتب ارتقا را طی میکنند ایشان نه تنها می دزدند که با شارلاتانیسم جدیدی که خلق کرده اند همان ها را به زبان انگلیسی در نشریات فیک منتشر میکنند و به وزارت علوم دوباره قالب می کنند.
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹ ۱۲:۵۸ 118 82

    یکی از علائم توسعه نیافتگی کشور همین نحوه برخورد این مثلا نخبگان با هم است جناب عارف ششگلانی به عوض پرس جو در مدرک ایشان (این هم نشانده مدرک گرایی) میتوانستند نظرتا ایشان را محترمانه نقد کنند و اصلا کاری به مدرک ایشان نداشته باشند.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹ ۲۳:۰۵سه قصه 3 11

    البته قابل توجه است كه بدانيد ايرانيان با پاسپورت ايراني حق ورود به مصر را ندارند. به علت اختلافاتي كه بر سر پس ندادن شاه به رژيم جمهوري اسلامي بعد از انقلاب رخ داد ... اينقدر هم اين اقا اهل تحقيق نبوده اند كه لااقل كشوري را انتخاب كنند كه قابل باور باشد.  هر چند در مملكتي كه هيچ استانداردي ندارد جاي تعجبي هم ندارد. 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۰ ۱۵:۲۷محمدعلی رمضانی 4 4

    به نظر من جاعل با اسم بودن شرافتش بیشتر  از مدعی بدون اسم بودن است. برای اینکه حداقل آن جاعل الان دارد تاوان جعل خودش را با این نوشته میدهد و پس از این هم خواهد داد، ولی نویستده این متن حتی شجاعت این را نداشته است تا اسمش را پای ادعاهایش بگذارد، تا اگر ادعاهای وی نادرست بود، بعد از این عبرت مدعیان دروغین بشود.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۰ ۱۶:۱۹رضا مسکوب 1 16

    من با کل ایده متن بالا موفقم. دزد و دروغگو را باید رسوا کرد. متن از این حیث مستدل و مستند است و جای بهانه تراشی را باقی نمی گذارد. آنچه به نظرم در این متن قابل انتقاد است اما لحن خصمانۀ متن است. شما دارید اثبات می کنید که فلان استاد دانشگاه مدارکش تقلبی و رزومه اش جعلی است، چه نیازی به این همه فحاشی و توهین و تمسخر و تحقیر. به نظرم این لحن، خود اصل مسئله را تحت الشعاع قرار می دهد. یاد نقدهای استاد طباطبایی می افتم که محتوای اکثر نقدهایشان درست و بجاست، اما چنان لحن خصمانه و تحقیرآمیزی دارند که بهانه به دست دشمنان ایشان می دهد تا بحث را به انحراف بکشانند ونقدهای ایشان را تحت الشعاع قرار دهند.
    با سپاس
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۴ششگلانی 0 8

    آقای جواد میری در کانال خود جوابیه ای به متن بالا نوشته اند که در اینجا ارسال می کنم و پاسخ هایی به اتهامات را نیز در ادامه می آوردم
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۴ششگلانی 5 5

    آخرین جواب جواد میری مینق:
    
    اولین گام در انکشاف دروغ های فرهنگ امروز
    
    در اولین گام فرهنگ امروز به دروغ گفته است که از دانشگاه گوتنبرگ استعلام کرده است و دانشگاه به نویسنده بی نام گفته است سید جواد میری ۴ سال پس از ورود به سوئد وارد دانشگاه شده است. اولا دانشگاه سوئد اداره ثبت احوال نیست که ورود و خروج افراد را به سوئد ثبت کند. واقعا افکار عمومی ایران را شما چه فرض کرده اید. دومین دروغ "فرهنگ امروز" این بوده است که گفته دوره کارشناسی سید جواد میری "پیوسته" بوده است. اگر نویسنده بی نام فرهنگ امروز کمی سوئدی بلد بود و کاتالوگ دانشگاه های سوئد را میخواند با دو واژه 
    
    Program
    
    و
    
    Enstaka Kurser
    
    روبرو میشد و آنگاه از دانشگاه سوئد پاسخ درست را استعلام میکرد و جواب درست را دریافت میکرد. دروغ سوم فرهنگ امروز این است که سید جواد میری چهار ساله کارشناسی ارشد و ارشد را به پایان رسانده است در حالیکه در مدارک من همچنین چیزی وجود ندارد. سال ورود و خروج من از دانشگاه گوتنبرگ چیزی دیگر است. دروغ چهارم این است که در استعلام خیالی دانشگاه هیچ اشاره ای به تحصیل من با مدرک فوق لیسانس در دانشکده جامعه شناسی دانشگاه گوتنبرگ نشده است و این نشان میدهد نویسنده بی نام کار کارآگاهی ی که بابت آن پول از فرهنگ امروز گرفته است به نیکی انجام نداده است. دروغ ششم فرهنگ امروز این است که میگوید سید جواد میری "تاریخ اندیشه های علمی" نخوانده است و در اینجا او دوباره بی سوادی و مبتدی بودن خویش درباره سیستم آموزش عالی سوئد را نشان داده است. این ترجمه ساده ای بوده که من از مفهوم
    
