شناسهٔ خبر: 66210 - سرویس اندیشه
نسخه قابل چاپ

نگاهی به کتاب مظنون اثر بوریس گرویس

گرویس استدلال می‌کند که در جهان اشباع‌شده از تصاویر و اطلاعات رسانه‌ای، وضعیت پیش‌فرض مخاطب دیگر نه اعتماد ساده‌لوحانه، بلکه «ظن» و «سوءظن» است؛ سوءظنی که نه فقط به صدق و کذب پیام‌ها، بلکه به خود ذات و سازوکار رسانه به‌عنوان یک حامل معطوف است.

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از ایبنا، در دوران معاصر، که مشخصه‌اش تکثیر بی‌سابقه رسانه‌ها و درهم‌تنیدگی آن‌ها با تار و پود زندگی روزمره است، پرسش از ماهیت، کارکرد و تأثیرات رسانه اهمیتی حیاتی یافته است. در میان انبوه تحلیل‌ها، کتاب «مظنون؛ پدیدارشناسی رسانه» اثر فیلسوف، منتقد هنری و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، بوریس گرویس، جایگاهی ممتاز و منحصربه‌فرد دارد. این اثر که به حوزه‌های فلسفه، مطالعات رسانه، نقد هنری و نظریه فرهنگی پل می‌زند، از دغدغه‌های رایج اما گاه سطحی پیرامون اخبار جعلی یا سوگیری‌های محتوایی فراتر رفته و بنیان‌های معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی مواجهه ما با پدیده رسانه را به چالش می‌کشد.

گرویس استدلال می‌کند که در جهان اشباع‌شده از تصاویر و اطلاعات رسانه‌ای، وضعیت پیش‌فرض مخاطب دیگر نه اعتماد ساده‌لوحانه، بلکه «ظن» و «سوءظن» است؛ سوءظنی که نه فقط به صدق و کذب پیام‌ها، بلکه به خود ذات و سازوکار رسانه به‌عنوان یک حامل معطوف است. کتاب «مظنون» کاوشی عمیق در این پدیدارشناسی سوءظن است و تلاش می‌کند تا مفاهیم کلیدی مرتبط با نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به تجربه فردی و اجتماعی انسان معاصر را تبیین نماید. گرویس با نگاهی دقیق و میان‌رشته‌ای، به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری رسانه‌ها (با تمرکز ویژه بر تلویزیون، شبکه جهانی اطلاعات و هنرهای تجسمی) بر درک ما از واقعیت، هویت و آگاهی می‌پردازد و ما را وامی‌دارد تا در بداهت‌های پذیرفته‌شده جهان رسانه‌ای بازنگری کنیم.

پدیدارشناسی ظن: از محتوا به هستی مشکوک رسانه

نقطه عزیمت و نوآوری اصلی گرویس در این کتاب، بازتعریف و کاربست مفهوم «پدیدارشناسی» در زمینه مطالعات رسانه است. او معتقد است پدیدارشناسی کلاسیک هوسرلی، که در پی رسیدن به ماهیت پدیدارها از طریق تعلیق باورها و پیش‌فرض‌ها و تمرکز بر آگاهی قصدی بود، در مواجهه با پدیده رسانه ناکارآمد است. دلیل این امر آن است که رسانه، برخلاف اشیای طبیعی یا حتی ابزارهای ساده، هرگز به‌طور شفاف و بی‌واسطه خود را بر آگاهی عرضه نمی‌کند. مواجهه ما با تصویر، متن یا صدای رسانه‌ای همواره با لایه‌ای از تردید و سوءظن همراه است: ظن به نیات پنهان فرستنده، ظن به دستکاری‌های فنی، ظن به اندیشه نهفته در پس پیام و مهم‌تر از همه، ظن به خود حامل یا زیرساخت نامرئی که پیام را ممکن می‌سازد. گرویس این وضعیت را «پدیدارشناسی سوءظن» می‌نامد و استدلال می‌کند که موضوع حقیقی این پدیدارشناسی نه محتوای آشکار پیام، بلکه خود رسانه در مقام یک هستی ذاتاً مشکوک است. این «سوءظن هستی‌شناختی رسانه» که به چیستی و وجود خود رسانه نظر دارد، تحلیل را از سطح پرسش «آیا این خبر راست است؟» به سطح عمیق‌تر «این رسانه چگونه عمل می‌کند؟» و «حقیقت خود این رسانه چیست؟» منتقل می‌کند. رسانه‌ها صرفاً ابزار انتقال فرهنگ و اطلاعات نیستند؛ آن‌ها فعالانه تجربه‌های ما را پیکربندی کرده و بر نحوه ادراک ما از واقعیت تأثیر می‌گذارند و دقیقاً به همین دلیل، هستی آن‌ها همواره مورد پرسش و ظن قرار می‌گیرد. این سوءظن، به‌ویژه در مدرنیته و با پیچیده‌تر شدن فناوری‌های رسانه‌ای، به اوج خود رسیده و به نگرشی فلسفی و شناختی غالب در مواجهه با جهان رسانه‌ای بدل شده است.