    Ide och Lärdomshistoria
    
    انجام دادم و نویسنده بی نام فرهنگ امروز بدون دانستن زبان سوئدی شروع به تهمت زدن نموده است. دروغهای بیشمار دیگری در این گزارش سراسر تهمت وجود دارد که در وقتی دیگر به اطلاع شما خواهم رساند. مثلا نویسنده هیچ درکی از ۲۰۵ واحدی که من در دانشگاه سوئد گذراندم و ۱۶۰ واحدی که برای فوق لیسانس لازم است و چگونه باید واحدهای درسی را در سیستم "انستاکا کورس" تنظیم کرد با استاد مربوطه و و و ... . در ضمن استاد من در سوئد دانشمند بزرگ پروفسور گودمار آنِر است و سوئد جایی نیست که بتوان مدرک جعل کرد. تا انکشاف دروغهای دیگر "بی فرهنگی امروز" بدرود!
    
     چون که با کودک سر و کارت فُتاد
     پس زبان کودکی باید گشاد
    
    
    والله خیر الماکرین
    
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۷ششگلانی 1 11

    پاسخی به پاسخ میری(1):
    
    آقای جواد میری مینق، ضمن سلام و آرزوی سلامت برای شما، عرض شود که پاسختان به برخی نقدها وصول شد. خوشحالیم که زبان "کودکی" بگشودید و از نگارش "ستون خوانندگان" دست کشیدید!
    اما،
    فرمودید:
    "دروغ "فرهنگ امروز" این بوده است که گفته دوره کارشناسی سید جواد میری "پیوسته" بوده است."
    برادر، علامه، فیلسوف، جایی که تحصیل کرده اید اعلام کرده که شما مدرک پیوسته (integrated degree (Bachelor + 1 year Master combined in one degree)) دارید:
    The Master degree Mr. JAVAD MIRI MEYNAGH holds is a (at least) 4 years integrated degree (Bachelor + 1 year Master combined in one degree). Mr. JAVAD MIRI MEYNAGH has included 270 ECTS in his degree, which corresponds to 4,5 years full-time study.
    شما که به بسیاری از زبان‌های زنده و مرده دنیا مسلطید لابد می‌دانید این عبارت یعنی چه:
    a (at least) 4 years integrated degree (Bachelor + 1 year Master combined in one degree)
    
    البته حالا که فرمودید کلا 205 در دانشگاه سوئد گذراندید و این هم در تنافر با اعلام دانشگاه گوتنبرگ است مبنی بر اینکه باید مجموعا 270 واحد می‌گذراندید (می‌گویید 205 واحد گذرانده اید که 160 تای آن مربوط به کارشناسی ارشد بوده؟!!! کارشناسی ارشد 160 واحده هم البته از مواردی است که گویا انحصار آن دست شماست).
    در آن Enstaka Kurser هم فضیلتی نیست! اگر قرار باشد به (به قول شما) گاتالوگ دانشگاه گوتنبرگ رجوع کنیم، آن عنوان کذایی Magisterexamen در تمایزش با masterexamen موجب تشدید مشکلاتتان می شود.
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۷ششگلانی 1 8

    پاسخی به پاسخ میری(2):
    فرمودید:
    "دروغ سوم فرهنگ امروز این است که سید جواد میری چهار ساله کارشناسی ارشد و ارشد [کذا] را به پایان رسانده است در حالیکه در مدارک من همچنین چیزی وجود ندارد. سال ورود و خروج من از دانشگاه گوتنبرگ چیزی دیگر است"
    همچنانکه پیشتر گفتیم و در متن انتقادی فرهنگ امروز آمده است:
    میری، "به گفته خودش و به گواه رزومه رسمی منتشر شده در پژوهشگاه علوم انسانی، به سال ۱۹۹۵ وارد دانشگاه گوتنبرگ سوئد می‌شود و مدرک کارشناسی رشته غریبی را با عنوان «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» (کذا) می‌گیرد." به علاوه، به گواه دانشگاه گوتنبرگ، تاریخ فراغت از تحصیل نامبرده ۱۴ فوریة ۱۹۹۹ است. انشالله علامه میری با یکی از چهارعمل اصلی یعنی تفریق آشنا هستند.
    فرمودید:
    " دانشگاه سوئد اداره ثبت احوال نیست که ورود و خروج افراد را به سوئد ثبت کند"
    بله نیست، شما خود پیشتر تاریخ ورود و خروج خود را اعلام کردید و ما هم به آن استناد کردیم! به گفته خود، جنگ تحمیلی که پایان می‌گیرد (لابد سال 1988 یا 1989) از کشور خارج شده‌اید، و به گواه مدارک تحصیلیتان و اعلام دانشگاه گوتنبرگ سوئد، از سال 95 تا 99 در گوتنبرگ تحصیل مطالعات ادیان کرده اید. این 6-7 سال میان 88-89 تا 95 هم هر کاری می‌کردید به خودتان مربوط است!
    
    فرموده اید:
    " دروغ چهارم این است که در استعلام خیالی دانشگاه هیچ اشاره ای به تحصیل من با مدرک فوق لیسانس در دانشکده جامعه شناسی دانشگاه گوتنبرگ نشده است"
    حضرت علامه! استعلام خیلی کار سختی نیست که به نظر شما خیالی آمده است. ضمنا دانشگاه گوتنبرگ به انگلیسی نیز جواب استعلام ها را می دهد، نیازی به سوئدی‌دانی نیست. تصویر پاسخ دانشگاه گوتنبرگ سوئد هم، چنانکه چشم باز کنید، در پانویس 3 آمده است:
    
    I hereby verify that JAVAD MIRI MEYNAGH, civic registration number 710321-1830, has completed a Degree of Master in Science/Arts in Religious Science/Studies, issued 2008-08-12 (date of completion 1999-02-14) at the University of Gothenburg.
    ضمنا، اگر شما مدرک جامعه شناسی از دانشگاه گوتنبرگ گرفته بودید تا الان چشم و گوش فلک را کور و کر کرده بودید! به یمن رزومه کذایی شما روی تارنمای پژوهشگاه و تصاویری که از مدارک تحصیلی تان روی کانال تلگرامتان گذاشتید و برداشتید، سابقه تحصیلی تان مشخص است
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۸ششگلانی 1 8

    پاسخی به پاسخ میری(2):
    فرمودید:
    "دروغ سوم فرهنگ امروز این است که سید جواد میری چهار ساله کارشناسی ارشد و ارشد [کذا] را به پایان رسانده است در حالیکه در مدارک من همچنین چیزی وجود ندارد. سال ورود و خروج من از دانشگاه گوتنبرگ چیزی دیگر است"
    همچنانکه پیشتر گفتیم و در متن انتقادی فرهنگ امروز آمده است:
    میری، "به گفته خودش و به گواه رزومه رسمی منتشر شده در پژوهشگاه علوم انسانی، به سال ۱۹۹۵ وارد دانشگاه گوتنبرگ سوئد می‌شود و مدرک کارشناسی رشته غریبی را با عنوان «ادبیات عرب و تاریخ اندیشه‌های علمی» (کذا) می‌گیرد." به علاوه، به گواه دانشگاه گوتنبرگ، تاریخ فراغت از تحصیل نامبرده ۱۴ فوریة ۱۹۹۹ است. انشالله علامه میری با یکی از چهارعمل اصلی یعنی تفریق آشنا هستند.
    فرمودید:
    " دانشگاه سوئد اداره ثبت احوال نیست که ورود و خروج افراد را به سوئد ثبت کند"
    بله نیست، شما خود پیشتر تاریخ ورود و خروج خود را اعلام کردید و ما هم به آن استناد کردیم! به گفته خود، جنگ تحمیلی که پایان می‌گیرد (لابد سال 1988 یا 1989) از کشور خارج شده‌اید، و به گواه مدارک تحصیلیتان و اعلام دانشگاه گوتنبرگ سوئد، از سال 95 تا 99 در گوتنبرگ تحصیل مطالعات ادیان کرده اید. این 6-7 سال میان 88-89 تا 95 هم هر کاری می‌کردید به خودتان مربوط است!
    
    فرموده اید:
    " دروغ چهارم این است که در استعلام خیالی دانشگاه هیچ اشاره ای به تحصیل من با مدرک فوق لیسانس در دانشکده جامعه شناسی دانشگاه گوتنبرگ نشده است"
    حضرت علامه! استعلام خیلی کار سختی نیست که به نظر شما خیالی آمده است. ضمنا دانشگاه گوتنبرگ به انگلیسی نیز جواب استعلام ها را می دهد، نیازی به سوئدی‌دانی نیست. تصویر پاسخ دانشگاه گوتنبرگ سوئد هم، چنانکه چشم باز کنید، در پانویس 3 آمده است:
    
    I hereby verify that JAVAD MIRI MEYNAGH, civic registration number 710321-1830, has completed a Degree of Master in Science/Arts in Religious Science/Studies, issued 2008-08-12 (date of completion 1999-02-14) at the University of Gothenburg.
    ضمنا، اگر شما مدرک جامعه شناسی از دانشگاه گوتنبرگ گرفته بودید تا الان چشم و گوش فلک را کور و کر کرده بودید! به یمن رزومه کذایی شما روی تارنمای پژوهشگاه و تصاویری که از مدارک تحصیلی تان روی کانال تلگرامتان گذاشتید و برداشتید، سابقه تحصیلی تان مشخص است
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۱ ۱۴:۲۸ششگلانی 1 10