بحران خلوص و کاوش در درون زیررسانه‌ای

یکی از دغدغه‌های محوری که گرویس در کتاب «مظنون» مطرح می‌کند، چالش دائمی رسانه‌ها در مواجهه با همین سوءظن فراگیر است. از دیدگاه عمومی و شاید حتی در انتظارات ناگفته مخاطبان، رسانه ایده‌آل، رسانه‌ای «خالص» و «صادق» است که واقعیت را بدون واسطه، فیلتر یا پرده‌پوشی بازنمایی کند. اما گرویس نشان می‌دهد که این ایده‌آل، نه تنها دست‌نیافتنی، بلکه اساساً با ماهیت رسانه در تضاد است. هر رسانه‌ای، به حکم تعریف، متضمن سطحی از گزینش، کادربندی، ویرایش، کدگذاری و به‌طور کلی، «پیچیدگی» و «فیلترسازی» است که امکان بازنمایی شفاف و بی‌واسطه را ناممکن می‌سازد. تلاش رسانه‌ها برای فائق آمدن بر این بی‌اعتمادی ذاتی و بازیابی اعتماد مخاطب، اغلب به شکل تولید و القای «حس خلوص و صداقت» صورت می‌گیرد. این تلاش، خود به یک راهبرد رسانه‌ای بدل می‌شود که می‌تواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد: از تأکید بر بی‌طرفی و واقعیت‌گرایی تا نمایش احساسات شدید و لحظات به‌ظاهر بی‌واسطه و افشاگرانه. با این حال، گرویس استدلال می‌کند که حتی این تلاش‌ها نیز از دایره سوءظن خارج نیستند و خود می‌توانند به‌عنوان بخشی از بازی پیچیده رسانه‌ای تفسیر شوند.

در این میان، مفهوم «فضای زیررسانه‌ای» اهمیتی کلیدی می‌یابد. این فضا، لایه‌های پنهان، زیرساخت‌های فنی، مادی و اندیشه‌ای است که عملکرد آشکار رسانه به آن وابسته است و قوام و پایایی شناختی آن را تضمین می‌کند. فضای زیررسانه‌ای جایی است که اعتبار رسانه تولید و حفظ می‌شود. اما سوءظن هستی‌شناختی دقیقاً به همین لایه پنهان نیز تسری می‌یابد؛ ما گمان می‌بریم که حقیقت رسانه در این درون پنهان نهفته است، اما دسترسی به آن همواره غیرمستقیم و مشکوک باقی می‌ماند. حتی لحظاتی که رسانه به نظر می‌رسد خود را «افشا» می‌کند و درون زیررسانه‌ای خود را به نمایش می‌گذارد (آنچه گرویس «صدق زیررسانه‌ای» یا جلوه خودافشاگری امر رسانه‌ای می‌نامد)، این افشاگری نیز خود به بخشی از «نمایش» رسانه‌ای تبدیل شده و نمی‌تواند به‌طور قطعی بر سوءظن غلبه کند. این وضعیت، رسانه‌ها را در نوعی «بحران دائمی» قرار می‌دهد؛ آن‌ها نه می‌توانند کاملاً خالص باشند و نه می‌توانند پیچیدگی و فیلترسازی ذاتی خود را نادیده بگیرند، و هر تلاشی برای اثبات صداقت، می‌تواند به تقویت ظن منجر شود.

رسانه به‌مثابه پایگاه فرهنگی: آرشیو، قدرت و دگرگونی

گرویس در تحلیلی بدیع، کارکرد رسانه‌ها را فراتر از صرف انتقال پیام یا بازنمایی واقعیت می‌برد و آن‌ها را به‌مثابه پایگاه فرهنگی مفهوم‌پردازی می‌کند. این پایگاه‌ها، فضاهایی نمادین و مادی هستند که وظیفه‌شان نه بازتاب شفاف جهان خارج، بلکه «جمع‌آوری»، «ثبت»، «ذخیره‌سازی»، «ارزش‌گذاری» و «بازنمایی» عناصر فرهنگی و تاریخی است.

منطق حاکم بر این پایگاه‌ها با منطق جهان روزمره بیرون متفاوت است؛ عناصری که در بیرون ممکن است بی‌اهمیت، گذرا یا فاقد ارزش تلقی شوند، با ورود به آرشیو رسانه‌ای، «اهمیت» و «ارزش» فرهنگی می‌یابند و بخشی از حافظهٔ جمعی یا روایت رسمی می‌شوند. این عوامل نه صرفاً انباشتی منفعلانه، بلکه فعال و مبتنی بر قدرت هستند. رسانه‌ها از طریق همین سازوکار آرشیوی و بازنمایی، قادرند ارزش‌ها و گزینه‌های فرهنگی جدیدی را تقویت کرده و ساختارهای سنتی را به چالش بکشند.

میراث نظری، پژواک انتقادی و اهمیت ماندگار

کتاب «مظنون؛ پدیدارشناسی رسانه» اثر بوریس گرویس، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین و تأمل‌برانگیزترین آثار در حوزه نظریه رسانه است. تأکید گرویس بر اینکه ظن به‌عنوان وضعیت معرفتی غالب در مواجهه با رسانه است و تحلیل سازوکارهای تولید حس «واقعیت» در این زمینه، ابزارهای مفهومی ارزشمندی برای فهم انتقادی فرهنگ معاصر فراهم می‌آورد. این اثر که توسط اشکان صالحی ترجمه و از سوی انتشارات نی در ۲۶۲ صفحه و با قیمت ۲۶۰ هزار تومان روانه بازار نشر شده با طرح پرسش‌هایی بنیادین، خواننده را به تأملی عمیق‌تر پیرامون پیچیدگی‌های حضور رسانه در زندگی فرا می‌خواند.

برچسب‌ها:

نظر شما