    پاسخی به پاسخ میری(3):
    
    فرمودید:
    " دروغ ششم فرهنگ امروز این است که میگوید سید جواد میری "تاریخ اندیشه های علمی" نخوانده است و در اینجا او دوباره بی سوادی و مبتدی بودن خویش درباره سیستم آموزش عالی سوئد را نشان داده است. این ترجمه ساده ای بوده که من از مفهوم Ide och Lärdomshistoria انجام دادم و نویسنده بی نام فرهنگ امروز بدون دانستن زبان سوئدی شروع به تهمت زدن نموده است"
    آقای میری، عنوان مدرک تحصیلی شما چیست؟! کسی ادعا می‌کند که Ide och Lärdomshistoria یا history of ideas خوانده است که عنوان رشته و مدرک تحصیلی اش چنان باشد. شاید شما چند واحد هم تاریخ عقاید(!) پاس کرده‌اید، اما این با عنوان مدرک تحصیلی متفاوت است. این را هم نمی‌دانید؟
    این وسط نفهمیدیم دروغ پنجم چه شد؟ استاد از دروغ چهارم به ششم پریده‌اند. باری،
    فرموده‌اید:
    "در ضمن استاد من در سوئد دانشمند بزرگ پروفسور گودمار آنِر است و سوئد جایی نیست که بتوان مدرک جعل کرد"
    کسی نگفت مدرک شما جعلی است. بزرگی پروفسور گودمار آنر یا Gudmar Aneer را هم به جستجویی در گوگل می‌توان درک کرد! موضوع اصلی عدم سنخیت ادعاهای کذایی شما رزومه شما با واقعیت سابقه تحصیلی‌تان است. 
    ما همچون شما که ابایی از خالی‌بندی‌های بزرگ دارید، واقعیت را ملاک می‌گیریم و بر خلاف شما "جامه کس سیه و دلق خود ازرق" نمی‌کنیم. به‌جای اتهام زنی به منتقدان بهتر است صادقانه جواب بدهید، شلوغ‌بازی هم نکنید و دست از نگارش "ستون خوانندگان" (این یکی سخت اسباب شنگولی ما بود) بردارید!
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۲ ۲۲:۵۰محمد 0 47

    فوق العاده بود، زحمت خیلی زیادی کشیدید و سره از ناسره عیان کردید، البته بی مایگی آقای میری از متن هایی که نوشتند و حرف هایی که می زنند کاملاً پیدا است و هوادارانی هم که پیدا کرده اند در بلاهت و هذیان گویی دست کمی از خود ایشون ندارند و تمام این بازی ها فقط نتیجه تشبث و دست اندازی وظن فروشان و خائنینی است که به تمام شئون کشور ما رسوخ کرده اند، بیشتر باید مردم رو آگاه کرد. سپاسگزارم.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۰۳:۴۰اسماعیل 10 37

    بسیاری از مسائل با این حرکت شما و سعی در تخریب دکتر میری آشکار شد و امنیتی نمودن فضای تحقیق و پژوهش در حوزه فرهنگ ها و زبان های  کشورمان که از کجا آب میخورد و بدون شک شما به تفکر ، اندیشه و زبان و فرهنگ فارسی در بلند مدت نه تنها هیچ کمکی نمیکنید شک نکنید شما باعث تحلیل ماهیتی این فرهنگ و زبان خواهید شد و نکته بعدی ماهیت مطالب ،مقالات و کتب تالیفی اقای دکتر میری هست که شما را اینگونه پریشان کرده است یا عدم توانایی در مفاحصه ، مناظره و حتی نقد آکادمیک .... پاسخگو باشید تولید محتوای شما و دوستان شما در جهت اعتلای مردم و نام و فرهنگ کشور عزیزمان چه بوده است و روشن کنید سوابق علمی بزرگانتان و تالیفاتشان،و مورد دیگرحضور دوستان و عزیزان همفکر شما در نهاد ها و سازمان ها و موسسات حتی پژوهشی و علمی  که از بودجه عمومی و بیت المال ارتضاق میکنند و مطمئن باشید یک سرچ ساده و تماس با همان روزمه اعلامی روشن کرد مسائل را ، ولی اصل بر برائت است و نحوه نگارش این مطلب باعث میشود امثال بنده افکارشان مشوش و مردد شود ......
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۰۸:۳۴کمال 0 41

    با سلام خدمت سایت محترم فرهنگ امروز. مطالبی که درباره دکتر سید جواد میری نوشته اید، جای سپاسگزاری دارد. ایشان از سالی که وارد ایران شده اند، یکی از حقه بازی هایشان این بوده است که برخی کتب فارسی را برای ترجمه و ویراستاری به زبان انگلیسی به برخی افراد ساده و باصداقت می دادند، ولی نام مترجم به نام ایشان درج می شده است و اجرت آن را نیز با تحقیر و دشنام، با حداقل آن پرداخت می کردند. واقعاً باید بر آن پژوهشگاه علوم انسانی، نظام آموزش عالی کشور و صدا سیما، تأسف های فراوان خورد که اشخاصی رذل و دروغگو و چپاولگر، نظیر سید جواد میری، منصب استادی جامعه شناسی و صاحب نظری از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را مدعی شده و در آن مراکز به پلیدی ها و دروغ های خود خود مشغول است. مدارک موجود درباره حتی دزدی ها و چپاول های این شخص که از سران پان تورکیسم است و به تخریب زبان فارسی نیز همت گمارده است، موجود بوده و در صورت نیاز در اختیار مردم گذاشته خواهد شد. لطفاً از اعمال ننگین این فرد بنویسید تا مردم بی خبر، از رذالت های ایشان آگاهی پیدا کنند. ممنون از این اطلاع رسانی فرهنگ امروز
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۰۹:۴۶کمال 0 6

    سلام به مدیر محترم سایت فرهنگ امروز. آقای سید جواد میری در حدود 2 سال و نیم در گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف بوده و دوستان ضمن استعلام سوابق ایشان در دانشگاه شریف، متوجه شدند که به علت بروز برخی مشکلات توسط ایشان در آن گروه، حدود 5 سال پیش عذر ایشان خواسته شده است. جالب این است که در سایت آمازون، ایشان هنوز به عنوان استاد در گروه فلسفه علم دانشگاه مشغول تدریس است!!!!!! به این لینک نگاه کنید:
    https://www.amazon.com/East-West-Allama-Bertrand-Russell/dp/0761860827/ref=sr_1_4?s=books&ie=UTF8&qid=1518415794&sr=1-4&keywords=taqi+jafari
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۱۸:۵۶کمال 1 20

    سلام بر افشاگران چپاولگری های انسان نما و فیلسوف نمای قرن 20 و 21، سید جواد میری. امروز توسط یکی از دوستان با یکی از دوستان بسیار محترم این دوستم صحبت می کردیم که سایت شما و مطالب مربوط به جواد میری را مشاهده کرده بود. واقعه ای را تعریف کرد که حاکی از اوصاف و کارهای بسیار  وحشتناک از جواد میری است. یکی از حقه ها و ترفندهای میری در همین چند سال گذشته، یعنی از سال های 1388 تا 1392، جلب اعتماد برخی مراکز فرهنگی برای معرفی مترجمین خارجی جهت ترجمه آثار برخی مفاخر و متفکرین ایرانی بوده است. جواد میری طی چند این سال مبالغ بسیار هنگفتی از این مراکز دریافت کرده و ضمن تحویل ترجمه های بسیار نازل، کاشف به عمل آمده است که این ترجمه ها توسط اشخاص ایرانی و در داخل ایران انجام شده است. یعنی به جای مترجم خارجی، مترجم ایرانی ترجمه را انجام داده است و مابه التفاوت را هم حتماً خودتان حدس بزنید که چقدر میتواند باشد. در همین روزها، با یکی از افرادی دیدار داشتم که در  چندین جلسه در درسهای این فرد که به قول شما علامه و فیلسوف از دیار عدم برآمده است، شرکت داشته و گاهی اوقات کارهای ویراستاری متون فارسی نیز انجام می داده است. ایشان می گفت گه میری برخی متن های فارسی را از برخی مؤسسه های انتشاراتی به من می داد تا ویرایش کنم و اصرار داشت که برای رضای خدا و رایگان انجام دهم. من هم چندین بار به تعداد صفحات زیاد به طور داوطلبانه حدود 600 صفحه کارهای ویرایشی آن انتشارات را رایگان انجام دادم، ولی پس از چند سال، اخیراً فهمیدم جواد میری از آن انتشارات مبالغی هنگفت بابت ویراستاری این کاری که من به طور داوطلبانه انجام دادم، دریافت کرده است.
    سایت محترم فرهنگ امروز، مشخصات این انتشارات را که متعلق به یکی از متفکرین و اساتید بسیار والامقام است و چند سال پیش رخ در نقاب خاک کشیده است، از این شخص دریافت کرده ام و به زودی نتیجه تحقیقات خود را خدمتتان عرض خواهم کرد. واقعاً باید به نظام آموزش عالی کشور واسفا گفت؛ پژوهشگاه که جای خود دارد.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۲۰:۱۸ 25 4

    احسنت جناب ششگلانی. با اندیشه های پوشالی افرادی چون میری که آگاهانه و یا از روی جهل، وحدت ملی ایرانیان را نشانه می روند باید برخورد علمی جدی شود. سپاس از فرهنگ امروز.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۲۰:۳۹ 21 10

    با سپاس از زحمات آقای ششگلانی 
    امیدوارم کسانی دیگر نیز از جمله دانشجویان شاغل و بیکار که از درد بیکاری می نالند همین شیوه عارف ششگلانی رادر مورد دیگر افراد هم به کار می گرفتند تا دست کم قدمی برای تصفیه یا عقب راندن موج ادعا و بی سوادی از دانشگاههای کشور فراهم آید. این دست استادان چه مدعی تحصیل داخل و چه خارج زیادند و باید چنین مباحث انتقادی و دقیقی آنها را وادار به پاسخگویی کند و سرانجام از لحاظ قضایی موضوعشان بررسی شود. دیگر بس است این همه بی سوادی و ادعا 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۳ ۲۲:۲۰صادق 18 6

    امثال این جاعلان و دروغگویان سالهاست که در دانشگاه ها از ورود بهترین نخبگان این سرزمین جلوگیری میکنند تا نانی برای خود دست وپا کنند . وای بر مملکتی که استادان جاعلش در صدر می نشینند و نخبگانش به جاده مهاجرت چشم دوخته اند. این اقا (حیف صفت مرد) با ساختن رزومه ای جعلی و انتشار مقالاتش در نامعتبرترین نشریات در پژوهشگاه باصطلاح انسانی پژوهش مینماید.وای بر علوم انسانی وای بر پژوهشگاهی چُنین.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۴ ۱۳:۱۳کمال 0 6

    مسئول محترم سایت فرهنگ امروز. با سلام. مطالبی که خدمتتان می نویسم، طبق آن حس جستجوگری ام برای تمیز سره از ناسره، گذارم به یک مرکز فرهنگی انتشاراتی افتاد که وضعیت نیمه تعطیل داشت. طبق مدارک و قرائن مستندی که در آنجا دیدم و همه آنها درست بود، این شیخ کرامت پیشه و فیلسوف مینقی! چنان تاراج هایی از لحاظ مالی کرده است که این مؤسسه را به ورطه تعطیلی کشانده است. علت این تاراج و عدم پیگیری های قضایی را از برخی افراد حاضر در آنجا جویا شدم که خودش ماجرای مفصلی دارد. به خدا قسم، اگر بخواهم از کرامات شیطانی این شیخ و فیلسوف نمای مینقی بگویم که منجر به بیکاری و به تاراج رفتن روح و روان و مال و از بین رفتن باورها و اعتقادات عده ای افراد، و حتی منفی شدن دیدگاه افراد خارجی، نسبت به قشر نظام دانشگاهی ایران و مراکزی علمی همچون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی شده است، سراسر وجودتان را نفرت و انزجار فرا خواهد گرفت. علت اینکه مؤسسه مزبور قادر به اقدام قضایی نیست، این است: کسی که تمام پولش به یغما رفته باشد، چگونه باید با این هزینه های بسیار بالای وکالت در این روزگار وانفسا، داد خود را بستاند؟ حیله های شیخ شیطان صفت مینقی نسبت به این مؤسسه، بسیار زیرکانه و هشیارانه بوده و سالها باید در دستگاه قضا به این طرف و آن طرف دوید. لطفاً جلسه ای را ترتیب دهید تا کرامات شیخ و فیلسوف مینقی با تمام مدارک به نظر شما برسد و آنگاه اگر صلاح بود، در حد وسیع اطلاع رسانی شود. با تشکر
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۴ ۲۰:۳۳ 0 5

    این کاسبان علم از ایران فقط نان و آب آن را می خواهند و در لوای چهره به ظاهر موجه خود، و در غفلت متولیان امر در حال نشر افکار و عقاید ضدایرانی خود هستند. باید افاضات قوم گرایانه جواد میری را علیه ایران و ایرانیت و هویت ایرانی مرور کرد تا متوجه عقاید پلید او گردید. فرهنگ امروز حرف دل خیلی ها را بیان کرد. به شخصه ارادتم به فرهنگ امروز مضاعف شد. 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۵ ۱۵:۱۷بیت اله ندرلو 27 135

    با عرض سلام به دوستان محترم. بنده بیت اله ندرلو دانشجوی دکترای حکمت متعالیه دانشگاه اصفهان هستم. بنده از سال 1384 به صورت تمام وقت در کار ترجمه اشتغال دارم هرچند ترجیح میدادم که کارم تحقیق و پژوهش بود تا ترجمه. البته ترجمه در معنای دقیق کلمه باید همراه با پژوهش و تحقیق و تفکر باشد. به هر صورت، روزگار نامساعد اقتصادی و وضعیت نامناسب شغلی و نبود حمایت باعث شد که بنده در کمال ساده باوری و صداقت پیشنهادهای کاری را بدون مطالعه و تحقیق کافی قبول نمایم. در سال 1390 زمانی که به خدمت سربازی اعزام شده بودم فردی با بنده تماس گرفتند و خودشان را دکتر سید جواد میری معرفی کردند. ایشان گفتند که تعریف بنده را از شخصی که نمی خواهم اسمشان را بیاورم شنیده اند و علاقه دارند که من در پروژه ترجمه آثار علامه محمد تقی جعفری به انگلیسی با ایشان همکاری کنم. متأسفانه احتیاج و نبود بنیه اقتصادی من را به این همکاری ترغیب کرد. بنده سه کتاب علامه را به سفارش ایشان و به تعبیر خودشان با هزینه یک خیر و علم دوست به انگلیسی ترجمه کردم و جمعاً مبلغ 5 میلیون تومان باعث 1000 صفحه ترجمه انگلیسی از آثار علامه به من پرداخت کردند. هنگام انتشار اولین ترجمه با ایشان سر اسم بنده به مشکل برخوردیم. ایشان اصرار داشتند که اسم من به حالت مخفف B نوشته شود و نیازی نیست که نام Beytollah قید شود. حتی روی طرز نوشتار انگلیسی فامیل بنده Naderlou بحثمان شد و ایشان اصرار داشتند که باید Naderlew نوشته شود و بنده حتی به خاطر اعتماد به حرف ایشان به عنوان یک تحصیلکرده غربی و انسان آگاه پاسپورتم را هم با این املاء دریافت کردم در حالی که بعدها یکی از دوستانم که ساکن اروپاست و دوست کودکی بنده است مرا به خاطر این اشتیاه بسیار مذمت کرد. به هر صورت بعد از مدتی ایمیلی از سوی موسسه علامه جعفری و شخص آقای علی جعفری برای من ارسال شد و سری بزرگ آشکار گردید مبنی بر این که آقای میری حدود 18 میلیون تومان از حق ترجمه بنده را از بابت ترجمه سه کتاب در جیب مبارک قرار دادند. چون هیچ مدرکی و هیچ قراردادی نداشتیم نتوانستیم در محاکم قضائی از ایشان شکایت کنیم. و قضاوت را برای روز قیامت و نزد حضرت حق نگاه داشتیم. نکته جالب اینجاست که ایشان حتی عنوان من را جعل کرده بودند و مرا با عنوان بنجامین ندرلیو ساکن استرالیا معرفی کرده بود.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۶ ۱۲:۱۹رضا 3 44

    شرم بر پژوهشگاه علوم انسانی و بر وزارت علوم که با علنی شدن این فساد هم، مفسدان را بازخواست نمیکند
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۹ ۱۵:۰۳دانشجو 1 28

    متاسفانه با پدیده ای مواجیهم که می توان نام آن را (شارلاتانیزم دانشگاهی) گذاشت. شارلاتانیزم دانشگاهی یعنی اینکه به هزار ضرب و زور مدرکی جور کنی و خود را با رانت و کمی هم شانس به کسوت کرسی استادی یکی از نهادهای به اصظلاح علمی کشور بنشانی. آنجاست که میت وانی پادشاهی کنی. مقالاتت را دانشجویان بی نوا می نویسند و همان ها هم چاپ می کنند و تو فقط از مزایایش برخوردار می شوی. مدارج ارتقا را طی میکنی و هر روز بیشتر در این توهم غوطه ور می شوی که کسی هستی. می توانی مشتی خزعبل به نام کتاب هم چاپ کنی. سالی 7 - 8 پایا نامه و رساله به تو میدهند و این خوان همچنان گسترده است. ماهی 7 - 8 میلیون حقوق میگیری و اگر کمی زرنگ باشی طرحی هم می توانی از نهادهای وابسته در هوا بزنی و همان را به دانشجوی بی نوا به نام رساله غالب کنی. همه اینها یعنی شارلاتانیزم علمی که استاد معظم میری، الحق و الانصاف گوی سبقت را از همه ربوده. با به حال آن نهادی علمی که این متن را خوانده و از میری نپرسیده خرت به چند؟
                                
  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۹ ۱۷:۵۱رسولي 127 8

    واقعا براي نگارنده اين مقاله ومثلا نقد نظرات دكتري ميري متاسفم
    شمابه جايي اينكه نظرات ايشان رانقدكنيد وبادليل وبرهان خلاف آنراثابت كنيد شروع به توهين وفحشاي به يك نويسنده شدين
    واقعا فرهنگ امروز مابه كجا مي رود اگرفرهنگ امروزما اين است خدابه داد مابرسد
    اوج بداخلاقي ونفرت رادر فحش نامه تان نثارش كريدن تف برشما وفرهنگ مزخرفتان
    
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۵ ۱۴:۴۲علیرضا 0 12

    آقای رسولی (یا رسولف) کامنت 29-11-1396، اینجا قرار نبوده نظرات مشعشع آقای میری نقد شود. اصلا مگر کسی به نظرات ایشان کاری دارد؟ مگر وقتی مدرک جعلی کردان یا انتحال آقای محمود خاتمی و دیگر افتضاحات و سرقت های علمی آشکار می شود کسی می رود عملکرد کردان یا نظرات سارقان علمی را بررسی میکند؟ شما و استاد مجعول السابقه تان آقای میری بهتر است جوابگوی رسوایی خا باشید، اگر از زیر بار این بی آبرویی به سلامتی بیرون آمدید آن وقت انتظار داشته باشید نظراتتان بررسی شود
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۵ ۱۵:۲۱میثم 0 1

    آقای رسولی. اوج بداخلاقی است. کدام نظرات میری را انتقاد کنند. اگر بیشتر نوشته ها تقلبی است و وجود خارجی ندارد چه چیزی را باید نقد کرد؟ 
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۰۷ ۰۸:۳۸پاسخ به رسولی 0 2

    استدلال و برهان شما کاملا از (تف برشما وفرهنگ مزخرفتان) هویداست. از قضا فرهنگ امروز کار نکرده وزارت علوم را انجام میدهد.
    باید برای وزارت علوم و پژوهشگاه کذایی ابراز تاسف کنید با شاهکاری به اسم میری که جذب فرموده اند و سالانه صد میلیون هزینه اراجیف او را می دهند.
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۱۴ ۰۰:۲۸نظری 3 0

    به نظر میاید... نقد علمی ایشان بیشتر از نقد سوابق تحصیلی ایشان بکار آید... کسی اگر نقدی دارد ارائه دهد
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۱۴ ۰۱:۲۹حمید 0 5

    اگر سری به فضای مجازی بزنید و سخنرانی ها و نشست های مشترک چند سال اخیر سید جواد میری را جستجو کنید یک نام تقریبا در همه آنها به چشم می خورد: قاسم پورحسن. از قدیم گفته اند کبوتر با کبوتر باز با باز     کند هم جنس با هم جنس پرواز
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۲۲ ۱۹:۳۶سید جواد میری 1 202

    سلام آقای ششگلانی یا بهتر بگم محمدزاده
    
    اگر خواستید دسترسی داشته باشید تشریف بیارید پژوهشگاه من در خدمت شما و دوستان هستم به صرف چای. 
    با احترام
    سید جواد میری
                                
  • ۱۳۹۶-۱۲-۲۴ ۱۸:۴۴عارف ششگلانی 83 0

    برادر، رفیق سید جواد قفقازی
    حقیقتش من اهل گعده نشینی و پرگویی نیستم.  حرف گزیده و کاری و مستند زدن مستلزم کم گفتن است، نه پر و بیراه گفتن! خودتان را ببینید. حرف ماشاالله زیاد می زنید، اما حرف حساب؟ حاش الله
    در ضمن، در شریعت ما آمده زمین غصبی نماز ندارد، چه رسد به گعده نشینی و صرف چای.
    گفتگو را بگذارید برای وقتی که از پژوهشگاه استعفاء دادید و به دلیل آنچه مستند درباره رزومه شما ذکر کرده ایم، از جامعه دانشگاهی کشور عذرخواهی کردید.
    
    با احترام
    ششگلانی
                                
  • ۱۳۹۷-۰۱-۲۵ ۱۰:۴۸حسین 0 2

    سلام. با این نوشته های افراد در این سایت درباره جواد میری، واقعاً ننگ بر جامعه دانشگاهی است که چنین جرثومه هایی را در خود جای داده و از پول مردمی که با سختی های زندگی دست و پنجه نرم میکنند و یا سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند، برداشته میشود و به حلقوم این گونه افراد خائن و تجزیه طلب ریخته میشود. جای تعجب بیشتر آن است که ایشان چرا هنوز در سمت خویش باقی است؟ خدا انتقام این ملت مظلوم را از مراکز دانشگاهی و سازمانهای بی خیال نسبت به خیانت این افراد فاسد و خائن بگیرد. ان شاءالله 
                                
  • ۱۳۹۷-۰۲-۰۶ ۲۲:۰۹احمدی 0 0

    وای خدای من!!! هر چه بگندد، نمکش میزنند، وای به حالی که بگندد نمک. سید جواد میری و مانند او در این جامعه دانشگاهی فاسد، البته بلا نسبت خوبهایشان، چه بسیارند و ما هم سراغ داریم که چگونه مشغول چپاول مالی و روحی جوانان ما هستند. لعنت خدا بر این افراد خائن، تجزیه طلب و فاسد. امیدواریم یک روز خود مردم به خواست خدا این لجن های فرنگی را نابود کنند. 
                                

نظر شما